جنگ زیرساختی؛ آزمون تابآوری میان رژیم صهیونیستی
یادداشت علی واحدتینیا از اندیشکده ایتان

علی واحدتی نیا پژوهشگر اندیشکده ایتان و مرکز تحلیل راهبردی و بینالملل
مقدمه
با گذشت 15 روز از آغاز تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، رژیم صهیونیستی به منظور فشار بر جمهوری اسلامی اهداف خود را متوجه مکانهای نظامی و همچنین مراکز پلیس نموده است تا بدین طریق با هدف قراردادن این مراکز به زعم خود راه را برای «تغییر رژیم» فراهم نماید. با هدف قرار گرفتن «انبار نفت پالایشگاه شهرری » و انبارهای نفت برخی مناطق تهران توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا، جنگ وارد معادلهای جدید شده است. هدفگیری مخازن نفتی تهران معادله جنگ را به سمت زیرساختهای اقتصادی منتقل کرده است. آغاز این معادله از تهران است اما مشخص نیست پایان این معادله به تهران ختم شود. حال دو طرف نبرد در آزمونی مهم قرار گرفتهاند و هر یک میخواهند میزان هزینه را برای دیگر بیشتر و ضربه را دردناکتر نمایند.
بررسی وضعیت رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی با بیش از بیست و دو هزار کیلومتر مساحت، یک هفتادو پنجم ایران است. کوچکی مساحت رژیم صهیونیستی باعث شده پراکندگی جغرافیایی زیرساختها کمتر، و عمدتا در جغرافیای محدودی متمرکز باشد. همچنین نوع سیاست گذاری صنعتی و آبی رژیم موجب تمرکزگرایی و وابستگی به زیر ساختهای محدود شده است، به این معنی که در صورت هدف گیری یک زیرساخت در جنگ کل رژیم صهیونیستی دچار اختلال خواهد شد.
زیر ساخت آبی رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی با میانگین بارش سالانه کمتر از ۲۵۰میلیمتر، در زمره سرزمینهای با تنش آبی شدید قرار دارد. اینکشور برای غلبه بر بحران ساختاری کمآبی به دو گزینه وابسته است که پر هزینه نیز هست.
انتقال آب از رود اردن و بالا دست آن دریاچه طبریا
با توجه به برداشت ۱۰۰ میلیون متر مکعبی رژیم صهیونیستی از دریاچه طبریا، هر یک از این اجزاء این خط در صورت هدف قرار گرفتن از رده خارج میشود و امکان بازسازی آن تا مدتها غیر ممکن خواهد بود.
شیرینسازی گسترده آب دریا
زیرساخت گاز رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی در حوزه گاز دارای میادین گازی متعددی است. میدانهای گازی همچون «لویاتان» و « تامار» و « کاریش» به عنوان مهمترین میادین گازی قابل بهرهداری است.
۱) میدان گازی لویاتان (Leviathan)
میدان گازی لویاتان به عنوان بزرگترین میدان گازی در رژیم صهیونیستی، نقش محوری در تأمین انرژی داخلی و صادرات به کشورهای همسایه ایفا میکند. این میدان که در سال ۲۰۱۰ کشف شد، اکنون در آستانه یک توسعه بزرگ قرار دارد.
در حال حاضر، ظرفیت تولید سالانه این میدان ۱۲ میلیارد متر مکعب است. با این حال، پروژه توسعه بزرگی برای آن تصویب شده است که در فاز اول، ظرفیت تولید را به ۲۱ میلیارد متر مکعب در سال افزایش خواهد داد و در مراحل بعدی ممکن است تا ۲۳ میلیاردمتر مکعب نیز برسد. انتظار میرود این افزایش تولید تا پایان دهه جاری (حدود سال ۲۰۲۹) محقق شود .
این میدان در دریای مدیترانه و در سواحل رژیم صهیونیستی واقع شده است و در فاصله ۱۳۰ کیلومتری سواحل رژیم رژیم صهیونیستی قرار دارد.
شرکتهای همکار در این میدان شامل غولهای بینالمللی و صهیونیستی هستند. شرکت آمریکایی شورون (Chevron) از طریق زیرمجموعه خود «Chevron Mediterranean Limited» به عنوان اپراتور (متولی بهرهبرداری) با سهام ۳۹.۶۶٪ فعالیت میکند. شرکت صهیونیستی نیومد انرژی (NewMed Energy) با ۴۵.۳۴٪ بزرگترینسهامدار است و شرکت صهیونیستی راشیو انرژیز (Ratio Energies) با ۱۵٪ سهام، دیگر شریک اصلی این پروژه به شمار میرود .
