ناترازی در تراز
مرتضیهادی جابری مقدم، به علتیابی پروژههای عمرانی بزرگ و تخصیص قطرهچکانی بودجه به این پروژهها پرداخته است.
مرتضیهادی جابری مقدم
مفهــوم توســعه و پیشــرفت در دوره معاصــر تاریــخ ایران به نحــوی غریب و تاملبرانگیــز بــا تعریف و اجــرای پروژههــای بزرگمقیــاس عمرانی پیونــد خورده اســت. ایــن بــاور در میــان تصمیمســازان، تصمیمگیــران و عامــه مــردم عمــق و گسترش یافته است.
هرمقــام مســئولی کــه بتواند تعــداد بیشــتری پروژه عمرانی را برای اســتان، شــهر یا روستای خود در مراجع قانونی به تأیید برساند؛ مسئولی موفق، کاربلد و کارآمد خواهد بود. خواص و عوام در اظهار نظر و قضاوت درباره توســعهیافتگی یــا توســعهنیافتگی در یــک محــدوده جغرافیایــی، تعــداد اقدامــات و طرحهای عمرانی را مقایســه میکنند. بهزعم ایشــان اجرای اینگونه پروژه ها باعث توسعه و پیشرفت یک کشور، شهر یا یک منطقه شده و خواهد شد.
این تصور و باور ســابقهای قابل توجه دارد و توانســته بسیاری از سیاستها، برنامههــا، قوانین، مقررات و برنامههــا را تحت تأثیر قرار دهد. دولتهای مختلف پیــش و پس از انــقلاب در چنبره همین تصور به صورت پی درپی در ســطح ملی تا محلی به دنبال تبلور عینی این باور از توســعه و پیشــرفت بودهاند و در یک چرخه معنادار انتظار عمومی نیز از مسئولان و دولتها تحقق چنین باوری بوده است؛ روندی که به نظر میرسد با شدت بیشتری ادامه دارد.
از ســوی دیگر، واقعیتهای انکارنشــدنی در این عرصه باعث شــده برخلاف همه تلاشها برای دستیابی به تصویر ایجادشــده از توســعه و پیشــرفت، با مرور زمان نه تنها این تصویر تحقق نیابد، بلکه در باور بسیاری از عوام و خواص شرایط بد و بدتر شده است، تاجاییکه باعث شده امروز در همه عرصههایی که بهنحوی بخشــی از تصویر توســعه را تشــکیل میدهد با مســئلهای به نام ناتــرازی مواجه باشیــم. بیتوجهی به این واقعیتها و نادیده انگاشــتن آن صرفاً به تشــدید این شــرایط ناگــوار منتهــی خواهد شــد. در ایــن میان، به نظــر میرســد پرتکرارترین و پرطرفدارترین دلیل و علت در فهم و ریشــهیابی این ناترازیها و دســت نیافتن به وضعیت توســعه یافتگی مزعوم، سرمایه گذاری ناکافی و نامناسب و عدم تامین مالی به موقع باشد. درنتیجه استیلای چنین تبیینی تمامی سیاستها، اقدامات و همــت بخــش هــای مختلف مصروف جبــران ایــن نقیصه میگــردد. موضوعی کــه میتواند در آینده میانمدت و درازمدت شــرایطی بسیــار وخیمتر از وضعیت کنونی را رقم بزند.
یادآوری و توجه به برخی از واقعیتها با توجه به زمینههای فعلی موجود در کشــور مقدمهای برای یادآوری اهمیت و ضرورت پرداختن جدی به این مقوله در حاکمیت و نظام برنامهریزی است:
- نخستیــن واقعیــت آشــکار و انکارنشــدنی این اســت کــه بهرغــم تمام تلاشهــای صورتگرفته و باتوجه به تعریف هزاران پروژه بزرگمقیاس عمرانی در سطح ملی و محلی و اختصاص بودجههای هنگفت طی شش دهه اخیر، کماکان در تمامی حوزههای مختلف با حجم انبوهی از نارساییها ، کاستیها، ناترازیها، بیانصافیهــا و نابرابریهــای شــدید و عمیق مواجــه هستیم. آمارهای رســمی انتشــاریافته در حوزههــای مختلف مســکن، حمل ونقل، اشــتغال، انرژی، رفاه و تأمین اجتماعی موید این وضعیت است.
