اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

بازطراحی نقش تنگه هرمز در معماری نوین جنگ سرد فناوری و گذار به ملی‌گرایی دیجیتال

یادداشت مهدی روحانی، دانشجوی دکتری دانشگاه علم و صنعت ایران و پژوهشگر اندیشکده توسعه صادرات ایران

✍️ مهدی روحانی، دانشجوی دکتری دانشگاه علم و صنعت ایران و پژوهشگر اندیشکده توسعه صادرات ایران

چکیده راهبردی

در ادبیات کلاسیک ژئوپلیتیک، تنگه هرمز عموماً به عنوان شریان حیاتی انرژی فسیلی شناخته می‌شد. اما با توسعه اقتصاد دیجیتال و شدت گرفتن رقابت‌های فناورانه میان قدرت‌های بزرگ، ماهیت اثرگذاری این آبراه در حال تغییر است. این گزارش استدلال می‌کند که انسداد یا اختلال در تنگه هرمز فراتر از یک «شوک سنتی به بازار نفت»، می‌تواند به عنوان یک «آسیب سیستماتیک به زیرساخت‌های پردازشی و زنجیره تامین فیزیکیِ فناوری در سطح جهانی» عمل کند. چنین رویدادی، پتانسیل آن را دارد که سرعت گذار از جهانی‌شدنِ فناوری به بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای را تسریع کرده و متغیرهای جدیدی را وارد رقابت‌های فناورانه کند.

۱. چارچوب تحلیلی: تاثیر انسداد هرمز بر معماری فناوری جهانی

بسته شدن تنگه هرمز، از طریق سه مکانیسم اصلی، امواج ملی‌گرایی و منطقه‌گرایی فناورانه را تسریع کرده و دینامیک جنگ سرد فناوری را تغییر می‌دهد:

الف) اختلال در پایه فیزیکیِ صنعت میکروالکترونیک (بحران متریال)

تصور رایج این است که تراشه‌ها صرفاً از سیلیکون ساخته می‌شوند، در حالی که تولید نیمه‌هادی‌ها به محصولات پیشرفته پتروشیمیایی (انواع پلیمرهای خاص، رزین‌ها و حلال‌های شیمیایی درجه‌یک) وابستگی جدی دارد که بخش قابل‌توجهی از مواد اولیه آن‌ها از منطقه خلیج فارس تامین می‌شود. اختلال در تنگه، زنجیره تامین فیزیکی بلوک‌های فناوری را با چالش مواجه می‌کند. این شوک نشان می‌دهد که تسلط بر لایه «طراحی تراشه» بدون اطمینان از پایداری لایه «مواد شیمیایی پایه» شکننده است. نتیجه این امر، تشدید ملی‌گرایی فناورانه و تلاش کشورها برای انتقال زنجیره تولید مواد پایه به داخل مرزهای امن خود (Onshoring) خواهد بود.

ب) شوک به اکوسیستم پردازشی و توسعه هوش مصنوعی (AI)

خط مقدم رقابت فناورانه امروز، توسعه مدل‌های زبانی بزرگ و هوش مصنوعی است. وجه مشترک این فناوری‌ها، نیاز فزاینده به «انرژی برای تغذیه دیتاسنترهای عظیم» است. با بروز بحران در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی، هزینه آموزش و نگهداری مدل‌های هوش مصنوعی به‌شدت افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، کشوری مزیت رقابتی خواهد داشت که تاب‌آوری پردازشی بالاتری داشته باشد. این رویداد می‌تواند گذار قدرت‌های فناوری از انرژی‌های وارداتی متداول به سمت استفاده از «مراکز داده با سوخت‌های هسته‌ای اختصاصی یا انرژی‌های جایگزین» را تسریع کند.