۲) میدان گازی تامار (Tamar)
میدان تامار که قدیمیتر از لویاتان است، از سال ۲۰۱۳ تولید خود را آغاز کرد و همچنان یکی از ارکان اصلی تأمین گاز رژیم صهیونیستی محسوب میشود. ساختار مالکیت آن بسیار متنوع و شامل سرمایهگذارانی از کشورهای مختلف است.
ظرفیت تولید کنونی میدان تامار حدود ۱۰.۳ میلیارد متر مکعب در سال برآورد شده است. آمارهای تولید در سالهای اخیر ارقامی بین۸.۶ تا ۱۰.۲ میلیارد متر مکعب در سال را نشان میدهد که با ظرفیتاعلام شده همخوانی دارد .
این میدان نیز در آبهای مدیترانه و در فاصله حدود ۹۰ کیلومتریغرب حیفا (Haifa)، یکی از مهمترین بنادر رژیم صهیونیستی، قرار گرفته است .
مالکیت تامار متشکل از ائتلافی از شرکتهای بینالمللی و محلیاست. شرکت شورون (Chevron) آمریکا با ۲۵٪ سهام، اپراتوری اینمیدان را بر عهده دارد . از دیگر شرکای مهم میتوان به شرکت اسرامکو (Isramco) رژیم صهیونیستی (با حدود ۲۸.۷۵٪)، شرکت تامار پترولیوم(Tamar Petroleum) رژیم صهیونیستی (حدود ۱۶.۷۵٪)، شرکت مبادلهانرژی (Mubadala Energy) از امارات متحده عربی (۱۱٪) و جدیداًشرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان، سوکار (SOCAR) اشاره کرد که با خرید ۱۰٪ از سهام، به جمع شرکا پیوسته است.
۳) میدان گازی کاریش (Karish)
میدان کاریش که توسط (Energean) توسعه یافته، بخشی از یکپروژه بزرگتر به همراه میدان تانین (Tanin) است. این میدان با هدف افزایش رقابت در بازار گاز رژیم صهیونیستی و با استفاده از یکشناور FPSO راهاندازی شد.
میدان کاریش به همراه میدان کوچکتر «کاریش شمال» (Karish North) از طریق شناور FPSO (Energean Power) بهرهبرداریمیشود. ظرفیت کل تولید گاز این شناور ۸ میلیارد متر مکعب در سال است. این شرکت برای سال ۲۰۲۴ تولیدی بین ۵.۷ تا ۶.۴ میلیارد متر مکعب از این مجموعه را پیشبینی کرده بود که نسبت به سال قبل افزایش داشته است .
این میدان نیز در حوضه لوانت (Levant Basin) دریای مدیترانه و در فاصله حدود ۹۰ کیلومتری از ساحل رژیم صهیونیستی واقع شده است. شناور FPSO مورد استفاده برای بهرهبرداری از آن در همینفاصله از ساحل مستقر است . این میدان در حدود ۳۲ کیلومتریشمال شرقی میدان تامار قرار دارد .
بر خلاف دو میدان دیگر، مالکیت و بهرهبرداری از میدان کاریش در انحصار یک شرکت است. شرکت یونانی-بریتانیایی (Energean) از طریق زیرمجموعه صهیونیستی خود، رژیم صهیونیستی (Energean Israel)، به عنوان مالک و اپراتور انحصاری این میدان فعالیت میکند . با این حال، شرکتهای پیمانکار بینالمللی متعددی در ساخت تجهیزات آن نقش داشتند که از آن جمله میتوان به تکنیپافامسی(TechnipFMC) برای بخشهای زیردریایی و سمبکورپ مارین(Sembcorp Marine) برای ساخت بدنه شناور FPSO اشاره کرد .
