اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

جنگ ایران؛ لحظه سوئزِ امپراتوری امریکا

یادداشت مهدی موحدی بکنظر

✍️ مهدی موحدی بکنظر

در سال ۱۹۵۶، بریتانیا و فرانسه، که روزگاری قدرت‌های اصلی استعماری جهان بودند، در اقدامی مشترک با اسرائیل به مصر حمله کردند. هدف آن‌ها بازپس‌گیری کنترل کانال سوئز بود که توسط جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور وقت مصر، ملی اعلام شده بود. این آبراه حیاتی، شاهرگ اصلی انتقال نفت از خلیج فارس به اروپا بود.

از نظر نظامی، عملیات موفقیت‌آمیز بود، اما از نظر سیاسی یک فاجعه تمام‌عیار بود. فشار هم‌زمان ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا و فرانسه را مجبور به عقب‌نشینی تحقیرآمیز کرد. در بریتانیا، فشار امریکا باعث شد ارزش پوند سقوط کند و کشور تا آستانه ورشکستگی پیش برود. نخست‌وزیر وقت بریتانیا، آنتونی ایدن، مجبور به استعفا شد و ناصر به یک قهرمان ملی و نماد ضداستعمارگری در جهان عرب تبدیل گشت.

این بحران با نام بحران سوئز نشان داد که قدرت‌های قدیمی اروپایی دیگر توانایی اقدام نظامی مستقل و پیشبرد سیاست‌های خود بدون حمایت یا موافقت ابرقدرت‌های جدید (امریکا و شوروی) را ندارند. به‌همین‌دلیل، لحظه سوئز به‌طور نمادین به‌عنوان لحظه پایان دوران امپراتوری بریتانیا و آغاز افول آن به‌عنوان یک قدرت درجه یک جهانی شناخته شد.

اما چرا جنگ ایران، «لحظه سوئز» امریکا است؟
چند دلیل را می‌توان به‌طور خلاصه برای آن طرح کرد:

1) افشای ضعف ساختاری در اوج قدرت‌نمایی:

همانطور که شکست در سوئز، توهم قدرت بریتانیا را در هم شکست، ناکامی امریکا در ایران نیز نشان داد که ابرقدرت بلامنازع جهان، دیگر توانایی تحمیل اراده خود را حتی دربرابر یک قدرت منطقه‌ای مانند ایران ندارد. این شکست، شکاف عمیق میان قدرت نظامی اسمی و توانایی اعمال نفوذ واقعی را آشکار کرد.

2) نقطه عطف در افول هژمونی:

همانطور که بحران سوئز، نماد پایان امپراتوری بریتانیا و واگذاری جایگاهش به امریکا بود، ناکامی امریکا در جنگ ایران نیز به‌عنوان نقطه عطفی مشابه برای امریکا در نظر گرفته می‌شود که نشانه‌ای از واگذاری جایگاه امریکا به‌عنوان قدرت بلامنازع جهانی و تسریع روند افول «لحظه تک‌قطبی» آن است.

3) ضربه مهلک به اعتبار و سیستم اقتصادی:

فشار اقتصادی امریکا بر بریتانیا در ۱۹۵۶، عامل اصلی شکست آن بود. امروز، این امریکاست که به‌دلیل جنگ، با تبعات اقتصادی ویرانگری روبه‌رو شده است. این جنگ ضربه‌ای کاری به اعتبار نظام پترودلار وارد کرد و همزمان، اعتبار جهانی امریکا به‌عنوان یک متحد قابل اتکا و ضامن امنیت را نزد متحدانش، از اروپا گرفته تا کشورهای عرب خلیج فارس، به‌شدت خدشه‌دار کرده است.

4) بزرگترین اشتباه محاسباتی استراتژیک:

حمله به سوئز به‌عنوان «واپسین تقلای یک امپراتوری رو به مرگ» توصیف شده است. حمله امریکا به ایران نیز به‌عنوان یک اشتباه محاسباتی استراتژیک عظیم ارزیابی می‌شود که از ارزیابی‌های نادرست اطلاعاتی و از غرور و نخوت نظامی ناشی شده است.

جنگ ایران، نه یک شکست ساده، بلکه یک «لحظه سوئز» برای قرن بیست و یکم امریکا است؛ نقطه‌ای که در آن، توهم قدرت مطلق شکست و روند افول هژمونیک این کشور با شتابی بی‌سابقه وارد فاز تازه‌ای شد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا