اخباریادداشت سیاستی

رد پای رژیم صهیونیستی در حمله سایبری به بانک‌های ایران

گروه زاویه، حمله سایبری به بانک‌های ایران را فراتر از یک رخداد فنی و ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی می‌داند.

✍️ گروه زاویه


در فضای رقابت قدرت‌های بزرگ، عملیات سایبری دیگر صرفاً ابزاری برای اخلال در زیرساخت‌های دیجیتال نیست، بلکه به یکی از مؤثرترین ابزارهای اعمال فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. ویژگی اصلی این ابزار، قابلیت ایجاد هزینه برای طرف مقابل بدون عبور از آستانه جنگ آشکار است. این مزیت باعث شده بسیاری از بازیگران دولتی، عملیات سایبری را به بخشی دائمی از جعبه‌ابزار سیاست خارجی و امنیت ملی خود تبدیل کنند. بر همین اساس، حمله اخیر به چهار بانک ایرانی نیز در چنین بستری قابل تحلیل است؛ رخدادی که هم‌زمانی آن با اخبار مربوط به پیشرفت مذاکرات تهران و واشنگتن، بار دیگر نشان داد فضای سایبری امروز بیش از هر زمان دیگری با معادلات دیپلماسی، تحریم و بازدارندگی گره خورده است.

چهار بانک مهم ایران شامل بانک توسعه صادرات، بانک ملی، بانک صادرات و بانک تجارت طی روزهای اخیر، هدف یک حمله سایبری بزرگ قرار گرفتند که به تعلیق خدمات مرتبط با کارت‌های بانکی انجامید. هرچند تاکنون هیچ بازیگری مسئولیت این عملیات را برعهده نگرفته است، اما هم‌زمانی آن با توافق اولیه میان ایران و آمریکا درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، سبب شده بسیاری از تحلیلگران امنیتی احتمال نقش‌آفرینی رژیم صهیونیستی در این حادثه را مطرح کنند.

زمان‌بندی؛ مهم‌ترین سرنخ در تحلیل عملیات

روزنامه تلگراف با انتشار گزارشی در این خصوص، اعلام کرد که در تحلیل عملیات اطلاعاتی و سایبری، زمان وقوع حمله گاه اهمیت بیشتری از ابزار حمله پیدا می‌کند. این حمله تنها چند روز پس از اعلام موافقت واشنگتن با دسترسی ایران به شش میلیارد دلار از دارایی‌های نفتی مسدودشده در قطر صورت گرفته است.

بر همین اساس، برخی منابع وابسته به دولت آمریکا مدعی شدند که این مبلغ صرفاً برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. با این حال، تهران بلافاصله این روایت را رد کرد و نماینده ایران در سازمان ملل تأکید نمود که تصمیم‌گیری درباره نحوه مصرف این منابع صرفاً در اختیار جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. کارشناسان معتقدند که همین اختلاف روایت، زمینه را برای شکل‌گیری گمانه‌زنی‌هایی فراهم کرد که حمله سایبری را بخشی از تلاش برای ایجاد مانع در مسیر بهره‌برداری ایران از این منابع مالی ارزیابی می‌کنند.

از منظر راهبردی، این زمان‌بندی پیام مهمی را منتقل می‌کند. اگر هدف از عملیات صرفاً ایجاد اختلال فنی بود، انتخاب چنین مقطعی ضرورت نداشت. اما هنگامی که حمله دقیقاً در نقطه اتصال دیپلماسی، منابع مالی و برنامه‌های راهبردی ایران رخ می‌دهد، عملیات از سطح یک رخداد فنی فراتر رفته و به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل می‌شود.

چرا بانک‌ها هدف قرار گرفتند؟

بر اساس گزارش‌ها، انتخاب شبکه بانکی به‌عنوان هدف، از منظر امنیت ملی کاملاً معنادار است. برخلاف حملات گذشته که زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل یا صنایع فولادی ایران را هدف قرار داده بودند، این بار نقطه تمرکز بر شبکه انتقال منابع مالی قرار گرفته است.

طبق گزارش تلگراف، چهار بانک هدف همگی در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار دارند و از نگاه برخی منابع غربی در فعالیت‌های مرتبط با برنامه‌های راهبردی ایران دخیل هستند. به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند هدف اصلی عملیات، دشوار کردن دسترسی ایران به منابع مالی آزادشده و افزایش هزینه انتقال یا مدیریت این دارایی‌ها بوده است.

در واقع، در جنگ‌های نوین، تخریب فیزیکی تنها ابزار محدودسازی ظرفیت یک کشور نیست و ایجاد اختلال در شبکه‌های مالی، سامانه‌های پرداخت، تبادلات بانکی و جریان نقدینگی نیز می‌تواند بخشی از راهبرد فرسایش تدریجی توان اقتصادی و امنیتی یک دولت باشد.

بازگشت گروه هکری «گنجشک درنده»

بخش مهمی از تحلیل‌های منتشر شده پیرامون این حمله، بر احتمال بازگشت گروه هکری «گنجشک درنده» (Predatory Sparrow) متمرکز شده است. این گروه هکری طی سال‌های گذشته مسئول مجموعه‌ای از پیچیده‌ترین عملیات‌های سایبری علیه زیرساخت دیجیتال ایران شناخته شده است.

بر اساس گزارش تلگراف، گروه مذکور نخستین بار در سال ۲۰۲۱ با حمله به شبکه راه‌آهن ایران شناخته شده و پس از آن نیز عملیات‌هایی علیه سامانه‌های سوخت، کارخانه فولاد خوزستان و بانک سپه انجام داده است. ویژگی مهم این گروه، استفاده از عملیات‌های بسیار دقیق همراه با انکارپذیری سیاسی است که در ادبیات امنیتی از آن به‌عنوان «Plausible Deniability» یاد می‌شود.