زیرساخت نفتی رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی در تامین نفت مورد نیاز پالایشگاههای خود، وابسته به واردات است. این رژیم همچنین محصولات پالایش شده را وارد میکند که به عنوان سوخت در سرزمینهای اشغالی مصرف و در برخی موارد مجدداً صادر میشود. بنادر کلیدی برای واردات نفت خام و فرآورده های پالایش شده، بندرهای اشکلون (عسقلان)، اشدود و حیفاهستند. همچنین به دلیل ناامنیهای ایجاد شده در عسقلان درنتیجهی عملیات طوفان الاقصی، بندر ایلات – که از طریق خط لوله به اشدود متصل است – نیز در سالهای اخیر برای واردات نفت خام مورد استفاده قرار گرفته است.
باتوجه به موقعیت رژیم صهیونیستی، این رژیم به شدت به واردات از دریا وابسته است؛ مضاف بر این که خط لولهای نیز برای واردات نفت از کشورهای همسایه ندارد. با توجه نیروی هوایی نسبتاً بزرگی که دارد، همپوشانی قابل توجهی بین زنجیرههای تامین سوخت غیرنظامی و نظامی آن وجود دارد.
پالایشگاههای نفتی رژیم صهیونیستی نیز به لحاظ تعداد از انگشتان یک دست نیز کمتر هستند. دو پالایشگاه مهم رژیم صهیونیستی که بار اصلی پالایشگاه نفت در سرزمینهای اشغالی را بر عهده دارند پالایشگاه « گروه بازان» و پالایشگاه « اشدود» هستند.
۱) پالایشگاه «گروه بازان»
پالایشگاه «گروه بازان» واقع در بندر حیفا با ظرفیت پالایشی روزانه ۲۰۰ هزار بشکه نفت و به صورت سالانه ۹ میلیون تن نفت خام را دارا است. این پالایشگاه دارای چهار حوزه فعالیت اصلی است که در صورتهایمالی آن به عنوان بخشهای تجاری گزارش میشود و عبارتند از:
۱. سوختها: این بخش، حوزه اصلی عملیات شرکت است. فعالیتهای این شرکت شامل خرید نفت خام و محصولات واسطهایبرای پالایش، جداسازی و فرآوری به محصولات مختلف است. برخی از آنها محصول نهایی و برخی مواد اولیه برای تولید محصولات دیگرهستند. «بازان» محصولات سوخت خود را در بازارهای اسرائیل و بینالمللی به مشتریان میفروشد.
۲. پلیمرها – CAOL: این شرکت با استفاده از این زیرمجموعه که یک شرکت خصوصی است که صرفاً متعلق به گروه بازان است در زمینهپلیمر فعالیت میکند. در درجه اول تولید پلی پروپیلن و پلی اتیلنکه به عنوان مواد اولیه اصلی برای صنعت پلاستیک شناخته میشوند.
پلیمرها: این شرکت با استفاده از Ducor Petrochemicals B.V که یک شرکت خصوصی متعلق به CAOL (ثبت شده و فعال در هلند) است، فعالیت میکند. «بازان» از پروپیلن (ماده اولیه اصلی دوکور) پلیپروپیلن تولید میکند. این ماده اولیه در صنعت پلاستیک استفاده میشود.
۳. پتروشیمی: این شرکت از طریق زیرمجموعه خود Gadiv که یکشرکت خصوصی متعلق به گروه بازان است، در این حوزه فعالیتمیکند. این ماده مواد آروماتیک، عمدتاً بنزن، پارازایلن، ارتوکسیلن و تولوئن (که به عنوان مواد اولیه برای تولید محصولات دیگر استفاده میشود) تولید میکند.
۴. عملیات بازرگانی: گروه بازان دارای عملیات تجاری است که شامل اجاره تانکر برای حمل و نقل دریایی فرآوردههای سوختی و تهیه مواد اولیه از اشخاص ثالث (از طریق شرکتهای بازرگانی) میشود.
در جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، ایران با هدف قراردادن این پالایشگاه بخش اعظمی از پالایش و توزیع سوخت در سرزمینهای اشغالی را مختل نمود، همین اقدام باعث شد که سوخت وسایل نقلیه در شهرهای رژیم صهیونیستی کمیاب شود.