- «ناکارآمدی نظاممند» ساختارها و سازمانهای دخیل در امر توسعه و پیشرفت کشور، واقعیتی است که بخش قابل توجهی از ارزیابیها و اظهارنظرهای صاحبنظــران را دربرمیگیــرد. ایــن واقعیت تلــخ و عریان در طــی دهههای اخیر باوجود همه تلاشهای صورتگرفته نه تنها بهبود نیافته، بلکه شرایطی وخیمتر و ناکارآمدتــر را رقــم زده اســت. یکــی از نتایــج ایــن ناکارآمــدی بروز مفســدههای گوناگــون ازجمله فســادهای گســترده در عرصــه اینگونه اقدامــات و طرحهای بزرگمقیــاس بــوده اســت؛ عوارضی کــه به نحوی ســهمگین در ایجاد و تشــدید ناامیدی و نارضایتی مردم موثر بوده است.
- واقعیــت دیگــر، شــرایط خــاص سیاســی و اقتصــادی کشــور ناشــی از تحریمهــای ظالمانــه اســت. بدیهــی اســت در وضعیتــی کــه تأمین بودجــه برای اولویتهــای یومیــه در کشــور دچــار اشــکال شــده، ادامــه روند فعلــی تعریف و تصویــب پروژههــای بزرگمقیــاس پرهزینه برای کشــور فاقد هرگونه اســتدلال و توجیه است.
- تعــداد پروژههــای ناتمــام عمرانــی در سراســر کشــور و رشــد فزاینــده آنها در ســالهای اخیر، واقعیت انکارنشــدنی دیگری است که توجه به موضوع پروژههای بزرگمقیاس عمرانی را برای عموم دغدغهمندان و به طورخاص راس نظام حکمروایی کشور در مرکز توجه قرار میدهد.
- مطلــب بسیــار مهــم دیگــر ایــن واقعیــت و غلــط مصطلح اســت که در هرگونــه بازنــگری در وضعیــت بغرنج این پروژههــا، تمرکز و توجه صــرفاً روی وجه فنی و تأمین مالی است. درواقع پیشفرض بازخوانیها و بازنگریها این بوده که چنانچــه در ابعاد فنی و روشهای تأمین مالــی بتوانیم به روشهای مطلوبتر و نوآورانه دست یابیم، میتوانیم معضل وضعیت ناتراز و نابسامان فعلی را کنترل نموده و سروسامان دهیم.
- واقعیــت تلــخ و آزاردهنــده دیگــر آن اســت کــه هرگونــه پرسشــگری و مخالفت با این شــرایط به شیوههایی کاملاً تکراری و درعین حال مشکوک، متهم به ضدیت با پیشــرفت، توســعه و آبادانی کشــور شــده و ازمرکز توجه مســئولین ذیربط و دغدغهمندان خارج میگردد و درنتیجه به خاموشی کشیده میشود.
