سیدطهرضا نیرهدی – مدیر اندیشکده فردا
بیان مسئله:
بعد از اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، پیچیدهترین سؤالی که برای بخشی از نخبگان ایجاد شد، این بود که «باتوجهبه این هزینه، چه شرایطی میتواند به جمهوری اسلامی پیشنهاد شود که ترک مخاصمه را بپذیرد؟». در این باره یادداشتها و پیشنهادات متعدد و متفاوتی توسط صاحبنظران طرح شده که عموماً منطقی و مستدل هستند اما به نظر نگارنده در همه این پیشنهادات، ابعادی از شرایط مطلوب مغفول مانده است. این نوشته قصد تمرکز بر این ابعاد را دارد، ابعاد غیرامنیتی و غیراقتصادی ترک مخاصمه.
شرح وضعیت:
عمده شرایط پیشنهادی برای پذیرش پایان جنگ، امنیتی و اقتصادی هستند. این پیشنهادات عمدتاً حول این ایدهها شکل گرفتهاند:
- آتشبس به تنهایی کفایت نمیکند و شرایط باید منجر به صلح پایدار و عدم تکرار حمله شود.
- حال که ما بهعنوان قربانی این جنگ، متحمل هزینههای سنگین اقتصادی شدهایم، این هزینهها باید پرداخت شود.
- دسته دیگری به دلالت وضعیت بهتر نظامی – امنیتی ایران نسبت به اهداف اعلامی طرف مقابل و توان اعمال اراده روی اقتصاد جهان و ایجاد مخاطره بر آن، بهعنوان امتیاز ویژه خواستار انتفاع اقتصادی پساجنگ هستند. ایشان طرح میکنند که جنگ به شرطی پایان یابد که ایران بتواند با آزادی کافی نفت بفروشد و تجارت کند. به بیان دیگر، تحریمها لغو یا کماثر شوند.
نگارنده همه موارد فوق را مطلوب و لازم میداند، هرچند که میزان تحقق هرکدام از آنها وابستگی به شرایط میدان جنگ و دیپلماسی دارد. اما تقلیل شرایط و خواستهها به این موارد، به نظر ناشی از آن است که سیاستگذاران و تصمیمگیران، جنگ را به میدان نظامی – امنیتی و تا حدی اقتصادی تقلیل میدهند، حالآنکه ما موافق چارچوب مفهومی هستیم که این جنگ را ترکیبی از ابعاد نظامی، امنیتی، اقتصادی، رسانهای و سیاسی میداند. این چارچوب بدین نحو صورتبندی میشود که جنگ به تمامیت خود، میدانهای نظامی، رسانهای، اجتماعی و سیاسی دارد و رسانه و جامعه، یک بحث حاشیهای و تزیینی نیستند، بلکه بطن جنگ و شاید مهمترین بخش جنگ هستند.
در این صورتبندی، اصل قرار دادن حملات بهوسیله اف۳۵ و فرع قرار دادن بمباران رسانهای توسط شبکههای فارسیزبان غلط است. رسانههای دشمن چه بهصورت بردکست در ماهوارهها پخش شوند و چه در شبکههای اجتماعی بهصورت حقیقی و چه بهصورت هوش مصنوعی با حمایت الگوریتم بر ذهن جامعه ایرانی اثرگذار باشند، امروز مهمترین بخش جنگ هستند و مستقیماً تابآوری جامعه، همزیستی جامعه و ذهنیت آن در کلیت خود را متأثر میکند.
