صهیونیسم؛ پروژهای استعماری که تنها با بازسازی نظم جهانی میشکند
گفت و گوی واحد بیناللمل خانه اندیشهورزان با محند عیاش کارشناس روابط بین الملل از فلسطین
به گزارش جامعه اندیشکده ها؛ در چهارمین نشست تخصصی بینالمللی خانه اندیشهورزان، محند عیاش، دکترای جامعهشناسی و عضو شبکه سیاستپژوهی فلسطین (Al-Shabaka) و مؤسسه مطالعات فلسطین (IPS)، در گفتوگویی با فاطمه سعادتی به واکاوی پروژه صهیونیستی بهمثابه یک نظام استعماری پرداخت. این گفتوگو که با تمرکز بر نقش اندیشکدههای مستقل در بازتعریف گفتمان مقاومت و تحلیل تحولات اخیر غرب آسیا برگزار شد، بر ضرورت بازاندیشی رادیکال در نظم جهانی موجود تأکید کرد. عیاش در این نشست، صهیونیسم را نه یک «مناقشه محلی»، بلکه جلوهای از ساختارهای امپریالیستی جهانی خواند که حل آن مستلزم ائتلافی فرامنطقهای بر پایه اخلاق عدالتخواهانه است.
تولید دانش متعهد در فضای سلطه گفتمانی
عیاش با اشاره به نقش حیاتی نهادهای مستقل پژوهشی مانند «الشبکه» و «مؤسسه مطالعات فلسطین»، آنها را فضایی ضروری برای تولید دانشی خواند که در دانشگاهها و رسانههای جریان اصلی غرب عمدتاً حذف یا تحریف میشود. به گفته او: «در شرایطی که دستگاههای ایدئولوژیک قدرت به سانسور سیستماتیک مشغولند، این نهادهای مستعد تبدیل به سنگرهای حقیقتیابی شدهاند.»
او با رد مفهوم بیطرفی در پژوهشهای مرتبط با فلسطین، معتقد است که در این حوزه پژوهشگر ناگزیر از اتخاذ موضعی اخلاقی است: «انتخاب میان سکوت در برابر ظلم یا سخن گفتن به نام عدالت، خود یک موضعگیری است. آنچه مهم است نه ادعای بیطرفی، بلکه پایبندی به روشمندی علمی و صداقت فکری در خدمت حقیقت است.»
تداوم پروژه استعماری از ۱۹۴۸ تا امروز
در تحلیل تاریخی خود، عیاش نشان میدهد که صهیونیسم از ابتدا بر اساس الگوی «استعمار مهاجرنشین»
(settler colonialism) طراحی شده بود؛ الگویی که نه به استثمار که به نابودی و جایگزینی جامعه بومی میاندیشد. او به تشدید این روند در سالهای اخیر اشاره میکند: «آنچه از ۲۰۲۳ شاهدیم، نه تغییر ماهیت پروژه صهیونیستی، بلکه عریانترین و خشنترین مرحله اجرای آن است.»
این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات مفهومی در مطالعات استعماری میگوید: «اگرچه امروزه چارچوب نظری «استعمار مهاجر» در آکادمی غرب پذیرفتهتر شده، اما فلسطینیان دههها پیش این واقعیت را در عمل و مبارزه خود درک کرده بودند، حتی اگر از اصطلاحات آکادمیک کنونی استفاده نمیکردند.»
نقد رادیکال نهادهای بینالمللی
عیاش با نگاهی رادیکال به نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و حقوق بینالملل مینگرد: «این نهادها نه راهحل که بخشی از مشکلند. آنها در بطن خود محصول و بازتولیدکننده همان منطق استعماری هستند که فلسطین قربانی آن شده است.» به اعتقاد او، امید بستن به این سازوکارها برای تحقق عدالت، توهمی بیش نیست.
چشمانداز یک ائتلاف جهانی ضداستعماری
راهحل پیشنهادی عیاش، شکلگیری ائتلافی جدید از نیروهای جهانی است: «کشورهایی مانند ایران، آفریقای جنوبی، برزیل، چین و دیگر بازیگران جهانی جنوب باید حول محور اخلاق عدالتمحور متحد شوند.» او این ائتلاف را باید فراتر از دیپلماسی رسمی بداند: «اسرائیل فقط یک دولت محلی نیست؛ ابزار کلیدی امپراتوری آمریکا برای کنترل منابع و نظم جهانی است. بنابراین مقابله با آن باید بخشی از پروژه بزرگتر دگرگونی نظام جهانی باشد.»
رهایی به مثابه پروژه تمدنی
عیاش تأکید میکند که استعمارزدایی نباید به تشکیل یک دولت جدید محدود شود: «ما نیازمند بازتعریف کامل مفاهیم حاکمیت، عدالت و نظم بینالمللی هستیم. جنبشهایی مانند بریکس اگرچه مهمند، اما تا زمانی که در چارچوب همان منطق سرمایهداری جهانی فکر کنند، نمیتوانند آلترناتیو واقعی باشند.»
امید در مقاومت و زندگی معنادار
در پاسخ به پرسش درباره امیدواری، عیاش به سخن ادوارد سعید اشاره میکند: «بهترین انتقام، خوب زیستن است.» اما او این «زیستن خوب» را نه مصرفگرایی که زندگی آگاهانه، متعهد و جمعی میداند. عیاش از تأثیر متفکرانی مانند سعید، جیمز، مسعد و دباشی بر کار خود میگوید و تأکید میکند که روشنفکران امروز بیش از هر زمان دیگری مسئولیت دارند که از انقیاد در دستگاههای قدرت سرباز زنند و در کنار مردم بایستند.



