اخباریادداشت سیاستی

تاب‌آوری اقتصاد دیجیتال در زمان جنگ

بررسی و تحلیل تاثیر جنگ های نوین بر حوزه اقتصاد دیجیتال و تاب‌آوری آن در زمان وقوع جنگ

✍️ پژوهشکده علوم و فناوری‌های نوظهور

در شرایط صلح، اقتصاد دیجیتال بر پایۀ کارایی، رشد سریع و اتصال دائمی بنا شده است. اما با شروع درگیری‌های نظامی، این موارد به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرند. جنگ مدرن دیگر فقط نبرد میدان‌های نبرد فیزیکی نیست؛ بلکه نبردی است که در آن زیرساخت‌های فیزیکی با موشک هدف قرار می‌گیرند، داده‌ها با سلاح‌های سایبری دستکاری می‌شوند و اعتماد عمومی به‌عنوان حیاتی‌ترین سوخت اقتصاد، هدف حمله‌های روانی قرار خواهد گرفت.

در این فضا، مفهوم سنتی «تاب‌آوری» که به معنای «بازگشت به حالت قبل» است، کافی نمی‌باشد. اقتصاد دیجیتال نیازمند چارچوبی است که بتواند نه‌تنها در برابر شوک‌ها مقاومت کند، بلکه خود را در جریان بحران تغییر دهد، تکامل یابد و حتی در مواردی پس از عبور از این تنش‌ها قوی‌تر شود. در تئوری سیستم‌ها به این ویژگی پادشکنندگی می‌گویند.
بنابراین، استراتژی بقا در جنگ بر پایۀ سه رکن حیاتی و به‌هم‌پیوسته استوار است که بدون هر یک از آن‌ها، سیستم فرو می‌پاشد:

  1.  تداوم عملیات سایبر-فیزیک: تضمین اینکه سیستم‌های حیاتی حتی در صورت قطعی کامل ارتباطات یا حملۀ فیزیکی، به‌صورت هوشمند و مستقل به کار ادامه دهند.
    2- حفاظت یکپارچه از زیرساخت‌ها: گذر از دفاع ایستا به دفاع پویا در لایه‌های فیزیکی و داده‌ای، برای جلوگیری از نابودی کامل شبکه‌ها.
    3- مهندسی اعتماد و زنجیرۀ ارزش: حفظ جریان نقدینگی و اعتماد عمومی از طریق شفافیت داده‌ای و تضمین دسترسی به کالاها، حتی در قلب طوفان جنگ.این سه رکن، اسکلت‌بندی یک اقتصاد دیجیتال پایدار در زمان جنگ را تشکیل می‌دهند که در آن، بحران نه یک پایان، بلکه فرصتی برای بازآرایی و تثبیت ساختارهای جدید خواهد بود.

معماری بقا در میدان نبرد دیجیتال

وقتی مرزهای جغرافیایی با ریزموج‌های مخابراتی و پالس‌های الکترومغناطیسی محو می‌شوند، اقتصاد دیجیتال وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن مهندسی بقا جایگزین مهندسی رشد می‌گردد و این تغییر استراتژیک نیازمند بازتعریف کامل نحوه تعامل با زیرساخت‌ها، داده‌ها و اعتماد عمومی است.

در بررسی این سه مؤلفۀ حیاتی به‌عنوان ستون‌های یک سیستم یکپارچه، ابتدا باید «تداوم عملیات» را از حالت صرف «خاموش شدن» به «عملکرد هوشمند در انزوا» تغییر داد؛ زیرا در جنگ فرض بر قطع یا اختلال مداوم شبکه‌های ارتباطی اصلی است و هدف دیگر حفظ اتصال دائم نبوده، بلکه حفظ کارکرد در انزوا است. برای این کار شبکه‌ها باید به خوشه‌های کوچک و ایزوله تبدیل شود. همچنین هر خوشه با داشتن توانایی تصمیم‌گیری و پردازش مستقل، بتواند در صورت نابودی سرور مرکزی، به تنهایی خدمات حیاتی ارائه دهد. در حالی که سیستم‌های مدیریت شبکه باید به صورت آنی ترافیک را دسته‌بندی کنند تا در لحظۀ حمله، ترافیک‌های حیاتی اولویت مطلق پیدا کنند و ترافیک‌های غیرحیاتی به صورت خودکار قطع شوند تا پهنای باند باقی‌مانده صرف حفظ حیاتی‌ترین ارتباطات شود و هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای حمله سایبری در لحظه ورود، بخش‌های آلوده را پیش از گسترش آلودگی ایزوله کند.

