اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

هرمز؛ از آبراه انرژی تا مدرسه حکمرانی ایران

اندیشگاه روایت ایرانی در این پرسش غور کرده است که چرا نسل آینده تصمیم‌سازان باید در میدان شبیه‌سازی تربیت شود؟

✍️ عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی


جنگ رمضان، صرفاً رویارویی نظامی روایت نکنیم؛ چراکه نقطه آشکارشدن حقیقتی بزرگ‌تر بود؛ در جهان امروز، قدرت ملی فقط در توان دفاعی سنجیده نمی‌شود، در توان قاعده‌گذاری، روایت‌سازی، مدیریت همراه‌سازی اذهان و افکار عمومی، تنظیم روابط بین‌المللی، سنجش هزینه تصمیم و تربیت نسل تصمیم‌ساز معنا پیدا می‌کند. حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، کشور را در برابر آزمونی قرار داد که هم میدان سخت داشت، هم میدان حقوقی، هم میدان رسانه‌ای، هم میدان اقتصاد انرژی، هم میدان دیپلماسی و هم میدان اقناع داخلی.

در چنین لحظه‌ای، تنگه هرمز دیگر فقط آبراه نبود. هرمز به صحنه‌ای تبدیل شد که در آن نسبت ایران با جهان، نسبت امنیت با اقتصاد، نسبت حقوق بین‌الملل با قدرت ملی و نسبت تصمیم حاکمیتی با افکار عمومی به‌صورت هم‌زمان آزموده شد. به همین دلیل، فهم امتیاز تنگه هرمز فقط از دریچه جغرافیا یا انرژی کافی نیست. هرمز را باید به‌مثابۀ «مسئله حکمرانی چندلایه» فهمید؛ مسئله‌ای که در آن امنیت، حقوق، اقتصاد، دیپلماسی، رسانه، بیمه، گمرک، انرژی، کشتیرانی، محیط زیست، افکار عمومی و نظم منطقه‌ای در  مسیری باریک فشرده شده‌اند.

آنچه پس از جنگ رمضان رخ داد، در سطح راهبردی جابه‌جایی مهمی بود؛ ایران نشان داد که می‌تواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود هم برای واکنش ونیز برای قاعده‌گذاری استفاده کند. مسئله، بستن یا باز(رها) گذاشتن ساده تنگه نبود؛ مسئله مهم‌تر این بود که ایران می‌تواند میان عبور مشروع و نامشروع، کشور دوست و کشور متخاصم، شریک راهبردی و بازیگر مخرب، کشور بی‌طرف و کشور همراه با دشمن تفاوت قائل شود. این تمایز، اگر در قالب رژیم حقوقی، اجرایی و قابل‌پیش‌بینی صورت‌بندی شود، می‌تواند تنگه هرمز را از ابزار مقطعی فشار به نهاد پایدار حکمرانی دریایی تبدیل کند.

در حقوق بین‌الملل دریاها، تنگه‌هایی که برای کشتیرانی بین‌المللی استفاده می‌شوند از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. اصل عبور ترانزیتی، به‌عنوان یکی از پایه‌های نظام حقوق دریاها، بر استمرار عبور سریع و پیوسته تأکید دارد. اما این اصل به معنای بی‌اختیاری دولت ساحلی نیست. دولت ساحلی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند ایمنی دریانوردی، حفاظت از محیط زیست، مدیریت ترافیک دریایی، امنیت کشتیرانی و تنظیم مسیرهای عبور، اختیار قاعده‌گذاری دارد؛ به شرط آنکه این قاعده‌گذاری به انسداد مطلق، رفتار تبعیض‌آمیز غیرقابل دفاع یا نقض ماهیت عبور ترانزیتی تبدیل نشود.

