آیا ترور رهبر جدید جمهوری اسلامی در دستورکار است؟
رصد اندیشکده های خارجی و بررسی احتمال ترور رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران
اندیشکدهنما
برخی گزارههای مهم که در آستانه جنگ در اندیشکدههای امریکایی تولید و تکرار شدهاند:
1) در غیاب تغییر اساسی در سیاستهای رژیم ایران و با وجود موفقیت کوتاهمدت در سرکوب اعتراضات [اغتشاشات]، جمهوری اسلامی فاقد ظرفیت لازم برای تامین نیازهای اساسی اقتصادی و اجتماعی مردم است. درنتیجه، تغییر رژیم در ایران در درازمدت بسیار محتمل است؛ احتمالا پس از مرگ [شهادت] [شهید آیتالله] خامنهای. این فرآیند ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد؛ اما مانند اتحاد جماهیر شوروی، ادامه رکود، بدون تغییرات چشمگیر در رویه ایدئولوژیک، درنهایت منجر به فروپاشی خواهد شد. بااینحال، چنین تغییری تحت رهبری [شهید آیتالله] خامنهای بسیار بعید است.
2) سوال کلیدی این است: اگر دولت امریکا تصمیم به هدف قراردادن [شهید آیتالله] خامنهای بگیرد، آیا پسرش [آیتالله] مجتبی خامنهای را نیز که از دستیاران کلیدی پدرش است و برخی او را جانشین بالقوه او میدانند، هدف قرار خواهد داد؟
3) بسیار مهم است که بدانیم اقدام نظامی ایالات متحده، چه محدود و چه گسترده، بعید است که بسیج سیاسی تودهای را در داخل ایران تحریک کند. برعکس، حمله به ایران، احتمالا انسجام نخبگان را حول رژیم تثبیت میکند، معترضان [اغتشاشگران] را به حاشیه میراند و روایت دیرینه تهران مبنیبر محاصره خارجی را تقویت میکند.
4) باید زمان، فضا و منابع لازم را با هدف هموارکردن شرایط برای مردم ایران، درجهت بازپسگیری کشورشان فراهم کرد. در کنار ابتکارات نظامی و سیاسی، دولت ترامپ و متحدانش باید قابلیتهای سایبری، اطلاعاتی و امنیتی را نیز بهکار گیرند. هدف اصلی در اینجا این است که به ایرانیان، زمان، فضا و فرصت داده شود تا کشور خود را از جمهوری اسلامی پس بگیرند.
5) درباره گزینههای نظامی، میتوان اینگونه ایدهپردازی کرد: تمرکز محدود بر اهداف رهبری تا در راس نظام هرجومرج ایجاد شود و مخالفان در سطوح پایینتر تحریک شوند. اما اینکه چه کسی از چنین کشمکشی بیرون خواهد آمد، همچنان مبهم است. یک کارزار گستردهتر با هدف قرار دادن تاسیسات و پرسنل نظامی کلیدی ایران میتواند به تضعیف مشت آهنین کمک کند؛ اما ممکن است راهحل نهایی نباشد.
6) حمله هوایی گسترده علیه زیرساختهای راهبردی، شانس کمی برای تبدیل ایران به یک قدرت پایدار و مسئول، حداقل در کوتاهمدت، خواهد داشت. ازطرفی، درصورت فقدان یک حمله پیشدستانه یا قریبالوقوع ازسوی ایران، توجیه قانونی آن دشوار خواهد بود. این خطرات و هزینهها ممکن است برای اسرائیل نگرانی کمتری ایجاد کند؛ چراکه از دیدن یک ایران ضعیف و آشفته احساس رضایت خواهد کرد؛ اما چنین سناریوهایی، هم پایتختهای کشورهای عربی خلیج فارس را آشفته میکند و هم به ضرر منافع ایالات متحده تمام خواهد شد.