در محور دوم که «حفاظت از زیرساخت» از حالت «دژهای سنگی» به «شبکه‌های زنده و پویا» در می‌آید، حفاظت فیزیکی و داده‌ای دیگر جهت ساختن دیوارهای ضخیم‌تر به کار برده نمی‌شود، بلکه به معنای ایجاد سیستمی است که نابود شدن بخش‌هایی از آن‌ها باعث فروپاشی کل سیستم نشود و برای این منظور داده‌های حیاتی نباید در یک سرور بزرگ ذخیره شوند، بلکه باید به قطعات کوچک شکسته و در مکان‌های جغرافیایی کاملاً متفاوت پراکنده شوند تا نابودی ۳۰ درصد از گره‌ها منجر به از دست رفتن داده نشود. در عین حال دفاع لایه‌ای فیزیکی شامل لایه‌های شناسایی با حسگرهای و پهپادها، لایه انحراف با سیستم‌های جنگ الکترونیک برای انحراف موشک‌ها و پهپادها، و لایۀ استتار با فناوری‌های فریب‌دهنده برای پنهان کردن موقعیت واقعی مراکز داده اجرا شود و همچنین زیرساخت‌ها باید مجهز به میکروگریدهای انرژی با استفاده از منابع تجدیدپذیر و باتری‌های صنعتی باشند تا حتی در صورت قطع کامل شبکه برق ملی به کار خود ادامه دهند.

در محور سوم «حفظ اعتماد و زنجیره ارزش» که از «اطمینان سنتی» به «مهندسی اعتماد شفاف» تغییر جهت می‌دهد. باید پذیرفت که در جنگ ترس و عدم قطعیت به بالاترین سطح می‌رسد و این ترس می‌تواند باعث طغیان اقتصادی شود. در اینجا حفظ اعتماد یک عملیات فنی-روانشناختی است که از طریق شفافیت داده‌محور با استفاده از فناوری‌هایی مانند بلاک‌چین برای ثبت غیرقابل دستکاری موجودی کالاها و تراکنش‌ها ایجاد می‌شود تا نگرانی از کلاهبرداری یا تورم دستکاری‌شده کاهش پیدا کند، مراکز فرماندهی اطلاعاتی با کمک هوش مصنوعی شایعات اقتصادی را در لحظه شناسایی کند و با داده‌های واقعی پاسخ دهند تا سرعت شفافیت به عنوان پادزهر عمل کند و در نهایت سیستم‌های پرداخت غیرمتمرکز و امن ایجاد شوند که حتی در صورت قطع زیرساخت‌های بانکی مرکزی، تراکنش‌ها را از طریق شبکه‌های جایگزین پردازش کنند تا درآمد کسب‌وکارها حفظ شود و اعتماد سهامداران و مشتریان زنده بماند.

نهایتاً در حین جنگ، اقتصاد دیجیتال دیگر یک سیستم «بهینه» نیست، بلکه یک سیستم «زنده» است که برای بقا طراحی شده و موفقیت در این شرایط نه به‌معنای جلوگیری از تمام خرابی‌ها، بلکه به‌معنای طراحی مکانیسمی است که در مواجهه با خرابی، کارکرد خود را از دست ندهد، از داده‌هایش حفاظت و اعتماد عمومی را نه‌تنها حفظ، بلکه تقویت کند. این سه رکن که تداوم عملیات، حفاظت زیرساخت و مهندسی اعتماد را شامل می‌شوند، هم‌افزا هستند؛ به‌طوری که زیرساخت‌های محافظت‌شده عملیات مداوم را ممکن و عملیات مداوم اعتماد عمومی را تضمین می‌کند و در نهایت این چرخه تعاملی اقتصاد را از یک سیستم شکننده به یک سیستم مقاوم و پیش‌رونده تبدیل خواهد کرد.

پیشنهادات راهبردی

در چارچوب تدوین پیشنهادات راهبردی برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در زمان جنگ، تمرکز باید از صرف واکنش‌پذیری به سمت ایجاد ساختارهای خودترمیم و ضد‌فروپاشی تغییر جهت دهد. هدف اصلی آن است که سیستم‌های فیزیکی و داده‌ای نه فقط دوام بیاورند، بلکه در شرایط فشار و انزوا بازآفرینی ظرفیت داشته باشند. این رویکرد سه مسیر اصلی پیشنهاد می‌کند: تقویت تداوم عملیات سایبر-فیزیک از طریق معماری‌های مستقل و خوشه‌ای؛ طراحی دفاع یکپارچه زیرساخت بر پایه‌ی توزیع و هم‌پوشانی منابع؛ و مهندسی اعتماد در زنجیره ارزش با اتکا به فناوری‌های شفاف و مقاوم در برابر جنگ اطلاعاتی.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا