تحلیل جامع تابآوری اقتصادی خلیج فارس و اروپا در سناریوهای جنگ منطقهای
یادداشت مرکز نوآوری قوه مقننه

مرکز نوآوری قوه مقننه
جایگاه تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه ساختاری کلیدی در اقتصاد جهانی انرژی است؛ چراکه در سال ۲۰۲۴، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و میعانات از این مسیر عبور کرده که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی است. بنابراین، هرگونه اختلال پایدار در این گذرگاه حیاتی میتواند شوک را از یک مسئله صرفا قیمتی به بحرانی همزمان در قیمت و مقدار تبدیل کند. تحولات اخیر، ازجمله در ۶ و ۷ مارس ۲۰۲۶، نشانههایی از حرکت بازار بهسوی سناریوی شدیدتر را آشکار ساخته بود؛ ازجمله افزایش قیمت برنت، هشدار درباره توقف صادرات انرژی خلیج فارس، جهش قیمت گاز اروپا، لغو پوششهای بیمه جنگی و سرگردانی شناورها در اطراف هرمز.
۳ سناریوی اصلی تشدید جنگ منطقهای
۱) شوک قیمت: اختلال فیزیکی محدود؛ اثر اصلی ازطریق افزایش قیمت انرژی. (شاخص: قیمت برنت و TTF)
۲) تنش ممتد (قیمت و مقدار): اختلال بخشی در عبور/صادرات؛ ترکیب تورم و مسئله تحقق فیزیکی عرضه. (شاخص: بیمه جنگی، توقف LNG قطر)
۳) اختلال شدید (مقدار): بحران عرضه، حملونقل، بیمه و تحقق درآمدهای صادراتی. (شاخص: جهش قیمت سوخت جت و دیزل)
اروپا در این چارچوب از سه لنز تحلیلی مورد بررسی قرار میگیرد:
- لنز صنعتی انرژیبر؛
- لنز فضای مالی محدود؛
- لنز کمکربن/هستهای.
آسیبپذیری اصلی: فشار بر صنایع انرژیبر، کاهش رقابتپذیری، افت سرمایهگذاری، افزایش هزینههای مالی (ناشی از افزایش قیمت انرژی).
ریسک: فعالشدن سریعتر ریسک قیمت، تورم و افت رشد اقتصادی، بهویژه در کشورهای انرژیبر با فضای مالی محدود.
وضعیت مساعدتر: اقتصادهایی با تنوع انرژی بیشتر یا سهم بالاتر انرژی کمکربن و هستهای.
کشورهای حاشیه خلیج فارس (پیچیدگیهای چندوجهی)
وضعیت کلی: دولتها عموما بافرهای مالی قوی دارند، اما اقتصاد واقعی لزوما مصون نیست.
امارات: مالی قوی؛ اما ریسک بالای اختلال در خدمات، املاک، مالی و لجستیک (هاب اقتصادی) در سناریوی اختلال مقدار.
عربستان: پشتوانه مالی مناسب؛ اما پروژهها، واردات سرمایهای و بخشهای غیرنفتی وابسته به لجستیک تحت فشار در سناریوهای شدیدتر.
قطر: مقاومت مالی و خارجی؛ اما وابستگی بالا به LNG و مسیرهای حملونقل حساس، ریسک ساختاری و واقعی را درصورت توقف فیزیکی صادرات افزایش میدهد.
عمان: موقعیت میانه؛ آسیبپذیرتر دربرابر افت درآمد نفتی و اختلال بندری.
بحرین: ضعیفترین وضعیت مالی؛ بدهی بالا، کسری بودجه و ریسک اعتباری، حساسیت بالا به شوکهای همزمان مالی و واقعی.
کویت: توان مالی قابلقبول؛ اما تابآوری ساختاری محدود بهدلیل ساختار دولتمحور و دشواری اصلاحات
نقش کلیدی بخشهای غیرانرژی و پاییندستی:
اثر جنگ فراتر از درآمدهای خام نفتی است و کل زنجیره ارزش را تحتتاثیر قرار میدهد
اروپا: صنایع انرژیبر و پتروشیمی (هزینه انرژی، اختلال خوراک).
امارات: خدمات، مالی، املاک، لجستیک (حساسیت بالا).
عربستان: پروژهها، ساختوساز، پتروشیمی.
قطر: پیوند خدمات و LNG.
بحرین: بخش مالی، پالایش، خدمات (فشار اعتباری، افت اعتماد).
در جمعبندی نهایی امتیازدهی، امارات، قطر و عربستان در بعد مالی نمره بالاتری دریافت میکنند، درحالیکه بحرین از این نظر ضعیفترین وضعیت را دارد. اروپا نیز در لنز کمکربن/هستهای نسبتا بهتر از لنز صنعتی و مالی ظاهر میشود. بااینحال، پیام اصلی این امتیازدهی آن است که حتی در مواردی که بعد مالی قوی است، ابعاد ساختاری، لجستیکی و واقعی اقتصاد همچنان میتوانند آسیبپذیر باقی بمانند؛ بنابراین، برخورداری از منابع مالی بالا لزوما بهمعنای تابآوری کامل نیست.