ج) کاهش اهمیت «کارایی اقتصادی» و شکل‌گیری «بلوک‌های امنیتی فناوری»

تا پیش از این، منطق بازار فناوری بر اساس «حداقل هزینه تولید» استوار بود. شوک در شریان‌های انرژی می‌تواند این پارادایم را دگرگون کرده و مفهوم «امنیت زنجیره تامین» را در اولویت قرار دهد. در این حالت، دولت‌ها هزینه‌های تامین امنیت را در قالب یارانه به بازار تحمیل می‌کنند و زنجیره‌های تامین جهانی، جای خود را به شبکه‌های محدود و بلوک‌بندی شده (Friend-shoring) می‌دهند. استمرار این روند می‌تواند به «چندپارگی اینترنت و استانداردهای فناوری» (Splinternet) بینجامد؛ جایی که هر بلوک ژئوپلیتیک، سخت‌افزار و شبکه‌های ایزوله خود را توسعه می‌دهد تا از شوک‌های خارجی مصون بماند.

۲. دلالت‌ها و توصیه‌های سیاستی

بر اساس تحلیل فوق، اتکا به رویکردهای سنتی برای کشوری که بر چنین گلوگاه ژئوتکنولوژیکی مسلط است، پاسخگوی پویایی‌های جدید نیست. دلالت‌های سیاستی زیر برای گذار به یک دیپلماسی و حکمرانی هوشمند پیشنهاد می‌شود:

دلالت اول: گذار از «کنترل فیزیکی» به «رگولاتوری هوشمند و کنترل داده‌محور»

بستن فیزیکی تنگه با ابزارهای سنتی (مانند مین‌گذاری)، مشروعیت بین‌المللی را مخدوش کرده و اجماع جهانی ایجاد می‌کند. سیاست‌گذار باید به سمت «رگولاتوری هوشمند و نامتقارن» حرکت کند. استفاده از جنگ الکترونیک دریایی (اختلال در سیستم‌های ناوبری AIS شناورهای خاص)، وضع مقررات سخت‌گیرانه زیست‌محیطی مبتنی بر سنسورهای پایش و اعمال بازرسی‌های دقیقِ داده‌محور و استانداردسنجی فنی شناورها، می‌تواند به عنوان ابزارهای نرم استفاده شود. در این حالت، تنگه بسته نمی‌شود، بلکه جریان عبور برای بلوک‌های متخاصم در جنگ سرد فناوری، کُند، پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.

دلالت دوم:  فعال‌سازی دیپلماسی «تهاتر استراتژیک: انرژی در برابر فناوری»

با درک این موضوع که شوک انرژی مستقیماً توان پردازشی قدرت‌های بزرگ را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، سیاست‌گذار نباید انرژی را صرفاً با ارز مبادله کند. تضمین امنیت عبور و مرورِ پایدار انرژی می‌تواند به عنوان اهرمی در مذاکرات برای کاهش یا دور زدن تحریم‌های فناورانه مورد استفاده قرار گیرد. تامین امنیت انرژی برای بلوک‌های متقاضی، باید مستقیماً با «تسهیل دسترسی به تکنولوژی‌های لبه» و «توسعه زیرساخت‌های فناوری» پیوند بخورد.

 دلالت سوم: دلارزدایی از ترانزیت دریایی و عوارض‌گیری مبتنی بر «رمزارز ملی/منطقه‌ای»

سیستم فعلی ردیابی مالی جهان بر پایه سوئیفت و هژمونی دلار استوار است که امکان تحریم‌پذیری را به شدت بالا می‌برد. سیاست‌گذار می‌تواند دریافت هزینه خدمات دریایی (مانند حق پایلوتاژ، عوارض زیست‌محیطی تنگه، یا خدمات اسکورت امنیتی) را منوط به پرداخت از طریق یک «رمزارز پایه ایرانی» یا «ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) با قابلیت حفظ حریم خصوصی» کند.