۲) پالایشگاه « اشدود»
پالایشگاه دیگر رژیم صهیونیستی، پالایشگاه « اشدود» واقع در شهر بندری اشدود است که ظرفیت پالایشی حدود ۱۰۰ هزار بشکه نفت در روز را داراست. این پالایشگاه نیز نفت مورد نیاز برای پالایش خود را از طریق واردات از کشورهای منطقه از جمهوری آذربایجان، اقلیم کردستان عراق تامین میکند. پالایشگاه «اشدود» متعلق به شرکت « Paz Oil Company Ltd» از بزرگترین شرکتهای فعال رژیم صهیونیستی در حوزه نفت و گاز و توزیع و پالایش سوخت محسوب میشود. این شرکت با بیش از ۲۶۰ جایگاه سوخت بنزین بزرگترین شرکت در توزیع سوخت است. همچنین شرکت « Pazgas» از شرکتهای تابعه شرکت « Paz Oil Company Ltd» است که گاز LPG بیش از نیم میلیون مشتری را در سرزمینهای اشغالی تامین میکند
زیر ساخت برق رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی بیش از ۲۵ هزار مگاوات ظرفیت تولید برق را داراست و با ۷۰ نیروگاه کوچک و بزرگ این میزان برق را تامین میکند. سوخت عمده این نیروگاهها وابسته به گاز طبیعی است که از طریق سه میدان گازی «لویاتان» «تامار» و «آفرودیت» تامین میشود. براساس گزارشها در سال ۲۰۲۳ نیروگاههای تولید برق رژیم بیش از ۷۰ درصد سوخت خود را از طریق گاز طبیعی تامین میکنند. در جنگ ۱۲ روزهایران و رژیم صهیونیستی این میادین گازی فعالیت خود را به طور موقت متوقف کردند. این مسئله بر فرایند تامین سوخت نیروگاههای رژیم صهیونیستی به شدت تاثیرگذار بوده است.
از میان ۷۰ نیروگاه تولید برق ۱۰ نیروگاه سهم ۶۵ درصدی در تامین شبکه برق رژیم صهیونیستی دارند. در این میان نیز نیروگاه تولید برق«Orot rabin» واقع در «هدرا» با ظرفیت تولید ۳۸۵۰ مگاوات،سهم ۱۵ تا ۱۷ درصدی از تولید کل برق رژیم صهیونیستی را دارد. نیروگاه برق « Rutenber» واقع در عسقلان با 2250 مگاوات ظرفیت تولید سهم ۹درصدی در تولید را دارد.
توزیع این نیروگاهها و میزان تولید آن ها به گونهای است که هرکدام مهمترین مراکز شهری و صنعتی را پوشش میدهد و در صورت هدف قرارگرفتن بخش زیرساخت شهری و صنعتی رژیم صهیونیستی دچار اختلال شدیدی خواهد شد.
نتیجه گیری: سناریو ورود به معادله زیرساخت پیامد فرامنطقهای
رژیم صهیونیستی با وجود زیرساختهای متعدد در صورت ورود به معادله جنگ زیرساختی تاب آوری بسیار پایینی را نسبت به ایران خواهد داشت. به دلیل مساحت محدود جغرافیایی، و همچنین تمرکزگرایی در زیرساختها، و وابستگی شدید به برخی زیرساختهای کانونی همچون ایستگاههای آب شیرینکن و پالایشگاهها، کوچکترین ضربه به یکی از این نقاط حیاتی زندگی در سرزمینهای اشغالی را دچار مشکل، و وضعیت را برای ساکنان جنگزده بیش از پیش بحرانی خواهد نمود. در جنگهای گذشته رژیم صهیونیستی همچون در هفت اکتبر، با آغاز عملیات حزبالله از شمال، رژیم صهیونیستی سعی نمود فضای روانی را برای عادی جلوه دادن وضعیت در شمال سرزمینهای اشغالی و مناطق مجاور نوار غزه فراهم کند، حال اگر وارد یک جنگ زیرساختی شود که اولین ضربه زندگی را برای ساکنان مختل کند، به احتمال زیاد تنش در این معادله به نفع ایران پایان خواهد یافت. به علاوه که در این معادله نه فقط زیرساختهای رژیم صهیونیستی نابود میشوند بلکه شرکتهای سهامدار آمریکایی و اماراتی آذربایجانی در حوزه انرژی نیز آسیب خواهند دید و طبعا تاثیر این آسیب نیز در اقتصاد این کشورها نمود خواهد یافت. در نتیجه این معادله نه فقط دارای ابعاد منطقهای بلکه ابعاد فرامنطقهای نیز دارد و شعله هرگونه آتش بازی درمنطقه دامن کشورهای برپا کننده جنگ در واشنگن، ابوظبی و تلآویو را نیز خواهد گرفت.