رونن سولومون، مشاور پیشین یکی از واحدهای اطلاعاتی وزارت دفاع رژیم صهیونیستی، در گفت‌وگو با تلگراف مدعی شده است که «گنجشک درنده» نام پوششی برای فعالیت‌های مرتبط با واحد ۸۲۰۰ ارتش اشغالگران محسوب می‌شود. هرچند دولت اسرائیل هیچ‌گاه این ادعا را تأیید نکرده و همچنان سیاست سکوت درباره عملیات‌های سایبری را دنبال می‌کند، اما سابقه حملات گذشته باعث شده این فرضیه همچنان در میان تحلیلگران امنیتی مطرح باشد.

معماری عملیات؛ پیوند موساد و واحد ۸۲۰۰

یکی از نکات قابل توجه گزارش‌های اخیر درباره حمله سایبری به شبکه بانکی، تشریح تقسیم کار میان دو بازیگر اصلی جامعه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است. به گفته سولومون، عملیات‌های پیچیده سایبری اسرائیل معمولاً نتیجه همکاری موساد و واحد ۸۲۰۰ هستند.

در این چارچوب، موساد مسئول فراهم‌سازی دسترسی انسانی، جذب منابع، نفوذ فیزیکی و تأمین اطلاعات میدانی تلقی می‌شود، در حالی که واحد ۸۲۰۰ وظیفه اجرای بخش فناورانه، نفوذ از راه دور، توسعه ابزارهای سایبری و بهره‌برداری فنی را بر عهده دارد. این الگو پیش‌تر نیز در روایت‌های منتشر شده درباره عملیات سایبری علیه تأسیسات نطنز مطرح شده بود.

این تقسیم کار نشان می‌دهد که بسیاری از عملیات‌های سایبری مدرن، برخلاف تصور رایج، صرفاً محصول مهارت برنامه‌نویسان نیستند، بلکه نتیجه ادغام اطلاعات انسانی، عملیات مخفی و فناوری پیشرفته به شمار می‌روند.

سایه اختلاف رژیم صهیونیستی و آمریکا بر میدان سایبری

به عقیده کارشناسان، مهم‌ترین دلالت راهبردی این رخداد، شاید نه خود حمله، بلکه بستر سیاسی وقوع آن باشد. گزارش تلگراف تأکید می‌کند که توافق اولیه میان تهران و واشنگتن با نارضایتی جدی در سرزمین‌های اشغالی مواجه شده است. حتی اشاره شده که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم پیش از اعلام توافق، در جریان جزئیات آن قرار نگرفته است.

یک منبع امنیتی غربی نیز به تلگراف اعلام کرده که زمان‌بندی حمله «نشانه‌های یک عملیات دقیق برای اخلال در روند توافق» را دارد؛ توافقی که از نگاه برخی محافل امنیتی صهیونیست می‌تواند به تقویت دوباره ظرفیت‌های مالی و منطقه‌ای ایران منجر شود.

اگر این تحلیل صحیح باشد، حمله اخیر را باید نمونه‌ای از استفاده از ابزارهای سایبری برای اثرگذاری بر فرآیندهای دیپلماتیک دانست که در آن عملیات سایبری دیگر صرفاً بخشی از نبرد اطلاعاتی نیست، بلکه به ابزاری برای مدیریت یا حتی تغییر مسیر مذاکرات سیاسی تبدیل می‌شود.

آینده تقابل؛ جنگ میان جنگ‌ها در فضای سایبری

آنچه این رخداد را فراتر از یک حمله فنی قرار می‌دهد، جایگاه آن در راهبرد موسوم به «جنگ در میان جنگ‌ها» (wars between the wars) است؛ مفهومی که سال‌هاست در ادبیات امنیتی رژیم صهیونیستی برای توصیف مجموعه عملیات‌های مستمر با هدف فرسایش تدریجی توانمندی‌های بازیگران متخاصم به کار می‌رود. در این چارچوب، عملیات سایبری، ترور هدفمند، خرابکاری صنعتی، جنگ اطلاعاتی و فشار اقتصادی، اجزای یک راهبرد واحد محسوب می‌شوند که بدون ورود به جنگ تمام‌عیار، ظرفیت‌های راهبردی طرف مقابل را محدود می‌کنند.

بر همین اساس، حمله به شبکه بانکی ایران را می‌توان نشانه‌ای از تحول میدان تقابل ایران و رژیم اشغالگر قدس دانست؛ میدانی که هرچه بیشتر از عرصه نظامی کلاسیک فاصله گرفته و به زیرساخت‌های مالی، دیجیتال و اطلاعاتی منتقل شده است. در چنین محیطی، بانک‌ها، سامانه‌های پرداخت، شبکه‌های ارتباطی و زیرساخت‌های داده، همان جایگاهی را پیدا می‌کنند که در گذشته پایگاه‌های هوایی، پالایشگاه‌ها یا مراکز فرماندهی نظامی داشتند.

از این منظر، امنیت سایبری دیگر صرفاً مسئله‌ای فناورانه نیست؛ بلکه به یکی از ارکان بازدارندگی ملی، تاب‌آوری اقتصادی و حتی موفقیت یا شکست مذاکرات ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. حمله اخیر نیز صرف‌نظر از عامل واقعی آن، نشان می‌دهد که در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ، هر تحول دیپلماتیک می‌تواند هم‌زمان در میدان سایبری نیز با واکنش‌های پنهان و پرهزینه همراه 

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا