آمریکا برای عملیات زمینی در ایران آماده میشود
تحلیل و بررسی چگونگی آمادگی نیروهای آمریکایی برای عملیات زمینی در ایران است.
علی حسنزاده، پژوهشگر بنیاد توسعه فردا
در حالی که رئیس جمهور آمریکا در تازه ترین سخنرانی خود ادعا کرد عملیات نظامی علیه ایران به زودی به پایان میرسد، واقعیتهای میدانی حکایت از گسیل گسترده نفرات و تجهیزات نظامی ایالات متحده به منطقه دارد.
نشانههای قریب الوقوع بودن عملیات زمینی
در تازهترین تحرکات، دستکم ۱۲ فروند هواپیمای تهاجمی A-10 که به طور خاص برای پشتیبانی از نیروهای زمینی طراحی شده به خاورمیانه اعزام شدهاند و ۲۰ فروند دیگر که اکنون در پایگاه پیز، در نیوهمپشایر مستقرند نیز در صف انتقال به منطقه هستند.
هواپیمای کُندروی A-10 یک هواپیمای «پشتیبانی نزدیک هوایی» است که به یک توپ مسلسل مهیب در دماغه خود مجهز است. ای۱۰ در ارتفاع پایین و با سرعت کم پرواز میکند که به آن اجازه میدهد بر فراز اهداف زمینی و دریایی به مدت طولانی گشتزنی کند و مترصد هدف بماند. این هواپیماها میتوانند برای کمک به نیروهای زمینی آمریکا در تصرف مناطقی در نزدیکی تنگه هرمز یا جزیره خارک مورد استفاده قرار گیرند.
استقرار نیروهای زمینی در منطقه نیز شدت گرفته است. دو گروه شامل «نیروهای ویژه» متشکل از حدود ۱۰۰ افسر نیروهای ویژه آمریکا (شامل تفنگداران دریایی و نیروهای دلتا) و نیز «لشکر ۸۲ هوابرد» متشکل از تیپ ۱ لشکر ۸۲ هوابرد (چتربازان نخبه) به همراه پرسنل لجستیک و ارتباطات به منطقه اعزام شدهاند.
ویژگیهای مهم هواپیمای ای۱۰
هواپیمای A−10 Thunderbolt که در فرهنگ نظامی با نام مستعار «گراز» (Warthog) شناخته میشود، یکی از نمادینترین و موثرترین بسترهای پروازی در تاریخ هوانوردی نظامی برای ماموریتهای «پشتیبانی نزدیک هوایی» (Close Air Support – CAS) است.
ماموریت اصلی: حمله به تانکها، خودروهای زرهی و پشتیبانی از نیروهای زمینی
توپ اصلی: GAU‑8/A Avenger
کالیبر: 30 میلیمتر
توان شلیک حدود ۳۹۰۰ گلوله در دقیقه
دو موتور توربوفن نصب شده روی بدنهٔ عقب با هدف محافظت بیشتر در برابر آتش زمینی
توان حمل تسلیحات: حدود ۷ تُن شامل بمب، موشک ماوریک AGM65 و راکت
حداکثر سرعت: ۷۰۶ کیلومتر بر ساعت
این هواپیما دارای بالهای بزرگ و مستقیم برای پرواز در ارتفاع کم و سرعت پایین است. نقطه ضعف اصلی این هواپیما در برابر سیستمهای پدافندی (نظیر اس۳۰۰ ) است که با توجه به سرعت پایین و ارتفاع پروازی کم به سادگی توسط سیستم پدافندی قدرتمند قابل سرنگونی است. به همین علت هم پیش از آغاز عملیات، لازم است توان پدافندی ایران محدود شده باشد.
سابقه عملیاتی:
اگرچه هواپیمای ای10 در دوران جنگ سرد و با هدف مقابله با ستونهای زرهی کشورهای عضو پیمان ورشو طراحی شد، اما هرگز در آن سناریو به کار گرفته نشد. در عوض، سابقه عملیاتی این پرنده در خاورمیانه، آسیای مرکزی و بالکان رقم خورد.
از این هواپیما بطور گسترده در جنگ افغانستان، جنگ بالکان، جنگ عراق و جنگ اول خلیج فارس ۱۹۹۱ استفاده شده است. جنگ خلیج فارس جایگاه این هواپیما را در تاریخ هوانوردی نظامی تثبیت کرد.