از همین‌جا تفاوت میان «رفتار هیجانی» و «حکمرانی راهبردی» روشن می‌شود. انسداد کامل و دائمی تنگۀ بین‌المللی، اگرچه ممکن است در لحظه بحران به‌عنوان نماد اقتدار دیده شود، اما در سطح بین‌المللی می‌تواند هزینه‌های سیاسی و حقوقی سنگینی تولید کند. در مقابل، مدیریت فعال عبور هوشمند، تعریف رژیم‌های خدماتی، ایجاد سازوکارهای بیمه‌ای، طبقه‌بندی کشورها، تنظیم مسیرها، دریافت هزینه خدمات، تقویت نظارت دریایی، همکاری منطقه‌ای و طراحی پروتکل‌های امنیتی، هم قابل دفاع‌تر است، هم پایدارتر، هم برای کشور درآمد و اهرم چانه‌زنی ایجاد می‌کند، هم دست دشمن را برای اجماع‌سازی علیه ایران می‌بندد.

ایران نباید فقط قدرت اختلال داشته باشد؛ باید قدرت نظم‌سازی داشته باشد. قدرت اختلال، دشمن را می‌ترساند؛ اما قدرت نظم‌سازی، دوست و بی‌طرف را نیز به محاسبه جدید وامی‌دارد. اگر ایران بتواند نشان دهد که عبور امن، همکاری اقتصادی، بیمه دریایی، خدمات بندری، تعرفه‌های عبور، اولویت‌دهی کشتیرانی و حتی سطح دسترسی کشورها به تنگه، تابع یک منطق روشن و قابل پیش‌بینی است، آنگاه هرمز از «نقطه بحران» به «ابزار معماری نظم منطقه‌ای» تبدیل می‌شود.

در این چارچوب، طبقه‌بندی کشورها اهمیت بنیادین دارد. کشوری که در جنگ، تحریم، عملیات اطلاعاتی، رأی‌گیری‌های نا عادلانه ضدایرانی سازمان ملل، پشتیبانی لجستیکی از دشمن یا جنگ رسانه‌ای علیه ایران نقش فعال دارد، نمی‌تواند در همان سطحی قرار گیرد که کشوری بی‌طرف، شریک اقتصادی یا همراه راهبردی ایران قرار دارد. این تمایزگذاری، در جهان امروز امر عجیبی نیست. دولت‌ها سال‌هاست در تجارت، امنیت، انرژی و فناوری میان کشورها تفکیک قائل می‌شوند. برخی کشورها شریک ترجیحی‌اند، برخی در وضعیت عادی‌اند و برخی مشمول محدودیت، تحریم، تعرفه یا محرومیت می‌شوند. بنابراین، ایران نیز می‌تواند در هرمز منطق سه‌گانه تعریف کند: الف)کشورهای با اولویت، ب)کشورهای خنثی و ج)کشورهای متخاصم.

کشورهای با اولویت، کشورهایی هستند که در حوزه‌هایی مانند انرژی، ترانزیت، سرمایه‌گذاری، بیمه، حمل‌ونقل، کریدورها، همکاری‌های منطقه‌ای و مواضع سیاسی، نسبت معنادار و قابل سنجشی با منافع ایران دارند. این کشورها می‌توانند از عبور امن‌تر، خدمات سریع‌تر، تعرفه‌های ترجیحی یا همکاری‌های تکمیلی برخوردار شوند. کشورهای خنثی می‌توانند در چارچوب قواعد عمومی و بدون امتیاز ویژه از عبور مدیریت‌شده بهره‌مند باشند. کشورهای متخاصم نیز باید هزینه رفتار خصمانه خود را بفهمند؛ نه الزاماً در قالب شعار، بلکه در قالب سازوکارهای حقوقی، بیمه‌ای، تعرفه‌ای، امنیتی و عملیاتی.

این یعنی تنگه هرمز می‌تواند یا کم‌کم توانسته از گذرگاه فیزیکی به «زبان سیاست خارجی» تبدیل شود. کشورها با رفتار خود جایگاهشان را تعیین می‌کنند و ایران نیز با قاعده‌گذاری شفاف نشان می‌دهد که دوستی، بی‌طرفی و خصومت پیامدهای یکسان ندارند. چنین الگویی، اگر دقیق طراحی شود، به جای آنکه ایران را در موقعیت متهم قرار دهد، ایران را در جایگاه قاعده‌گذار، تأمین‌کننده امنیت، ارائه‌دهنده خدمات و مدیر نظم دریایی قرار می‌دهد.