پیشنهادات و جمعبندی:
بر همین مبنا، شروط مرتبط با حوزههای اجتماعی، سیاسی و رسانهای میبایست در نظر گرفته شوند و اگرنه با پایان درگیری نظامی، ما همچنان با چالشهای موجودیتی و حتی یکپارچگی سرزمینی مواجه خواهیم بود و این چالشها روزبهروز وخیمتر خواهند شد. یادآور میشود که توجه به چنین متغیرهایی پیشتر مثلاً در توافق پکن میان ایران و عربستان در نظر گرفته شده است، هرچند که با فرصتطلبی رژیم صهیونیستی بیاثر گردید. در این راستا بهصورت مشخص موارد زیر، بهعنوان بخشی از شروط پایان جنگ از طرف ایران پیشنهاد میشود:
- بهرسمیتشناختن حق حاکمیت سرزمینی ایران در مورد ارسال امواج شبکههای ماهوارهای در پهنه سرزمینی؛ به بیان دیگر هر شبکهای که بخواهد امواج آن در ایران دریافت شود، میبایست از جمهوری اسلامی مجوز بگیرد. این امر نسبت به سایر کشورها به رسمیت شناخته میشود و خواسته عجیبی نیست.
- بهرسمیتشناختن حق حاکمیت سرزمینی ایران در مورد ارائه خدمات اینترنت ماهوارهای در پهنه سرزمینی ایران. به بیان سادهتر، ارائهدهندگان اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک، حق فعالیت بدون مجوز را در فضای ایران ندارند.
- بهرسمیتشناختن حق حاکمیت بر فضای مجازی داخل ایران توسط سرویسدهندگان بینالمللی بهخصوص شبکههای اجتماعی و پیامرسانها. به بیان دیگر، شبکههای اجتماعی همانند تعاملی که با دولتهای هر کشوری در دنیا انجام میدهند و اقتضائات، محدودیتها و شرایط فرهنگی اجتماعی آنها را بنا بر قانون آن کشور اجرا میکنند، در ایران نیز باید چنین کنند.
- ارائه تضمین عملی برای جلوگیری از بهکارگیری الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بر ضد منافع ملی کشور. به بیان دیگر، شبکههای اجتماعی آمریکایی – اسرائیلی نباید اجازه داشته باشند با ضریبدهی به محتوای ضد امنیتی و حذف و کماثر کردن محتوای ایرانی، صحنه تولید و توزیع محتوای کشور را، بر علیه امنیت کشور دستکاری کنند.
- تحویل رضا پهلوی و همه مجرمینی که در سالهای اخیر فضای کشور را ملتهب کردهاند و باعث کشتهشدن هزاران ایرانی شدهاند. این امر به انضمام محاکمه عادلانه این افراد، یا جایگزینهای امنیتی – اطلاعاتی مؤثر و معتبر برای آن، تأثیر قابل توجهی در آرامش و امنیت روانی جامعه خواهد داشت.
- تعطیلی کامل رسانههای «ایران اینترنشنال»، «من و تو» و «صدای آمریکا» چه در بخش ماهوارهای و چه در بخش شبکههای اجتماعی و تحویل کلیه دستاندرکاران این شبکهها به مقامات قضایی ایران جهت محاکمه.
سخن پایانی:
ممکن است این پیشنهادات در نگاه اول کماهمیت یا غیرممکن به نظر برسند، اما نگارنده این موارد را حیاتی میداند، چرا که اتفاقات سال 1401 و دی ماه 1404، به ما نشان داد که اثر پلتفرمهای بینالمللی در ناامنکردن جامعه ایران چقدر زیاد است و این اتفاقات هیچچیز از جنگ نظامی تمامعیار کم ندارد.
همچنین بسته ماندن تنگه هرمز و اثرات شدید آن بر اقتصاد جهان به طور عام و بر ایالات متحده به طور خاص از یک سو و نحوه برخورد رئالیستیک و عملگرایانه رئیسجمهور آمریکا از دیگر سو، دستیابی به این موارد را ممکن مینماید.
در انتها از زمانی که برای مطالعه این یادداشت صرف کردید سپاسگزاریم. اگر نقدی به محتوای این نوشته وارد است، خوشحال میشویم با ما در میان بگذارید و اگر با محتوای این یادداشت همراه هستید، سپاسگزار میشویم در انتشار آن و رساندن آن به دست مسئولین ما را یاری نمایید.
انشاءالله این جنگ بهزودی با پیروزی قاطع ایران عزیز ما به پایان برسد.



