برای ایران، تنگه هرمز بیشتر یک نقطه ضعف است تا یک سلاح
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از فارین افرز (15 آوریل 2026)
بر اساس روایت رایج، جنگ ایران نشان داد که کنترل تنگه هرمز یک اهرم فشار قدرتمند برای تهران است. در این روایت، تنگه هرمز به “سلاح هستهای واقعی” ایران تبدیل شده؛ یک بازدارنده قدرتمند که به تهران اجازه داده در برابر قویترین نیروی هوایی جهان مقاومت کند، خواستههای واشنگتن را رد کند و بر دشمن خود چیره شود. اما این روایت کاملاً اشتباه است. ایران بیش از هر کشور دیگری روی زمین نمیتواند بسته شدن طولانی مدت تنگه را تحمل کند. قبل از شروع جنگ، شاید ۲۰ درصد تجارت دریایی جهان از تنگه هرمز عبور میکرد، اما بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران از این آبراه باریک میگذشت. ایران برای جابجایی محمولههای حیاتی اقتصاد خود به شدت با مشکل مواجه است. یک محاصره کامل، صادرات نفت، پتروشیمی و واردات بیشتر غلات کشور را مختل خواهد کرد. ظرف چند هفته، ایران ممکن است با کمبود مواد غذایی و فضای کافی برای ذخیره نفت صادرنشده مواجه شود.
چرا ایران نمیتواند تنگه را مسدود نگه دارد؟
برخلاف عربستان و امارات که خطوط لوله جایگزین قابل توجهی دارند، ایران هیچ کریدور صادراتی جایگزین معناداری ندارد. خط لوله گوره-جاسک که در سال ۲۰۲۱ رونمایی شد، ظرفیت اسمی ۳۰۰,۰۰۰ بشکه در روز دارد، اما در عمل به شدت محدود بوده و از اکتبر ۲۰۲۴ به مدت ۱۷ ماه غیرفعال مانده است.
واردات ایران نیز به همان اندازه آسیبپذیر است. ایران بزرگترین واردکننده غلات و دانههای روغنی در خاورمیانه است. سالانه حدود ۱۴ میلیون تن از ۳۰ میلیون تن غلات وارد شده به بازارهای خلیج فارس مقصدش ایران است — همه از طریق دریا و وابسته به تنگه هرمز. وقتی تنگه بسته شد، محمولههای غلات به بندر اصلی ایران (امام خمینی) تقریباً متوقف شد. ایران تلاش کرد مسیر را به چابهار (در دریای عمان) تغییر دهد، اما این بندر ظرفیت کمتر از یک پنجم بندر امام خمینی را دارد.
آمارهای فریبنده درباره درآمد ایران
گزارشها ادعا میکردند ایران با بستن تنگه، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درآمد روزانه اضافی کسب میکند. اما این ادعا بر یک ترفند حسابداری استوار است: تأکید بر دادههای بارگیری نفتکشها، نه فروش تأییدشده یا دریافت وجه. بارگیری، تحویل و پرداخت، رویدادهای جداگانهای در زنجیره تأمین فرار از تحریم ایران هستند. در اوایل مارس، میزان نفت خام ایران که روی آب ذخیره شده بود به بالاترین حد تاریخی خود (حدود ۱۹۰ تا ۲۰۰ میلیون بشکه) رسید، دقیقاً به این دلیل که بارگیری افزایش یافت در حالی که تخلیه در بنادر چین کاهش پیدا کرد.
علاوه بر این، ایران نفت خود را با تخفیف حدود ۱۰ دلار در هر بشکه زیر قیمت جهانی میفروشد. واسطهها، کارگزاران و شرکتهای صوری در هر مرحله از زنجیره تأمین فرار از تحریم، کمیسیونهای اضافی دریافت میکنند و سود هر بشکه را کاهش میدهند. سود باقیمانده عمدتاً در حسابهای یوانی در چین انباشته میشود که تحریمها مانع از تبدیل یا انتقال آن به ایران میشود.
محاصره آمریکا؛ از بد به بدتر
یک محاصره کامل بسیار مخربتر از بسته شدن خودخواسته تنگه توسط ایران خواهد بود. ایران روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت روی نفتکشها بارگیری میکرد. محاصره این جریان را کاملاً مختل میکند و روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار درآمد صادراتی و ۱۵۹ میلیون دلار واردات را از بین میبرد.
ظرفیت ذخیره سازی نفت در خشکی ایران حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه است که قبل از محاصره حدود ۶۰ درصد پر بود. اگر محاصره موفق باشد، این مخازن ظرف چند هفته پر میشوند. پس از آن، ایران مجبور به کاهش تولید از چاههای نفت خود میشود. کاهش تولید یا تعطیلی چاههای نفت بالغ میتواند به طور دائمی تا ۵۰۰,۰۰۰ بشکه در روز از ظرفیت تولید را نابود کند.
همچنین ایران نمیتواند نیاز سوخت خود را تأمین کند. پالایشگاههای قدیمی ایران روزانه حدود ۲۶ میلیون گالن بنزین تولید میکنند، در حالی که مصرف داخلی روزانه بیش از ۳۰ میلیون گالن است. ایران سالانه حدود ۲ میلیارد دلار بنزین وارد میکند. قیمت سوخت در ایران از زمان آغاز جنگ حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. ایران ذخایر استراتژیک سوخت معادل حدود ۱۲ روز مصرف داخلی دارد — بسیار کمتر از استاندارد ۹۰ روزه آژانس بینالمللی انرژی.
جمعبندی: گل به خودی
رژیمی که ادعا میکند مهمترین گلوگاه انرژی جهان را کنترل میکند، نمیتواند پمپ بنزینهای کشور خود را برای دو هفته تأمین کند. ارزش ریال در بازار آزاد از ۸۱۷,۰۰۰ به ازای هر دلار در ابتدای ۲۰۲۵ به بیش از ۱.۵ میلیون تومان امروز سقوط کرده است. بانکهای ایران برداشت روزانه مشتریان را به ۱۸ تا ۳۰ دلار محدود کردهاند. در ماه مارس، ایران بزرگترین اسکناس خود (۱۰ میلیون ریالی) رامنتشر کرد که ارزش آن حدود ۷ دلار است.تنگه هرمز که ایران آن را به عنوان سلاح مخفی خود معرفی میکند، احتمالاً نقطه ضعف آشیل و نابودی آن خواهد بود، نه سلاح مخفیاش.
نویسنده: میعاد مالکی، پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD)، معاون پیشین دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (۲۰۱۷-۲۰۲۵)او یکی از طراحان اصلی کارزارهای تحریمی علیه ایران و حزبالله، حماس و حوثیها بوده است. وی در دوران مسئولیت خود، استراتژیهای اجرایی برای مختل کردن جریانهای مالی ایران، تضعیف عملیاتهای تروریستی و مسدودسازی منابع اقتصادی تهران را رهبری میکرد.