بــا تأمــل و دقــت در پژوهشهــای ارزشــمند انجامشــده در ســالهای اخیــر در گســتره جهانــی، بینشهــا و نگرشهــای جدیدی پیــش روی ما قــرار گرفته که تردیدهــای جــدی در بــاب پیشفرضهــا، روشهــا، رویههــا و روندهــای جاری در برنامــهریزی، مدیریت و اجرای پروژههــای بزرگمقیاس ایجاد کرده و رهیافتهای موثــر و نوآورانــهای را مــطرح کردهانــد. ایــن پژوهشهــا و نتایج آنهــا مطالعات بسیاری را در کشــورهای جهان اعم از «توســعهیافته» و «توسعهنیافته» شامل گردیده و نشــان میدهد ســهم بسیار بالایی از بودجههــای عمومی در جهان به ایــن پروژههــا اختصاص یافته اســت. این پژوهشها نشــان میدهــد که برخلاف تصور رایج و غالب، نسبت مستقیم و معناداری میان تعریف و اجرای این پروژهها و تحقق توســعه و پیشــرفت، آنگونه که پیش از این تصور میشــد، وجود ندارد. شاید یکی از اصلیترین عوامل بروز چنین وضعیتی افزایش بیحد و اندازه هزینه این پروژهها و نیز زمان تکمیل آنها باشــد کــه در قریب به اتفاق چنین پروژههایی در ســطح جهــان رخ داده اســت. انتظــار مــیرود اجــرای به موقــع و بهصرفه یک پروژه، حلقههای برنامهریزیشده توسعه را به ترتیب رقم بزند. برهم خوردن این وضعیت باعث میشــود کاســتیها بهنحو تصاعدی و مضاعف انباشــته شوند و اتمام پروژهها با تأخیر زمانی قابلتوجه، باعث افزایش و تشدید عقبافتادگیها و عقبماندگیها شــود. بااین ترتیب نباید از حجم انبوه ناترازیها تعجب نموده و بــرای رفــع آنهــا خطاهــای ویرانگر جدیــدی را در دســتور کار قــرار داد. این یک «ناتــرازی در تراز» میباشــد. اگر به نقطهای غیــر از وضعیت فعلی میرسیدیم جای تعجب بود.
با چنین توصیفی پرســش اصلی پژوهشــگران به دو موضوع اختصاص یافته است: پرسش نخست اینکه چرا با چنین وضعیتی دولتمردان و حاکمان همچنان بــه ادامه چنین شــرایطی اصرار میورزند و پرســش دوم اینکــه درچنین وضعیتی چه باید کرد؟
در پاســخ به پرســش نخســت، مجموعه پژوهشهای انجامشــده در جهان نشــان میدهد که اهــداف و اغراض سیاســی ، اقتصادی و تبلیغاتــی اصلیترین انگیــزه مدیــران و مســئولان محلی و ملــی و مشــاوران و پیمانــکاران در اصرار به تعریــف ، تصویــب و اجرای چنیــن پروژههایی هستند. این وضعیت در کشــورهای درحالتوســعه و توســعهنیافته بسیار حادتر است. پاســخ به پرسش دوم حیطه پژوهشــی اغلــب پژوهشــگران این حــوزه را تشــکیل میدهد و در ســالهای اخیر این پژوهشــگران بر تحقیق و پژوهش در اینباره متمرکز شدهاند. درواقع با تکیه بــر واقعیتهــای موجــود، هیچیک از پژوهشــگران ســخنی مبنی بر حــذف کامل پروژههــای بزرگمقیاس عمرانی را مــطرح نکردهاند. برعکس ضمن تأیید ضرورت و اهمیــت اجرای این پروژهها بر اصلاح روندها، روشها و رویههایی برای اثربخش بــودن این پروژهها تأکید کردهاند. این تأکید برخلاف شیوه مصطلح کمتر متوجه ابعاد فنی و مالی اســت و بیشــتر جنبههای برنامهریزی و مدیریتی این پروژهها را دربرمیگیرد. تلاش برای تأثیر کمتر وجه سیاسی و اقتصادی در تعریف و تصویب پروژههــا از طریق شــفافیت، آگاهیبخشــی عمومی، دخالــت نهادهای تخصصی مستقل در فرآیندهای بررسی و تصویب، بهکارگیری روشهای نوین در پیشبینی زمان، هزینهها و منافع اینگونه پروژهها بخشی از این نتایج است که در تعدادی از کشــورهای توســعهیافته در متــن و جریــان نظــام سیاســی ،اداری و سیســتم برنامهریزی مدنظر قرار گرفته و درحال تبدیل شدن به رویههای ثابت است.