در جنگ اول خلیج فارس، ۱۴۴ فروند ای۱۰ در عملیات شرکت کردند و بیش از ۸۱۰۰ سورتی پرواز انجام دادند. این ناوگان موفق به انهدام حدود ۹۰۰ دستگاه تانک، ۲۰۰۰ دستگاه خودروی زرهی و نظامی و حدود ۱۲۰۰ قبضه توپخانه ارتش عراق شد. همچنین در طول این جنگ، با وجود اینکه پرندهها بیشترین آسیب را از پدافند ارتفاع پست عراق دریافت کردند، تنها ۵ فروند از آنها ساقط شد که نشاندهنده زره قدرتمند و سیستمهای کنترل پروازی توانمند این پرنده است.
سناریوی احتمالی اشغال جنوب ایران
برای اشغال جزایر ایرانی، ایالات متحده در وهله اول نیاز به یک آتش سنگین و بیوقفه دارد که ممکن است ساعتهای متمادی بطول انجامد تا آتش دفاعی ایران را خنثی نماید. گام بعدی اعزام نیروهای ویژه خواهد بود، حفظ آتش مداوم از هوا و دریا در حین پیاده سازی نیروهای عملیاتی برای ارتش آمریکا حیاتی است.
پس از استقرار نیروها در خاک ایران، مسئله پشتیبانی از آنها و حفظ برتری هوایی در دستور کار ارتش آمریکا قرار میگیرد. در کنار هواپیماهای شناسایی، نقش دهها فروند A-10 برای انهدام تجهیزات زرهی و باقیمانده ماشین جنگی ایران و نیز قایقهای تندرو سپاه حیاتی خواهد بود. با توجه به محدودیتهای عملیاتی و کمبود مهمات گران قیمت ارتش آمریکا، پیشبینی میشود حفظ خط آتش ممتد، اصلی ترین چالش ایالات متحده در این مرحله است.
چالشهای پیش روی آمریکا
در عملیات اشغال جزایر ایرانی، چالش اصلی برای ایالات متحده آمریکا، نه اشغال جزایر که حفظ و نگهداری جزایر اشغال شده خواهد بود. در صورت موفقیت این عملیات دو چالش پیش روی ایالات متحده قرار دارد.
1.حفاظت از نیروهای مستقر در خاک ایران
با توجه به استفاده ایران از حداکثر ظرفیت خود برای بازپس گیری جزایر، شامل جنگندههای نیروی هوایی ارتش به اضافه توان موشکی سپاه پاسداران و نیز توانمندی دریایی ایران در خلیج فارس، حفاظت از نیروهای امریکایی مستلزم برقراری یک خط آتس سنگین و مداوم است که باتوجه به محدودیتهای لجستیکی و مهمات آفندی و پدافندی یکی از چالشهای اصلی پیش روی ارتش ایالات متحده است که امکان موفقیت چنین سناریویی را با ابهام جدی مواجه میکند.
2. محافظت از کشورهای جنوب خلیج فارس
دومین چالش پیش روی آمریکا در صورت تلاش برای اشغال جزایر ایرانی، حفافظت از زیرساختهای کشورهای عربی مخصوصا سه کشور امارات، بحرین و کویت خواهد بود. در صورت تلاش برای اشغال جزایر، بانک گستردهای از اهداف پیش روی ایران خواهد بود. تاسیسات آب شیرین کن، سایتهای انرژی و زیرساختهای حمل و نقل این کشورها در تیررس مستقیم ایران قرار خواهد داشت. اگرچه ممکن است آمریکا در اشغال جزایر ایرانی موفق باشد، اما بلافاصله تمام اهداف مذکور زیر ضرب ایران خواهد رفت. امری که در صورت وقوع ممکن است زیست جنوب خلیج فارس را به دهه هفتاد میلادی بازگرداند.
در حالی که ترامپ همزمان از مذاکره سخن میگوید، تهدیدات او و استقرار تجهیزات و نیروهای آمریکایی نشان میدهد واشنگتن در حال اجرای استراتژی ترکیبی تهدید نظامی همزمان با پیشنهاد دیپلماسی است. اگرچه این رویکرد ممکن است برای فشار حداکثری بر تهران جهت پذیرش توافق طراحی شده باشد، اما با توجه به سابقه بدعهدی ترامپ، احتمالا بحث مذاکره از ابتدا عملیات فریب بوده و آمریکا خود را برای عملیات نظامی مستقیم در خاک ایران آماده میکند.



