ابعاد ژئوپلتیکی و راهبردی هلیوم در زنجیره تولید ریزتراشه
بازی قدرت در عرصه تراشهها؛ نقش ایران در معادلات امنیتی_دیپلماتیک تنگه هرمز
کمال کاویانی، پژوهشگر اندیشکده سیاست صنعتی و فناوری های نوظهور
هلیوم، علاوهبر نقش حیاتی خود در فرآیندهای صنعتی و تولید تراشههای پیشرفته، بهعنوان یک کالای راهبردی با تأثیرات ژئوپلتیکی برجسته، اکنون در کانون توجه قرار گرفته است. هلیوم اکنون دیگر صرفاً یک گاز صنعتی نیست. پس از تغییرات عمده در ساختار تأمین این گاز، از جمله خصوصیسازی ذخیره فدرال آن در آمریکا در اوایل ۲۰۲۶، هلیوم به یک ابزار استراتژیک تبدیل شده که در نتیجه آن امنیت تولید نیمههادیهای پیشرفته جهان به ثبات مسیرهای ترانزیتی وابسته است. این تحول بهطور خاص به دو نقطه حیاتی جغرافیایی متمرکز است: قطر و آمریکا.
در قطر، هلیم مستقیماً با فرآیند تولید گاز طبیعی مایع در میدان پارس جنوبی گره خورده است. «مجتمع راس لفان»، بهعنوان تأمینکننده حدود یک سوم هلیوم جهان، خوشههای نیمههادی در کره جنوبی(65 درصد) و تایوان(69 درصد) را از مسیر تنگه هرمز تأمین میکند. این مجتمع از فناوری جداسازی برودتی در دمای بسیار پایین استفاده میکند تا هلیم را از جریان گاز طبیعی جدا کند و بدینوسیله وابستگی اجتنابناپذیری به گاز مایع دارد.
در مقابل، ایالات متحده دارای معماری متنوعتری است. برخی از میادین آمریکایی، مانند «شوت کریک»، بهگونهای طراحی شدهاند که حتی در نوسانات بازار گاز نیز پایداری تولید هلیم را حفظ کنند. میدان «شوت کریک» در وایومینگ ایالات متحده، حدود ۲۰ درصد از کل عرضه جهانی هلیم را تأمین میکند. این مرکز، تأمینکننده اصلی فبهای داخلی آمریکا مانند اینتل و میکرون و همچنین برخی مشتریان استراتژیک در آسیا است.
دیگر بازیگر پنهان این صحنه چین است که در حال جداسازی مسیر ترانزیت خود از آمریکا و قطر بوده و در پاسخ به ریسکهای موجود در مسیرهای دریایی، در حال توسعه مسیر زمینی امن از روسیه است تا وابستگی به قطر را کاهش دهد. این مسیر، که از طریق خط لوله «قدرت سیبری» و کامیونهای برودتی به چین میآید، امنیت تأمین هلیوم را از تهدیدات ژئوپلتیکی معاف میسازد و این امکان را برای چین فراهم میکند تا توازن قدرت در بازار جهانی هلیوم را تغییر دهد.
تغییرات ساختاری در ترانزیت هلیوم علاوهبر مسائل تجاری، ابعاد ژئوپلتیکی پیچیدهای نیز ایجاد کرده است. ژئوپلیتیک ترانزیت هلیوم به شدت تحت تأثیر دو گذرگاه حساس است: خلیج مکزیک (مسیر خروج هلیوم از آمریکا) و تنگه هرمز (مسیر خروج هلیوم از قطر). بیش از ۸۰٪ از هلیوم تجاری جهان باید از این دو منطقه عبور کند و هر گونه تنش نظامی یا بحران در این مناطق میتواند فوراً به اختلال در تأمین هلیوم منجر شود. این وابستگی شدید جغرافیایی و ترانزیتی، خطرات بسیاری را برای صنایع پیشرفته به همراه دارد. کشورهای بزرگ تولیدکننده نیمههادی بهویژه در شرق آسیا، بهشدت به هلیوم قطر وابسته هستند. برای مثال، شرکت های TSMC (69 درصد)، سامسونگ (65 درصد) و SK Hynix (64.7 درصد) بهترتیب برای تأمین بخشهای عمدهای از نیاز هلیوم خود به قطر وابستهاند. اگر تنگه هرمز بسته یا دچار بحران شود، علاوهبر کمبود هلیوم، تأمین گاز طبیعی مایع از این منطقه نیز مختل خواهد شد که بر شبکه برق و انرژی کشورهای شرق آسیا تأثیرات گستردهای خواهد گذاشت.
جمعبندی راهبردی
هلیوم از یک کالای صنعتی صرف به یک «ابزار ژئوپلتیکی» تبدیل شده است که امنیت زنجیره تأمین ریزتراشههای جهان را تعیین میکند. تمرکز شدید تولید بر دو قطب آمریکا و قطر (بهویژه وابستگی شرق آسیا به تنگه هرمز) و همچنین توسعه مسیر جایگزین زمینی توسط چین از روسیه، رقابت قدرتها را در کنترل جریان هلیوم تشدید کرده است. هرگونه تنش در گذرگاههای حساس خلیج مکزیک یا تنگه هرمز، نه تنها تأمین گاز، بلکه پایداری صنعت میکروالکترونیک جهانی را با خطر جدی مواجه خواهد ساخت.



