اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

پیشنهاد اشتریان به رئیس قوه قضائیه: با تحقیق و تفحص درباره یک خودکشی و گزارش آن، اعتبار خود را بالا ببرید

آمار خودکشی در میان جوانان نگران کننده است و این خود گفت‌وگوی عمومی-تخصصی را ضروری می‌سازد.

✍🏻 کیومرث اشتریان، استاد دانشگاه تهران و عضو هیئت داوران دومین جایزه ملی سیاست‌گذاری

مرگ یک جوان در اثر خودکشی دلخراش است و اگر دلایل اجتماعی یا سیاسی سهمی در این میان داشته باشد مسئولیت ما را در پرداختن به آن دوچندان می‌کند. از سوی دیگر آمار خودکشی در میان جوانان نگران کننده است و این خود گفت‌وگوی عمومی-تخصصی را ضروری می‌سازد. قطعا سکوت و نادیده انگاری چاره کار نیست و ما را مدیون خانواده های این جوانان می‌کند. اینکه خودکشی مسئله‌ای از ویژگی های روانی افراد باشد در حیطه صلاحیت من نیست. اما نمی‌توان همه چیز را به ویژگی های روانی افراد تقلیل داد یا برعکس همه چیز را به عوامل سیاسی نسبت داد. آنچه که ما می‌توانیم به آن بپردازیم این است که دریابیم نقش ساختارها و رفتارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در این میان چیست و ما چگونه باید به آن بپردازیم؟

1- احترام و تکریم واقعی. احترام به جوانان، بویژه آندسته از جوانان که در زندگی سیاسی فعالند، یک عامل مهم در کاستن از خطر خودکشی است. دوستی که مدتی را در زندان سپری کرده بود می‌گفت رنج زندان را بسادگی می‌تواند تحمل کند ولی رنج توهین و تحقیر بسیار سخت تر است. در برخورد با زندانیان، بویژه آنان که بدلایل سیاسی یا فرهنگی گرفتار شده‌اند، بایستی احترام به کرامت انسانی آنان مراعات شود و این مستقل از آن است که “بر حق باشند یا بر باطل”. زندانبان و دادستان و قاضی و مأمور اگر با تحقیر برخورد کنند هیچگاه زمینه تفاهم و تغییر را فراهم نمی‌کنند و آسیب های ناعادلانه روانی را به آنان وارد می‌کنند که خود مستوجب تعقیب قضائی است. رئیس قوه قضائیه در فرهنگ سازی درون سازمانی وظیفه اصلی را بعهده دارد و باید از خود بپرسد که آیا دستگاه منتسب به او زمینه آسیب های روانی را در متهمان و مجرمان، تا بدانجا که زمینه های نهفته در آنان فعال شود، افزایش می‌دهد؟ فرهنگ سازی از طریق سخن گفتن و برجسته کردن نمونه های موردی گسترش می‌یابد نه از طریق سکوت یا تقلیل خودکشی به ویژگی های روحی-روانی افراد. رئیس قوه قضائیه با دستور تحقیق و تفحص در مورد یک خودکشی خاص و انتشار گزارش معتبر می‌تواند از گسترش آن جلوگیری کند و با عبرت آموزی از آن فرهنگ سازی کند. چنین گزارشهایی می‌تواند وجهه دستگاه های قضائی و امنیتی را در نزد افکار عمومی بالا ببرد و در نتیجه امنیت روانی لازم را برای خانواده‌ها فراهم کند. تحقیق و تفحص، برای جان یک جوان مخالف، اگر توسط یک قاضی خوشنام و شرافتمند یا یک شخصیت علمی برجسته انجام شود، یک سازوکار اصلاحی برای عزت و آبروی دستگاه قضاست. قرار نیست که با این تحقیق و تفحص تأییدی یا تشویقی برای خودکشی صادر شود. ای بسا که نتیجه آن کاملا متفاوت باشد.

