از هرگونه توافق موقت درباره برنامه هستهای ایران اجتناب کنید
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از مؤسسه بروکینگز (20 آوریل 2026)
بر اساس گزارشهای مطبوعاتی، دولت ترامپ و بازماندگان دولت ایران هفته گذشته بر سر مدت زمان محدودیتهای فعالیتهای غنیسازی آینده ایران اختلاف نظر داشتند. واشنگتن خواهان محدودیت ۲۰ ساله بود، در حالی که تهران اصرار داشت این محدودیت تنها پنج سال باشد. نویسنده این مقاله استدلال میکند که این طرز تفکر اساساً اشتباه است و خطر تکرار اشتباهات توافق هستهای دولت اوباما (برجام) را به همراه دارد. بزرگترین مشکل برجام این بود که بیشتر مفاد آن موقتی بودند. محدودیتهای غنیسازی اورانیوم ایران میتوانند از نظر جزئیات تا حدودی انعطافپذیر باشند، اما باید دائمی باشند.
دونالد ترامپ پس از انتشار خبر در رسانهها ظاهراً مفهوم محدودیت ۲۰ ساله را رد کرد، اما مشخص نیست که دولت او به ایده توافق دائمی پایبند خواهد ماند یا خیر. نویسنده تأکید میکند که دولت باید به دنبال یک توافق دائمی باشد، اما میتواند در اجازه دادن به ایران برای غنیسازی محدود و سطح پایین، حتی در کوتاه مدت، انعطافپذیر عمل کند. این مبنای بهتری برای یک توافق صحیح است که هر دو طرف بتوانند آن را به عنوان پیروزی خود معرفی کنند.
سه دلیل اساسی برای مخالفت با محدودیتهای موقت
۱. توافق اساسی منع اشاعه هستهای دائمی است
چارچوب اصلی منع گسترش سلاحهای هستهای، همانطور که در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) در سال ۱۹۶۸ تدوین شده است، یک توافق دائمی محسوب میشود. ایده بنیادین NPT محدود کردن موقت و دههای گسترش بمب نبود، بلکه مهار دائمی تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای در جهان بود. در سال ۱۹۶۳، جان اف. کندی، رئیسجمهور وقت آمریکا، پیشبینی کرده بود که ممکن است تا دهه ۱۹۷۰ حدود دو دوجین کشور به سلاح هستهای دست یابند. امروز، هنوز فقط ۹ کشور در جهان صاحب این سلاح هستند. این نشان میدهد که منطق پیمان NPT در عمل کارآمد بوده است.
۲. محدودیتهای موقت بر فرض کاهش افراطیگری ایران استوار است
پذیرش محدودیتهای موقت به این معناست که ایران ممکن است در یک بازه زمانی قابل پیشبینی به کشوری مهربانتر، معتدلتر، کمتر افراطی و کمتر ستیزهجو تبدیل شود. دولت اوباما در سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ نباید چنین امیدواریهایی را مطرح میکرد، و امروز نیز ما قطعاً باید بهتر از این بدانیم که اعتدال رژیم ایران به طور قابل پیشبینی در یک افق زمانی مشخص رخ خواهد داد. تکیه بر چنین فرضی، پایه و اساس محکمی برای یک توافق پایدار نیست.
۳. محدودیتهای موقت پیام اشتباهی ارسال میکند
هرگونه تأیید محدودیتهای موقت، این پیام نامطلوب را به جامعه بینالمللی مخابره میکند که ایران ممکن است روزی به دنبال دستیابی به بمب هستهای باشد. این پیام میتواند توسط تندروهای ایرانی که همواره چنین گزینهای را دنبال میکردهاند، به عنوان تأیید مجدد دیدگاههایشان و اجازه برای پیگیری هدف تسلیحات هستهای در آینده تعبیر شود. همچنین این پیام ممکن است توسط کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی نیز شنیده شود؛ کشورهایی که ممکن است تصور کنند برای مقابله با ایران، خود نیز به گزینه هستهای نیاز پیدا خواهند کرد.
راهحل پیشنهادی: غنیسازی محدود اما با نظارت دائمی
نویسنده استدلال میکند که در مسیر دستیابی به سازش، میتوان به ایران اجازه داد مقدار محدود و قابل تأییدی از غنیسازی هستهای (در سطح بسیار پایین) انجام دهد ـ حتی امروز. این دقیقاً همان جایی است که تیم ترامپ میتواند در راستای حصول یک توافق هستهای که به پایان جنگ کمک میکند، انعطافپذیر باشد. با این حال، چنین غنیسازی محدودی تنها در صورتی قابل قبول است که یک سیستم نظارت و بازرسی قوی و جامع، تمامی عناصر برنامه هستهای ایران را تحت کنترل و حسابداری آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازگرداند. یک توافق دائمی تنها زمانی میتواند معنادار باشد که اعتماد بالایی به پایبندی ایران ایجاد کند.
تعیین محدودیت زمانی برای فعالیتهای غنیسازی ایران و سپس کاهش تدریجی آنها به این امید که حکومت دینی ایران در آینده آسانتر و ایمنتر خواهد شد، منطقی نیست. به قول کالین پاول، وزیر خارجه اسبق آمریکا، این یک امید است، نه یک استراتژی.