اما این سطح از حکمرانی، فقط با اراده سیاسی محقق نمی‌شود. چنین نظمی نیازمند فهم عمیق، طراحی نهادی، سناریونویسی، محاسبه پیامد، زبان حقوقی دقیق، دیپلماسی فعال، روایت رسانه‌ای و نیروی انسانی تربیت‌شده است. مسئله همین‌جاست؛ آیا نسل آینده تصمیم‌سازان کشور برای چنین میدان‌هایی آماده شده‌اند؟ آیا دانشگاه، اندیشکده‌ها و نظام اندیشگاهی، مجلس، دولت و قوه قضائیه و نهادهای حاکمیتی سازوکاری طراحی کرده‌اند که جوانان مستعد، پیش از ورود به موقعیت‌های واقعی، در میدان‌های شبیه‌سازی‌شده تصمیم‌سازی قرار گیرند؟ آیا ما تجربه‌های سخت کشور را به آموزش، تمرین، بازی جدی و آزمایشگاه سیاستی تبدیل کرده‌ایم؟ پاسخ صادقانه این است که هنوز نه به اندازه کافی.

در سال‌های گذشته، بارها از جوان‌گرایی سخن گفته شده است، اما جوان‌گرایی بدون سازوکار علمی، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. تجربه‌هایی مانند دستیارسازی‌های شتاب‌زده، ورود نیروهای کم‌تجربه بدون فرآیند دقیق گزینش، سپردن موقعیت‌های حساس بر اساس رابطه و نه شایستگی، یا برگزاری آزمون‌هایی که سنجش واقعی توان تحلیلی و تصمیم‌سازی در آن‌ها جدی گرفته نشده، نشان داد که جوان‌گرایی اگر به نظام تربیت و ارزیابی متصل نباشد، سرمایه تولید نمی‌کند؛ بلکه گاهی هزینه و بدبینی تولید می‌کند.

مسئله این نیست که جوانان توانمند نیستند؛ مسئله این است که توانمندی باید کشف، تربیت، سنجش و در معرض مسئله واقعی قرار گیرد. نیروی جوان اگر فقط در فضای نظری بماند، با واقعیت سخت تصمیم آشنا نمی‌شود. اگر فقط در فضای شعاری رشد کند، پیچیدگی منافع ملی را نمی‌فهمد. اگر فقط در محیط اداری قرار گیرد، جسارت اندیشیدن راهبردی را از دست می‌دهد. و اگر بدون آموزش وارد میدان شود، ممکن است در نخستین بحران، خطای پرهزینه تولید کند.

جهان امروز برای حل همین مسئله، به سمت آموزش‌های تجربه‌محور رفته است. در بسیاری از کشورها، آموزش سیاست‌گذاری، دیپلماسی، امنیت ملی و مدیریت بحران از قالب کلاس‌های صرفاً نظری خارج شده و به سمت شبیه‌سازی، بازی جدی، مذاکرات نقش‌آفرین، وارگیم، سناریوپردازی و آزمایشگاه‌های سیاستی حرکت کرده است. در این روش‌ها، دانشجو یا مدیر جوان فردا فقط شنونده نیست؛ او نقش می‌گیرد، تصمیم می‌گیرد، مذاکره می‌کند، شکست می‌خورد، هزینه تصمیم را می‌بیند، ائتلاف می‌سازد، روایت تولید می‌کند و در نهایت می‌آموزد که حکمرانی، ترکیبی از دانش، تشخیص، زمان‌شناسی، قدرت بیان، محاسبه هزینه، اخلاق تصمیم و درک میدان است.