2- اغلب گفته می‌شود که به گونه‌ای در رسانه‌ها اخبار خودکشی بیان شود که تشویق به خودکشی نشود، البته سخن درستی است. خودکشی را نباید به حماسه تبدیل کرد و قهرمان سازی کرد، آنگونه که برخی براندازان بر جنازه جوانان بزم سیاسی بر پا می‌کنند. اما این بدان معنا نیست که آن را کتمان کرد. گاهی باید صریح و شفاف سخن گفت تا بتوان جان بسیاری را نجات داد. فضای عمومی در جامعه و در میان بخش قابل توجهی از جوانان فضای یاس و نومیدی به آینده خویش است. مهم‌تر آنکه مسئولیت دولت‌ها را در آن اساسی می‌دانند. روحیه فردگرایی و اینکه باید بتوانیم فارغ از دولت و با تلاش و جنگندگی به زندگی خود سرو سامان دهیم وجود ندارد. گویی فقط با دولت است که می‌توان سرنوشت خویش را ساخت. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته هم محدودیت های ساختاری وجود دارد اما این نکته به فرهنگ عمومی تبدیل شده است که انسان خود مسئول زندگی خویش است. کسانی که در عرصه عمومی قلم می‌زنند در تحلیل وضعیت موجود در ایران بر این نکته نیز تاکید کنند که وضعیت موجود در ایران از برخی جهات بی شباهت به کشورهای دیگر نیست. باید بگونه‌ای تحلیل کنیم که انگیزه تغییر مثبت در جوانان را بیشتر کند نه اینکه همه راه‌ها را به بن بست سیاست بکشانیم. انگیزه فرد را برای تحول زندگی شخصی خویش (فارغ از سیاست) افزایش دهیم. راه حل یاب باشیم و نه صرفا یاس آفرین. باید این نکته را نیز گوشزد کنیم که برای برخی جوانان که از روحیات یاس آلود، از بیش-رنجوری و از ناملایمات روانی رنج می‌برند فعالیت سیاسی سمّ مهلکی است. باید عطای فعالیت سیاسی را به لقایش ببخشند تا در آرامش زندگی کنند. اخبار رسانه های اجتماعی، مستقل از اینکه درست باشند یا غلط، گاه برای روح و روان ما بشدت مخربند لذا برخی افراد باید از آن دوری گزینند چون هم به خود آسیب می‌رسانند و هم به دیگران. انسان نیاز دارد که رنج خویش را با دیگران در میان نهد. اگر شما بیش-رنجوری داشته باشید دایما فضای رنج و غم و اندوه را به دوستان خود منتقل می‌کنید و خود را در این راه محق هم می‌دانید و آن را چونان وظیفه‌ای مقدس دنبال می‌کنید.

3- احساس تبعیض. رسانه های رسمی با برگزاری نشست های آزاد جوانان و از گرایش های گوناگون سیاسی باید این حس را به آنان منتقل کنند که شنیده می‌شوند، دیده می‌شوند و به حساب می‌آیند. «سخن گفتن» نقش معجزه آسایی در تخلیه ناملایمات ما دارد. قرار نیست همه سخن‌ها و پیشنهادات آنان عملیاتی شود، در هیچ جای جهان نیز چنین امکانی وجود ندارد؛ چون سخن‌ها و پیشنهادات اغلب با یکدیگر متعارضند. اما شنیده شدن از سوی دستگاه های رسمی تأثیر بسیاری دارد. حداقل، احساس تبعیض و محرومیت سیاسی را کاهش می‌دهد. برخی جوانان فعالترند، طبیعت آنان اینچنین است و باید به آنان توجه بیشتری داشت. آنان را در برابر متفکران قرار دهید که سخن بگویند و بشنوند نه اینکه با سخنرانی های یکطرفه و کم ارزش بخواهیم به خیال خام خود آنان را “هدایت” کنیم؛ آن هم سخنرانانی که گاه از لحاظ بهره هوشی و سواد سیاسی-اجتماعی یک سروگردن از مخاطب خود پایین تر است و آنان را جری تر می‌کند.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا