صورتبندی مسئله اصلی در تنگه هرمز
پژوهشکده مطالعات راهبردی، تنگه هرمز را بخشی از محیط امنیت ملی جمهوری اسلامی خوانده است که بازاندیشی در حقوق بینالملل را ضروری میکند.

✍🏻 [پژوهشکده مطالعات راهبردی](https://iranthinktanks.com/research-institute-of-strategic-studies/)
طرحهای تفکیک ترافیک دریایی (Traffic Separation Scheme-TSS) یکی از مهمترین ابزارهای فنی حقوق دریانوردی برای تامین ایمنی کشتیرانی بینالمللی به شمار میآیند. این مسیرها با هدف کاهش احتمال برخورد کشتیها، ساماندهی عبور و مرور دریایی و افزایش امنیت ناوبری طراحی میشوند و پس از بررسیهای تخصصی در سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) به عنوان مسیرهای رسمی کشتیرانی اعلام میشوند. درخصوص تنگه هرمز نیز مسیرهای کنونی، براساس پیشنهاد مشترک ایران و عمان در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی طراحی و در سال ۱۹۶۸ در چارچوب سازمان بینالمللی دریانوردی مورد تصویب قرار گرفت. طبیعی است که این ترتیبات، متناسب با واقعیات فنی و امنیتی همان دوره شکل گرفته بودند؛ دورهای که تهدیدهای امنیتی منطقه، ماهیت و گسترهای کاملا متفاوت با شرایط امروز داشت.
اکنون بیش از پنج دهه از شکلگیری آن ترتیبات میگذرد. در این فاصله، محیط امنیتی خلیج فارس دستخوش تغییرات بنیادین شده است. افزایش حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای، تحول ابزارهای جنگی، گسترش تهدیدهای نامتقارن و در نهایت وقوع درگیریهای نظامی در مجاورت تنگه هرمز، این آبراه را در موقعیتی متفاوت از گذشته قرار داده است. صرفنظر از هرگونه قضاوت سیاسی درباره این تحولات، نمیتوان انکار کرد که واقعیتهای امنیتی امروز، با واقعیتهای امنیتی زمان تصویب طرح تفکیک ترافیک دریایی یکسان نیست.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه بینالمللی برای عبور کشتیها نیست، بلکه بخشی از محیط امنیت ملی کشور نیز محسوب میشود. اگر دولت ساحلی به این جمعبندی برسد که ترتیبات موجود، در شرایط جدید، امکان بهرهبرداری از این آبراه برای تهدید امنیت ملی آن را فراهم میکند، این پرسش به وجود میآید که آیا حقوق بینالملل ظرفیت بازاندیشی در این ترتیبات را دارد یا خیر؟ آیا قواعد موجود صرفا برای تضمین آزادی دریانوردی طراحی شدهاند یا آنکه امنیت دولت ساحلی نیز بهعنوان یکی از عناصر موثر در امنیت همان آبراه باید مورد توجه قرار گیرد؟