در ایالات متحده، شبیه‌سازی‌های دیپلماتیک برای دانشجویان و مدیران جوان طراحی می‌شود تا آنان در نقش دیپلمات، سفیر، نماینده سازمان بین‌المللی یا عضو دولت قرار گیرند و با منافع متعارض بازیگران مواجه شوند. در مدرسه کندی هاروارد، آموزش مذاکره و سیاست عمومی با شبیه‌سازی‌های پیچیده همراه است؛ زیرا مذاکره را نمی‌توان فقط با خواندن نظریه آموخت. در اروپا، مدل‌های شبیه‌سازی اتحادیه اروپا سال‌هاست دانشجویان را در نقش دولت‌های عضو، پارلمان، کمیسیون و گروه‌های ذی‌نفع قرار می‌دهد تا بفهمند سیاست‌گذاری در ساختار چندبازیگری چگونه شکل می‌گیرد. در دانشگاه دفاع ملی آمریکا که در سال 1976 تاسیس شده است نیز وارگیم‌ها و تمرین‌های راهبردی برای آن طراحی می‌شوند که رهبران نظامی و غیرنظامی در محیطی کم‌خطر، با تصمیم‌های سخت و اطلاعات ناقص مواجه شوند.

این تجربه‌ها پیامی روشن دارند؛ تصمیم‌ساز را نمی‌توان فقط با جزوه و سخنرانی تربیت کرد. تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر باید در محیط تصمیم قرار گیرد، اما پیش از آنکه هزینه تصمیم او واقعی و در سطح ملی پرداخت شود، باید در محیطی آزمایشگاهی، شبیه‌سازی‌شده و کنترل‌شده تمرین کند. همان‌گونه که خلبان پیش از پرواز واقعی با شبیه‌ساز پرواز تمرین می‌کند، حکمران آینده نیز باید پیش از مواجهه با بحران واقعی، با شبیه‌ساز حکمرانی تمرین کند.

ایران به‌شدت به چنین رویکردی نیاز دارد؛ اما نه به شکل تقلیدی و وارداتی. ما باید آزمایشگاه حکمرانی ایرانی بسازیم؛ آزمایشگاهی که موضوعات آن از دل مسائل واقعی ایران بیرون بیاید. تنگه هرمز، یکی از مناسب‌ترین پرونده‌ها برای این کار است. چرا؟ چون در این پرونده تقریباً همه عناصر حکمرانی معاصر حضور دارند: حقوق بین‌الملل، اقتصاد انرژی، امنیت دریایی، دیپلماسی منطقه‌ای، روابط با چین و هند، رفتار کشورهای عربی، نقش آمریکا و اروپا، افکار عمومی داخلی، رسانه‌های خارجی، بیمه دریایی، شرکت‌های کشتیرانی، بازار نفت، محیط زیست، مجلس، دولت، نیروهای مسلح، وزارت خارجه، وزارت نفت، گمرک، بنادر و حتی روایت ملی.

تصور کنیم رویدادی طراحی شود که در آن دانشجویان، پژوهشگران جوان و نخبگان تحصیلات تکمیلی در قالب  شبیه‌سازی جدی وارد پرونده تنگه هرمز شوند. گروهی نقش شورای عالی امنیت ملی را بر عهده بگیرد، گروهی وزارت خارجه، گروهی کمیسیون‌های مربوطه در مجلس، گروهی وزارت نفت، گروهی نیروهای مسلح، گروهی سازمان بنادر، گروهی شرکت‌های بیمه، گروهی رسانه‌های داخلی، گروهی رسانه‌های خارجی، گروهی کشورهای دوست، گروهی کشورهای خنثی، گروهی کشورهای متخاصم، گروهی شرکت‌های کشتیرانی و گروهی سازمان‌های بین‌المللی. هر گروه باید بر اساس منافع، محدودیت‌ها و ابزارهای خود عمل کند، موضع بنویسد، مذاکره کند، ائتلاف بسازد، بیانیه بدهد، در برابر رسانه پاسخ‌گو باشد و پیامد تصمیم خود را ببیند.

