خطای محاسباتی واشنگتن؛ چگونه مداخله امریکا، ایران را قدرتمندتر کرد؟
یادداشت مهدی ازرقی، مدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکده ایتان

مهدی ازرقی، مدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکده ایتان
درباره چرایی ورود مستقیم امریکا به جنگ تحمیلی فعلی، تحلیلهای مختلفی ازجمله تلاش برای تغییر رژیم در ایران، تضعیف توان موشکی و هستهای و… مطرح میشود. اما درحقیقت و در یک برآیند کلی، مسئله اصلی امریکا، وجود یک «قدرت مستقل» است که میتواند تهدیدی جدی برای طرحهای واشنگتن و کشورهای همپیمانش در منطقه باشد. بنابراین، دلیل اصلی واشنگتن برای این تقابل، دفع تهدید بالقوه جمهوری اسلامی است.
رویای غرب آسیا با محوریت اسرائیل
در طرح کلان امریکا، موازنه منطقه باید بر محوریت «رژیم صهیونیستی» شکل بگیرد. حضور کشوری مستقل مانند ایران، این معادله و وابستگی کشورهای منطقه به تلآویو را متزلزل میکند. بههمیندلیل، امریکا و رژیم صهیونیستی سالها تلاش کردند تا با تضعیف جمهوری اسلامی، این تهدید را بهطورکامل از بین ببرند و نقشآفرینی ایران را در منطقه به صفر برسانند.
تبدیل تهدید بالقوه به قدرت بالفعل
اما برخلاف رویکرد مدنظر امریکا، مداخله مستقیم واشنگتن در جنگ اخیر دقیقا نتیجه عکس داد! این مداخله باعث شد تا تهدید «بالقوه» ایران، به یک قدرت «بالفعل» تبدیل شود.
ایرانِ امروز، بسیار متفاوت با گذشته عمل میکند؛ از هجوم بیسابقه به نقاط مختلف اراضی اشغالی، تا مانور قدرت با اهرمهایی مثل تنگه هرمز. مهمتر از همه،
چتر امنیتی تصنعی امریکا –که سالها بهواسطه آن از کشورهای منطقه باج و امتیاز میگرفت– اکنون بهطور جدی به چالش کشیده شده است.
پایان تردیدها؛ شگفتیسازی در اوج تحریم
پیشازاین، بسیاری از کشورها نسبت به دامنه توانمندی و «اراده» جمهوری اسلامی برای تغییر معادلات منطقه شک داشتند. کسی پیشبینی نمیکرد کشوری که سالها تحت شدیدترین تحریمها بوده و لایههایی از فرماندهان ارشد خود را از دست داده است، بتواند اینگونه معادلات را فراتر از خواست و اراده امریکا بههم بریزد و همه را غافلگیر کند.
برنده نهایی کیست؟
اگر خواست و هدف امریکا قبل از جنگ (یعنی تضعیف و ازبینبردن قدرت جمهوری اسلامی) را ملاک ارزیابی قرار دهیم، واشنگتن امروز کاملا در نقطه عکس هدف خود ایستاده است. در این نبرد ارادهها، این خواست و اراده ایران بود که محقق شد و جایگاه خود را بهعنوان قدرت برتر و مستقل منطقه تثبیت کرد.



