ارزیابی اثربخشی، گامی به پیش در ارزیابی سیاست
محمدمهدی دهدار ابزارهایی که در اختیار محققان و سیاستگذاران برای کارآمدی و ارزیابی اثربخشی یک سیاست در مراحل مختلف طراحی و اجرا و سنجش نتایج قرار دارد را شرح میدهد.
محمدمهدی دهدار، پژوهشگر سیاستگذاری مهاجرت اندیشکده دیاران
بدون شک ارزیابی سیاست، یکی از مهم ترین محورهای دانش سیاستگذاری بشمار می رود. ارزیابی سیاست، با ابزارهایی که در اختیار محققان و سیاست گذاران قرار می دهد، به آن ها کمک می کند تا به ارزیابی دقیقی از کارآمدی و اثربخشی یک سیاست دست یابند و در مراحل مختلف طراحی، اجرا و یا سنجش نتایج نیز از امکانات آن بهره ببرند. این ابزارها با استفاده از داده ها و شواهد موجود در ارتباط با یک سیاست، امکان ارزیابی آن را فراهم می کند و بطور خلاصه کمک می کند که بتوان به این سوال پاسخ داد که یک سیاست مشخص تا چه حد می تواند/توانسته است به اهداف خود دست یابد و یا چگونه می تواندر ادامه آن را ارتقاء داد؟
با وجود آنکه، ارزیابی سیاست و به عبارت دقیق تر «ارزیابی نتایج وخروجی ها»، بطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و به سیاست گذاران کمک می کند تا ضمن دستیابی به ارزیابی از سیاست های اجرایی خود، به ارتقاء سیاست ها بپردازند، این فرایند از یک کاستی ماهوی رنج می برد. در این فرایند، مشخص نمی شود که نتایج یک سیاست تا چه حدناشی از یک مداخله سیاستی بوده است و یا چه عوامل نادیده یا در نظرگرفته نشده دیگری بر حصول این نتایج موثر بوده اند. این کاستی در واقع بیان کننده فقدان قابلیت نشان دادن روابط علّی سیاست ها و نتایج سیاست ها است؛ بطوری که نمی توان با استفاده از روش های کلاسیک ارزیابی اثبات کرد که نتایج به دست آمده مستقیما معلول اجرای یک سیاست مشخص بوده است. در این جا است که «ارزیابی اثربخشی» پا به عرصه میگذارد و با استفاده از رویکردی نوین، امکانات ارزیابی سیاست را ارتقاء می بخشد.
ارزیابی اثربخشی بطور خاص برای مسائلی بکار گرفته می شود که نوعی مداخله از نوع پروژه، برنامه یا سیاست در دستور کار قرار گرفته باشد. در حالی که بطور کلاسیک ارزیابی ها محدود به نظارت بر نتایج و صرفا به دنبال پاسخ به دستیابی/عدم دستیابی به نتایج مورد نظر است، ارزیابی اثربخشی به دنبال پاسخ به این سوال است که مداخله مورد نظر چگونه و تا چه حد می تواند وضعیت گروه هدف سیاست را تغییر/ارتقاء دهد؟ و یا به بیان دقیق تر،در صورتی که این مداخله صورت نمی گرفت چه نتایجی حاصل می شد؟ پاسخ به این سوالات به معنای مقایسه بین نتایج مداخله و عدم مداخله خواهد بود و با روشی تجربی و با هدف شناخت روابط علّی تلاش می کند تا تغییرات ناشی از مداخله سیاستی یا برنامه ای را بطور دقیق و مستقیم شناسایی کند.
رویکرد ارزیابی اثربخشی، گرچه سابقه قابل توجهی در حوزه های پژوهشی مختلفی دارد، اما در سال های اخیر توانسته است به روشی قابل اتکا و پرکاربرد در مطالعات توسعه و سیاستگذاری عمومی تبدیل شود. مزیت این روش، یعنی تجربی بودن آن و تکیه بر شناسایی مکانیزم های علّی، توانسته است که رویکرد و چشم انداز مطالعات توسعه و سیاستگذاری عمومی را دگرگون کند و این دانش ها را به سطح تجربی و سنجش پذیرتر برساند. پژوهش های درخشان ابهیجیت بانرجی، استر دوفلو و مایکل کرمر مبتنی بر این روش در مطالعات توسعه و مبارزه با فقر که در سال 2019 نوبل اقتصاد را برای آن ها به ارمغان آورد، در توسعه کاربرد این روش نقش موثری داشت. این روش بخصوص مورد توجه سازمان های بین المللی همچون یونیسف و بانک جهانی قرار گرفته است تا ابتکارات توسعه ای خود را با دقت و اثربخشی بیشتری در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته پیش ببرند. علاوه بر این، این رویکرد با ارائه نتایج حاصل از ارزیابی، به طراحی سیاست ها و مداخلات دقیق تر، کارآمدتر و اثربخش تر کمک نموده و از تکرار خطاهای سیاستی پیشگیری میکند.
در همین راستا پلتفرم های بین المللی متعددی در سال های اخیر با تکیه بر این رویکرد و مشارکت با سازمان های بین المللی، اهداکنندگان کمک های مالی، دولت ها، سمن ها و… شکل گرفته اند که به پژوهش های تجربی در حوزه های مختلفی چون آموزش، بهداشت، مبارزه با فقر، مطالعات مهاجرت، اشتغال زایی، توانمندسازی جوامع محلی و ابتکارات توسعه ای در کشورهای مختلفی می پردازند و نتایج خود را منتشر میکنند. از جمله این ها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- International Initiative for Impact Evaluation(3ie)
- Innovation for Poverty Action (IPA)
- DIME Initiative
- Poverty Action Lab (J-PAL)
با این حال، در کشور ما این روش چندان شناخته شده نیست و شواهد چندانی دال بر بکارگیری آن قابل مشاهده نیست. این مساله موجب شده است که ارزیابی روشنی از اثربخشی عمده سیاست ها و مداخلات سیاستی در ایران وجود نداشته باشد و همچنین طراحی و اجرای این مداخالت بدون توجه به امکانات روش های تجربی و شبه تجربی صورت پذیرد. بنابراین، قابلیت ها و نوآوری های این روش میتواند امکانات جذابی را در اختیار پژوهشگران و سیاستگذاران در ایران قرار دهد تا با بهره گیری از آن ضمن ارتقاء دانش سیاستگذاری، شیوه ارزیابی هادر برخی از حوزه های سیاستی را نیز متحول کند.
در نهایت باید این نکته را یادآور شد که ارزیابی اثربخشی را نباید به عنوان جایگزین و رقیبی برای روش های مرسوم ارزیابی سیاست -به ویژه ارزیابی نتایج سیاست- دانست، بلکه ارزیابی اثربخشی در واقع خود رویکردی ذیل ارزیابی سیاست و مکمل الگوهای کلاسیک آن به شمار می رود. بنابراین هدف اصلی ارتقاء طراحی، اجرا و اثربخشی برنامه ها و سیاست هایی است که در دستور کار قرار می گیرند و ارزیابی اثربخشی در این میان بادقت بالای خود به واسطه تکیه بر روش های تجربی یا شبه تجربی، می تواند در بسیاری از موارد کارآمدتر از رویکردهای کلاسیک باشد.