در چنین محیطی، دانشجویان جوان یاد می‌گیرند که یک جمله در بیانیه رسمی می‌تواند بازار انرژی را حساس کند. می‌فهمد که یک رفتار غیرقابل پیش‌بینی، کشور خنثی را به سمت اردوگاه دشمن هل می‌دهد. درمی‌یابد که حقوق بین‌الملل بدون روایت رسانه‌ای و ابزار اجرایی کافی نیست. می‌آموزد که اقتدار بدون قابلیت توضیح برای افکار عمومی داخلی، ناتمام است. تجربه می‌کند که مذاکره فقط لبخند، دکمه‌دوم کت بستن و گفتگو نیست، بلکه میدان محاسبه، امتیازدهی، امتیازگیری، حفظ خطوط قرمز و جلوگیری از انزوای راهبردی است.

این نوع شبیه‌سازی نیاز به پژوهش‌های عمیق دارد و  اگر دقیق طراحی شود، فقط آموزش نیست؛ تولید سیاست نیز هست. در جهان، بسیاری از ایده‌های سیاستی ابتدا در محیط‌های آزمایشی متولد می‌شوند. وقتی ده‌ها ذهن مستعد و آموزش‌دیده روی یک مسئله واقعی متمرکز می‌شوند، ممکن است راه‌حل‌هایی پدید آید که در ساختارهای رسمی، به دلیل روزمرگی، احتیاط، فشار اداری یا محدودیت زمان کمتر دیده می‌شود. بنابراین، خروجی چنین رویدادی می‌تواند هم تربیت نیروی انسانی باشد، هم تولید بانک ایده، هم کشف استعداد، هم تمرین روایت، هم آزمون سناریوهای سیاستی.

برای این کار، البته باید از خطای نمایشی‌کردن پرهیز کرد. شبیه‌سازی جدی، با برنامۀ تشریفاتی، چند سخنرانی و تقسیم نقش سطحی ساخته نمی‌شود. طراحی آن نیازمند پژوهش پیشینی، داده‌های واقعی، نقشه بازیگران، تحلیل منافع، اسناد حقوقی، سناریوهای چندگانه، جدول پیامدها، اتاق کنترل، داوری تخصصی و نظام ارزیابی است. اگر سناریو ضعیف باشد، بازی هم ضعیف خواهد بود. اگر نقش‌ها دقیق تعریف نشوند، شبیه‌سازی به نمایش تبدیل می‌شود. اگر داده‌ها واقعی نباشند، تصمیم‌ها جدی نخواهند بود. اگر ارزیابی علمی نباشد، استعدادها درست شناسایی نمی‌شوند.

از این رو، پیشنهاد اصلی این است که کشور به سمت تأسیس و تثبیت «آزمایشگاه‌های حکمرانی و شبیه‌سازی سیاستی» حرکت کند؛ آزمایشگاه‌هایی که بتوانند پرونده‌های واقعی ایران را به محیط تمرین تصمیم تبدیل کنند. در چنین آزمایشگاه‌هایی، دانشجویان نه به‌صورت رابطه‌ای، بلکه از مسیر فراخوان عمومی، آزمون محتوایی، ارزیابی تحلیلی، مصاحبه تخصصی، سنجش توان نوشتن، سخن گفتن، مذاکره و کار تیمی انتخاب شوند. این مسیر، هم عادلانه‌تر است، هم دقیق‌تر، هم برای آینده حکمرانی کشور مفیدتر.

اندیشگاه‌ها، دانشگاه‌ها، مجلس، مرکز پژوهش‌ها، دستگاه‌های اجرایی، نهادهای امنیتی، وزارت خارجه، وزارت نفت، نهادهای رسانه‌ای و بخش خصوصی می‌توانند در چنین فرآیندی نقش داشته باشند. مجلس می‌تواند میدان شبیه‌سازی کمیسیون‌ها را فراهم کند؛ دانشگاه می‌تواند پشتوانه علمی بدهد؛ اندیشکده‌ها می‌توانند سناریو طراحی کنند؛ دستگاه‌ها می‌توانند مسئله واقعی ارائه دهند؛ رسانه‌ها می‌توانند روایت‌سازی و افکار عمومی را وارد بازی کنند؛ و بخش خصوصی می‌تواند منطق بازار، بیمه، حمل‌ونقل و تجارت را به شبیه‌سازی اضافه کند.

