
پژوهشکده ابرار معاصر تهران
یک خط تحلیلی در کشور و منطقه وجود دارد که معتقد است امارات متحده عربی، عمدتا برای کسب امنیت، به توافق ابراهیم پیوست و اسرائیل را بهرسمیت شناخت. چنین تحلیلی در شرایط کنونی که امارات بیشتر از هر بازیگر منطقهای، آشکار و پنهان در جبهه امریکا و اسرائیل علیه ایران قرار گرفته است، میتواند مقامات کشور را در تعیین بانک اهداف در امارات، دچار خطا کند. واقعیت این است که محمد بن زاید در ارتباط با اسرائیل، بیشتر از امنیت، در پی توسعه است و در تمنای آن، یکی از عمیقترین روابط عربی را با اسرائیل سامان داده، اگرچه امنیت نیز جزء تقاضاهای او بوده است.
وقتی چنین درکی از ماهیت این روابط شکل گیرد، بانک اهداف در اماراتی که شمشیر از رو برای ایران بسته است و با محدودسازی امکانها و دسترسیهای مالی از اوایل پاییز ۱۴۰۴، زمینه اغتشاشات دیماه و سپس حمله نظامی به ایران را فراهم کرده است، دچار تغییر خواهد شد؛ آنچه برای بن زاید مهمتر و راهبردیتر است، باید بهعنوان هزینه همراهی با امریکا و اسرائیل بر او تحمیل شود. اگر این پذیرفته شود، بانک اهداف در اماراتی که اکنون آشکارا به صف دشمنان علیه ایران پیوسته است، متفاوت و دردناکتر خواهد شد.
در ادامه، بخشی از پادکست عبری زوهر پالتی، معاون اسبق موساد درخصوص روابط اسرائیل با امارات میآید. (پژوهشکده ابرار معاصر تهران، پیش از جنگ ۱۲ روزه، این پادکست مهم را ترجمه و برای تصمیمسازان و تصمیمگیران کشور ارسال کرده بود.)
مجری: حتی در سطح دیپلماتیک، توافقات ابراهیم چگونه شکل گرفت؟ محرک اصلی این توافقات این بود که امارات و دیگران ما را بهعنوان یک قدرت قابلاعتماد و متمکنی دیدند که ارزش پیوستن به آن را دارد. اما پس از ۷ اکتبر، شاید برخی از آنها با خود گفتند: «شاید ما اشتباه میکردیم…» و حالا، به خود میگویند: «نه، ما اشتباه نکرده بودیم!».
پالتی: اینجا اجازه بده اصلاحت کنم. بهعنوان کسی که نقش مستقیمی در مذاکرات و امضای توافقات ابراهیم داشت و افتخار داشتم که رئیس بخش امنیتی-سیاسی آن باشم، باید بگویم: آخرین چیزی که برای اماراتیها و سایر رهبران مهم بود، قدرت نظامی ما بود.
مجری: واقعا، آنها [اماراتیها] از تروریسم و اسلامگرایی افراطی متنفرند.
پالتی: بله، اما نکته اینجاست که امنیت، دلیل اصلی آنها برای برقراری روابط با ما نبود. آنها ما را بهعنوان دوست میخواستند. آنها یک تصمیم استراتژیک گرفتند که روابط با اسرائیل برایشان سودمند است. بگذار یک مثال ساده بزنم: در طول جنگ [بعد از ۷ اکتبر]، کدام شرکت هواپیمایی بینالمللی همچنان به اسرائیل پرواز داشت؟
مجری: درواقع، دو شرکت هواپیمایی؛ فلایدبی و اتحاد اِیروِیز [که هر دو متعلق به اماراتاند].
پالتی: آمریکاییها ما را بهعنوان دوست و متحد استراتژیک خود میبینند. اما اروپاییها؟ آنها مدتهاست که دیگر چنین نگاهی به ما ندارند. تنها کسی که همچنان نگاه ویژهای به اسرائیل دارد، محمد بن زاید است. من این را بهعنوان یک شاخص مطرح میکنم؛ زیرا او در این بحران یک تصمیم فوقالعاده استراتژیک گرفت. او اسرائیل را بهعنوان یک شریک واقعی میخواست، نهفقط یک متحد نظامی. چرا؟ چون ما هابِ فناوری هستیم. او هوش مصنوعی ما را میخواهد. او ذهن اسرائیلی را میخواهد. او نبوغ یهودی-اسرائیلی را میخواهد که در این کشور اختراعات و پیشرفتهای عظیمی را رقم زده است.