تعیین اولویت میان انبوه پروژههای عمرانی، یکی از بدیهیترین و اصلیترین نتایجــی اســت که درنتیجــه این پژوهشهــا در دســتور کار قرار گرفته اســت. این تعیین اولویت باید براســاس سیاســتهای فرادســت و راهبردهــای کلان صورت گیرد و تصمیمگیری درباره آن صرفاً از عهده نهادهای سیاســی و حاکمیتی محلی خارج شــود. بدون شک هیچ مســئول محلی اعم از استاندار، فرماندار، بخشدار، شــهردار و… راضی به از دستور خارج شــدن پروژههای منطقه خویش نیست و از تمام قدرت و نفوذ خود برای تصویب آنها استفاده خواهد کرد. در این وضعیت، شــرایط به منوال موجود ادامه مییابد و بر وخامت آن افزوده میشــود. بهطور مشــخص در باب پروژههای بزرگمقیاس عمرانی در کشــور ما و در شــرایط حاضر به نظر میرســد حاکمیت باید در اسرع وقت وضعیت ســه برنامه کلان و راهبردی را قطعی و کلیه نهادها و دســتگاههای تصمیمســاز و تصمیمگیر را ملزم به رعایت دقیــق ایــن ســه برنامه کنــد. در ســاختار حاکمیتــی و اداری و شــرایط سیاســی و اجتماعــی موجود در کشــور، این ســه برنامــه میتواند به میــزان قابلتوجهی از آشــفتگیهای ذکرشــده بکاهد و زمینه را برای برداشتن گامهای بعدی تا رسیدن بــه شــرایط مطلوبتــر فراهم کنــد. هر ســه برنامه وظایــف قانونــی برجایمانده هستند که در وضعیتی تأملبرانگیز هیچگونه پیگیری برای تهیه، بازنگری، تصویب نهایی و ابلاغ آنها انجام نشــده است. این سه برنامه عبارتاند از: برنامه آمایش سرزمین، برنامه جامع حمل و نقل و برنامه جامع مسکن. در باب اهمیت این سه برنامه و ضرورت آنها بسیار سخن گفته شده است. به اختصار میتوان گفت که بدون داشتن این سه برنامه، که نقش تعیینکننده و زیردستی در کلیه نهادهای دخیل در امر توسعه و پیشرفت دارند، نمیتوان چندان به اصلاح وضعیت بغرنج فعلی در پروژههای عمرانی و توسعه در کشور امیدوار بود. واکاوی علل تصویب نشــدن این ســه برنامه در دهههای گذشــته میتواند واقعیتهای ذکرشده را با بســط و عمق بیشــتری وضوح ببخشــد و به درک و فهم بیشتر وضعیت نابسامان بینجامد.
بسیــاری از پروژههــای بزرگمقیــاس عمرانی در کشــور در حــوزه حمل و نقل، صنعت، مســکن و انرژی اســت. اعمال سلایق جناحی، سیاســی و حتی شــخصی در تعریف و تصویب اینگونه پروژهها و نبود مطالعات دقیق ارزیابی، نیازســنجی و برآورد تخصصی باعث شــده و میشــود تــا طرحهایی فاقد اولویت در دســتور کار قرار گرفته و بر حجم نابســامانیها و مصائب مختلف ذکرشــده افزوده شــود. تهیــه، بازنگری، تصویب و ابلاغ این ســه برنامه )با وجود همه ایرادها، کاســتیها و نواقــص در محتــوای آنها( میتواند تا حــد اندک ولی قابل قبولی از شــدت این آشــفتگیها و خصوصــا اعمــال نظر سیاســی مســئولان و مدیران محلــی و ملی بکاهد.