تنگه هرمز، از این منظر، فقط موضوع یک برنامه یا رویداد دانشجویی نیست؛ یک الگوی تربیت حکمران است. اگر این پرونده درست طراحی شود، می‌تواند به نسل جوان نشان دهد که ایران چگونه باید قدرت خود را از سطح واکنش به سطح قاعده‌گذاری ارتقا دهد. نشان دهد که امنیت ملی فقط دفاع نیست، بلکه تنظیم رابطه میان دوست، دشمن و بی‌طرف است. نشان دهد که روایت، جزء تزئینی سیاست نیست، بلکه بخشی از خود قدرت است. نشان دهد که دیپلماسی بدون پشتوانه میدانی ناکافی است و قدرت میدانی بدون زبان حقوقی و اقناعی نیز آسیب‌پذیر می‌شود.

امروز ایران در یک پنجره فرصت تاریخی قرار دارد. جامعه پس از تجربه جنگ رمضان، نسبت تازه‌ای با مفاهیمی مانند امنیت، اقتدار، روایت، استقلال و تصمیم حاکمیتی پیدا کرده است. این سرمایه اجتماعی و روایی، اگر به نهاد تبدیل نشود، فرسوده می‌شود. اگر به آموزش تبدیل نشود، منتقل نمی‌شود. اگر به شبیه‌سازی تبدیل نشود، تمرین نمی‌شود. اگر به شبکه نخبگانی تبدیل نشود، در آینده مدیران آماده‌ای برای لحظه‌های سخت نخواهیم داشت.

حکمرانی آینده ایران را نمی‌توان فقط به انتصاب‌های آینده سپرد. حکمرانی آینده باید از امروز تربیت شود. باید نسل جدیدی از تصمیم‌سازان شکل بگیرد که هم حقوق بین‌الملل بداند، هم منطق قدرت را بفهمد، هم اقتصاد انرژی را بشناسد، هم رسانه را جدی بگیرد، هم زبان دیپلماسی بلد باشد، هم درون‌وطن را بفهمد، هم بیرون‌مرز را محاسبه کند، هم بداند چه زمانی باید سخت ایستاد و چه زمانی باید هوشمندانه قاعده ساخت.

هرمز می‌تواند مدرسه این نسل باشد؛ مدرسه‌ای برای فهم ایران در جهان جدید. اگر دیروز هرمز را تنها به‌عنوان گلوگاه انرژی می‌شناختند، امروز باید آن را به‌عنوان گلوگاه حکمرانی آینده ایران فهمید. از هرمز می‌توان آموخت که قدرت، فقط داشتن امکان بستن مسیر آبی نیست؛ قدرت یعنی توان طراحی مسیری که دیگران ناگزیر باشند قواعد تو را در محاسبات خود وارد کنند.

جنگ رمضان نشان داد ایران می‌تواند در میدان سخت بایستد. اکنون نوبت میدان نرم، میدان نهادسازی، میدان تربیت و میدان روایت است. اگر می‌خواهیم تجربه سخت امروز، چراغ راه فردا شود، باید آن را از سطح خاطره و شعار به سطح نهاد، آموزش، شبیه‌سازی و تربیت نسل تصمیم‌ساز ارتقا دهیم.

آینده حکمرانی ایران، از کلاس‌های بی‌جان بیرون نمی‌آید؛ از آزمایشگاه‌های زنده تصمیم، کمیسیون‌های شبیه‌سازی‌شده، بازی‌های جدی، سناریوهای عمیق و مواجهه شجاعانه نسل جوان با واقعی‌ترین مسئله‌های کشور متولد می‌شود. هرمز، اگر درست فهمیده شود، فقط آبراه عبور کشتی‌ها نیست؛ راه عبور ایران به حکمرانی آینده است.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا