پیادهسازی پروژه بهروزشده شهریور ۱۳۲۰ در دستورکار آمریکا
یادداشت مجید ضیائی، کارشناس کلان تاریخ (بههمت اندیشکده سبا)
مجید ضیائی بههمت اندیشکده سبا
تلاشهای دشمن از جنگ ۱۲ روزه تا کنون بر ۳ محور بنا شده بود:
- بحران جانشینی؛
- آشوب مرزی؛
- اغتشاش شهری.
برای توصیف چنین وضعیتی معمولا از تعبیر جنگآورد (warfare) استفاده میشود. جنگآورد استراتژی جنگهای بعد از قرن ۱۹ الیگارشی حاکم بر جهان است؛ جنگافروزیهای پیوسته و پراکنده بدون درگیرشدن تمام عیار یا بهعبارتدیگر لایههای مختلف جنگ (مانند جنگ اقتصادی، تحریم، جنگ روانی، جنگ رسانهای، جنگفتاورانه و صنعتی، جنگ دیپلماتیک، جنگ تبلیغاتی و …) بدون درگیری کامل نظامی.
۱) بحران جانشینی
بعد از قرن ۱۶ام بحران جانشینی در کل دنیا مهم شده است که گاه به جنگهای دوجانبه و چندجانبه در دورههای مختلف منجر شده است؛ مانند بحران جانشینی اسپانیا و جنگهای مرتبط با آن، بحران جانشینی اتریش و… نمونههایی از این دست بودند که امریکا این راهبرد را بهعنوان یکی از محورها برای ضربه به ایران در مسیر تسلیم ایران برگزیده است.
البته تاریخ معاصر ۳۰۰ ساله ایران دارای چند بحران جانشینی بوده است؛ جانشینی در همه شاهان قاجار که کمابیش وجود داشته است مانند بهتختنشستن محمدشاه بهجای فتعلیشاه و بحران جانشینی در بهسلطنترسیدن ناصرالدینشاه بهجای محمدشاه.
۲) آشوب مرزی
یکی از ابزارهای دشمن در جنگ فعلی آشوب مرزی است مشابه این اتفاق در تاریخ ایران کمسابقه نیست؛ برای نمونه هنگامی که بریتانیا در میانه سده نوزدهم تصمیم بر جداسازی افغانستان از ایران گرفت در هرات شورش به وجود آمد و هنگامی که شاه قاجار برای فرونشاندن شورش به هرات لشکرکشی کرد، بریتانیا با تصرف جزیره خارک و حمله به بوشهر به جداکردن جنوب ایران اقدام و تهدید کرد که اگر ایران از هرات پا پس نکشد این هجوم به ایران ادامه خواهد یافت و گستردهتر خواهد شد.
بنابراین باید توجه داشت که ایجاد آشوب در مرزها یکی از ابزارهای هژمونی غرب برای اخذ امتیاز جدی از ایران و تسلیمکردن آن است. دراینراستا ضربات دشمن در میناب، حاجیآباد، قشم و… در جنگ جاری را میتوان گامی جهت مغشوشکردن جنوب جهت وادارکردن ایران به تسلیم، ارزیابی کرد.
۳) اغتشاش شهری
آنچه در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد بخشی از پروژه جنگآورد است که هژمونی غرب برای تسلیمکردن ایران برگزیده است. تعرض به تاسیسات شهری مانند آبرسانی، شبکه برق، انبارهای سوخت، سیلوهای غله، راههای ارتباطی و… بخشی از این پروژه در جهت افروختن و تسریع در برانگیختن این اغتشاشها است.
برنامه تسلیم ایران
برنامه امریکا برای تسلیم ایران ازسمت جنوب شبیه پروژه شهریور ۱۳۲۰ است. در آن دوره حدود ۲۳ روز تکلیف شاه حاکم روشن نبود. مذاکرات بسیاری از افراد مختلف آن زمان در جریان بود.
الیگارشی غرب میخواهد مسائل خودش را با چین جدی کند و مانع اصلی آن در اقلیم میانی ایران است. در شهریور ۱۳۲۰ بحث اصلی آنها ایران نبود بلکه میخواستند جلوی آلمان را بگیرند.
بازی کلان الیگارشی میخواهد ۷۰ سال آینده را بچیند و تقابل خود با چین در حوزه اقتصادی و صنعتی و سیاسی و نیز با روسیه در حوزه نظامی و سیاسی و امنیتی را برنامهریزی کند.
اشغال شهریور ۱۳۲۰ ایران به این خاطر بود که هژمونی غرب یعنی بریتانیا تمایل نداشت مدیریت جهانی خود را از دست بدهد.
ترکیب بحران جانشینی و تلاش برای تسلیم ایران دو مؤلفه مشترک با آن زمان است.