این اقدام نه تنها یک تقاضای مصنوعی و قدرتمند برای رمزارز ملی ایجاد می‌کند، بلکه به دلیل ماهیت رمزنگاری‌شده و غیرمتمرکزِ بلاک‌چین، تراکنش‌های مالی شرکت‌های کشتیرانی کاملاً از دید نهادهای تحریم‌کننده غربی (مانند OFAC) مخفی می‌ماند. این یعنی ایجاد یک کانال مالی کاملاً تاریک و غیرقابل ردیابی برای درآمدزایی ارزی، که عملاً تحریم‌های مالی را در این گلوگاه بی‌اثر می‌کند.

دلالت چهارم: انحصار خدمات ناوبری امن در محیط «جنگ الکترونیک»

در صورت تشدید جنگ سرد، ایجاد اختلالات تعمدی و کنترل‌شده در سیگنال‌های GPS در محدوده تنگه (GPS Spoofing) می‌تواند به عنوان یک ابزار فشار استفاده شود. در این شرایط، سیستم‌های ناوبری غربی کارایی خود را از دست می‌دهند.

در مقابل، سیاست‌گذار می‌تواند یک «سیستم موقعیت‌یابی محلیِ امن و رمزنگاری‌شده» ارائه دهد که شناورها برای عبور ایمن از میان تنگه و جلوگیری از برخورد، مجبور به خرید اشتراک و دریافت سیگنال‌های آن باشند. این یعنی تبدیل یک تهدید امنیتی به یک محصول خدمات ناوبری اجباری که هم درآمدزاست و هم وابستگی تکنولوژیک شناورها را به زیرساخت‌های میزبان به شدت افزایش می‌دهد.

دلالت پنجم: راه‌اندازی «بیمه پارامتریک منطقه‌ای» برای شکستن انحصار بیمه‌های غربی

در حال حاضر، شریان اصلی کنترل کشتیرانی جهانی در دست کلوپ‌های بیمه غربی (مانند لویدز لندن) است که با افزایش حق بیمه، عبور از تنگه را پرهزینه می‌کنند. سیاست‌گذار می‌تواند با همکاری بلوک‌های همسو (مثل چین یا روسیه)، یک پلتفرم «بیمه پارامتریک غیرمتمرکز» ایجاد کند. در این مدل، پوشش ریسک شناورها نه بر اساس ارزیابی سیاسی شرکت‌های غربی، بلکه بر اساس داده‌های سنسورهای محلی و به صورت خودکار (با پرداخت رمزارز) انجام می‌شود. این اقدام خلع سلاحِ نهاییِ غرب در استفاده از اهرم بیمه برای کنترل شریان‌های انرژی و فناوری است.

نتیجه‌گیری راهبردی

در اقتصاد جهانی مبتنی بر داده و محاسبات، اهمیت گلوگاه‌های انرژی فراتر از نقش سنتی آن‌ها در بازار نفت رفته است. تنگه هرمز در چنین بستری می‌تواند به عنوان یکی از نقاط اتصال میان ژئوپلیتیک انرژی و ژئوپلیتیک فناوری در نظر گرفته شود.

درک این تغییر پارادایم و حرکت به سمت حکمرانی هوشمند، چندبعدی و متکی بر ابزارهای فناورانه می‌تواند جایگاه کشور را در شبکه‌های منطقه‌ای و زنجیره‌های ارزش جهانی ارتقا دهد. در نظم در حال ظهور اقتصادِ فناوری، اهمیت گذرگاه‌های ژئوپلیتیک نه تنها در تضمین جریان انرژی، بلکه در نقش‌آفرینی آن‌ها در پایداری زیرساخت‌های صنعتی و محاسباتی جهان تعریف خواهد شد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده توسعه صادرات ایران (اتصا)

اندیشکده ی توسعه ی صادرات ایران (اتصا) با هدف ایجاد شبکه ای از افراد توانمند دانشگاهی، فعالین و سیاست گذاران حوزه صادرات ایجاد شده است.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا