اندیشکده تهران
هواپیمای حامل فیلد مارشال عاصم منیر در ادامه تلاشهای فشرده اسلامآباد برای توقف جنگ در تهران به زمین نشست. گفته میشود وی حامل پاسخ رسمی امریکا به پیشنهادهایی است که ایران، پس از دور اول گفتوگوها در اسلامآباد، به میانجی پاکستانی منتقل کرده است. صبح پنجشنبه نیز رسانهها خبر دادند که فرمانده ارتش پاکستان پس از تهران، راهی واشنگتن خواهد شد تا (احتمالا) پاسخ نهایی ایران را، پیش از اتمام مهلت دوهفتهای آتشبس، به امریکاییها منتقل کند. پاکستان امیدوار است ضمن جلب موافقت طرفین برای تمدید آتشبس، میزبان دور تازهای از گفتوگوها باشد و از آغاز دوباره جنگ میان طرفین بهعنوان یک «کابوس راهبردی» برای خود ممانعت کند.
جنگ ایران و کابوس راهبردی پاکستان
علاوهبر تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی در تنگه هرمز و نگرانی از توسعهطلبی فزاینده اسرائیل، جنگ حاضر در سطح راهبردی پاکستان را در معرض یک آزمون ناخوشایند قرار داده است. به نظر میرسد که در این آزمون، عاصم منیر تلاش دارد به سلف خود ژنرال یحییخان (در حلوفصل اختلافات چین و امریکا در ابتدای دهه ۷۰ میلادی) اقتدا کند و از مسیر دیگری، یعنی ژنرال «پرویز مشرف» (پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱) دور بماند.
پاکستان هفت دهه است که در همسایگی شرقی خود با هند در ستیز است و در سالهای اخیر، واگرایی طالبان با پاکستان همسایگی شمالی این کشور را نیز به منشا آشوب و ناآرامی مبدل کرده است. در میان همسایگان بلافصل پاکستان، ایران (با صرف نظر از چین) همگراترین همسایه موجود است و بهطور تاریخی مفاهمه خوبی در سطح حاکمیتی میان ایران و پاکستان وجود داشته است. پیش از انقلاب اسلامی، پاکستان یکی از نزدیکترین متحدان پهلوی به شمار میرفت و پس از انقلاب نیز، علیرغم فراز و نشیبهای مقطعی، سطح تنش در روابط دوجانبه هیچگاه به ابعاد سایر همسایگان نزدیک نشده است. درصورت شکست دیپلماسی و ادامه جنگ، برهمخوردن ثبات داخلی ایران از یکسو و کشیده شدن پاکستان به تقابل ناخواسته با ایران از سوی دیگر، مهمترین ابعاد کابوس راهبردی پاکستان خواهند بود.
معمای «دفاع متقابل» با سعودی
کمک و پشتیبانی اقتصادی سعودی، دهههاست که در مقاطع مختلف بحران و چالش، منجی اقتصاد آسیبپذیر پاکستان شده است و علاوهبر کمکهای نفتی و سرمایهگذاری، حداقل ۵ میلیارد دلار از منابع مالی سعودی در ذخایر ارزی پاکستان به امانت گذارده شدهاند. در پاسخ به این حمایتهای مالی، پاکستان دستکم از میانه دهه ۸۰ میلادی بهسمت افزایش تعهدات دفاعی و نظامی خود به پادشاهی سعودی حرکت کرده است. دراپسایتنیوز در گزارشی تازه مدعی شده که افزودن بندهایی درباره اعطای تعهد «دفاع متقابل» به سعودی دستکم از اوت ۲۰۲۱ روی میز نخستوزیران پاکستان بوده و عمران خان با ابراز نگرانی درباره احتمال کشیدهشدن پاکستان به یک جنگ خارجی نامطلوب در امضای آن تعلل کرده است. با تثبیت قدرت عاصم منیر در ارتش و برکناری عمران خان از نخستوزیری، سرانجام در سال ۲۰۲۵ پاکستان در قالب «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» چنین تعهدی را، هر چند با ابعاد مبهم، برعهده گرفت.
نخبگان پاکستانی این تعهد را معامله وجوه نقد با بازدارندگی توصیف میکردند و انتظار نداشتند که این تعهد، بدین سرعت در سایه جنگی منطقهای، به ورطه آزمون عملی گذارده شود. بااینوجود، حملات ایران به منافع ایالات متحده در عربستان در جریان جنگ رمضان، به آزمونی تعیینکننده برای این تعهد مبدل شد؛ بالاخص که عربستان (با همراهی قطر) در صدد تحقق سمت خود از معامله برآمد و به تامین ۳ میلیارد دلار برای جایگزینی منابع درخواستی امارات از پاکستان (در سایه جنگ و اختلافنظر فزاینده) متعهد شد. تحرک پاکستان برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن درواقع تلاش امیدوارانه برای محقق ساختن سمت خود از معامله در سطح دیپلماتیک و اجتناب از سطح نظامی است. باید توجه داشت که درست در میانه ورود هیئتهای مذاکرهکننده طرفین به اسلامآباد، خبرهایی مبنیبر انتقال جنگندهها و تجهیزات نظامی پاکستان به پایگاه ملک عبدالعزیز منتشر شد و همزمان با سفر «عاصم منیر» به تهران، «شهباز شریف»، نخستوزیر پاکستان، رهسپار ریاض شد.
جمعبندی
شکست دیپلماسی و فعالسازی عملی توافق دفاع متقابل با عربستان، بعید است بهمعنی ورود تهاجمی پاکستان به جنگ باشد و احتمالا، ماهیت دفاعی دارد. بااینوجود، نخبگان اسلامآباد شروع جنگ را، هم از ناحیه تاثیر بر افکار عمومی و هم از ناحیه روابط منطقهای، یک کابوس راهبردی میپندارند و برای اجتناب از آن، در این روزهای پایانی سختی میانجیگریهای فشرده را بیش از پیش بر خود هموار کردهاند.



