درآمدی بر پرونده نقد ابرپروژه های عمرانی
مدیرعامل خانه اندیشهورزان، مقدمهای بر نقد سویههای پیدا و پنهان ابرپروژههای عمرانی نگاشته است.
نوید نظری، مدیرعامل خانه اندیشهورزان
سنگ، کاغذ، قیچی یک بازی سرکاری بود که نه سر داشت و نه ته! پدر مادرها وقتی میخواستند کودکان را سرگرم کنند یا بزرگترها وقتی میخواستند بچه ها را سرکار بگذارند این بازی مضحک و درعین حال جذاب و رقابتی را دستاویزی میکردند برای سرکارگذاشــتن و اندکی خلاصی از پرداختن به درخواســته ای پی در پــی آنهــا. درعین حال در این بــازی کودکان ایــن واقعیت تلــخ و آزاردهنده را درک مــیکردنــد که اگرچه تصمیــم گیری و انتخاب درباره حرکت با آنها اســت و از چنین استقلالی در تصمیم گیری حظّ میبرند و کیف می کنند، اما به همان میزان باید هزینه هــای تصمیم و انتخاب خــود را گردن بگیرند. درصورت پیروزی خوشــحالی دلچســب ولی موقتی و درصورت شکست، غصه دار شده و بسته به میزان جدی شــدن رقابــت بچــه گانه گریه کنند و حتــی ضجّه بزنند. بچه هــا را در همه گروه ها و با همه شــرایط با این بازی می توان مشــغول کرد و ســرکار گذاشــت. چون که در آن مهارتــی در بیــن نیســت و حتی جذابیت و هیجان بازیهای شانســی دیگر را هم ندارد! بدتر آنکه ســر و ته هم ندارد و معلوم نیســت آخرش ســنگ ســر است و قیچی ته یا کاغذ ته اســت و سنگ ســر! کاربرد اصلی این بازی وقت هایی بود که خوراکی کم بود یا نفراتی برای یک بازی بزرگتر زیاد. آنجا با مضحکه ســنگ، کاغذ، قیچــی خوراکــی کودکی را بــالا می کشیدند یا لذت بودن در بازی اصلی را از کســی میگرفتند.
باورمان نمیشد در جهان واقع و در عرصه حکمرانی و حکمروایی که میدان تصمیم ها و انتخابات سخت و مسئولانه است، همان قاعده و همان بازی سنگ، کاغــذ، قیچی در میان باشــد. قصه پرغصه ابر پروژه های عمرانــی و فرآیند تعریف، تصمیم گیری، تصویب، اختصاص بودجه و اجرایش از شــباهتی طنزآمیز به همان بــازی رنــج می برد. با این فرق که کاغذ شــده مصوبات و امضاها و ســنگ، کلنگ و جنــاب قیچی همان! بی هیچ صلاحیتی امضا می کننــد و بی هیچ مهارتی و در عین حال با کبکبه و دبدبه کلنگ میزنند و بدون پذیرش هیچ مســئولیتی قیچی کرده و افتتاح می فرمایند. تلخ تر آنکه در این پروژه ها هم معلوم نیست که کت، آخر تن کیست! جرقه اول از کجا، در کجا و چگونه زده می شود و حرف آخر را که میزند! در تکه کاغذی هزاران تعهد برای دولت، ملت و کشــور ایجاد شده و با سنگ و کلنگی هزاران هزار میلیارد منابع هدر میرود، در آخر هم با قیچی هر زبان منتقد و چشم نازکبینی را بریده، کور کرده و می روند تا سنگ کاغذ قیچی بعدی.
مجموعه پیش رو را گروهی از اساتید، پژوهشگران و دستاندرکاران با هدف تبیین بخشــی از واقعیت های موجود در حوزه سیاســتگذاری، تصمیم ســازی، برنامه ریزی و مدیریت پروژه های بزرگ مقیاس عمرانی و توسعه کشور و برای ثبت در تاریخ، تهیه و تدوین کرده اند. ســعی شــده ضمن پرداختــن به امور انضمامی در رویــه هــا و روندهــا، تصــویری از وضعیت و شــرایط موجود از منــظری متفاوت ارائه شود. امید آن است که تصمیم گیران در کشور و در قوای مختلف به اهمیت و ضرورت بازنــگری در رویه هــا و روندهــای موجود پی ببرنــد و تصمیمات عاجل و قاطعــی برای تغییــر مسیر اتخاذ کننــد. همچنین امید میرود عمــوم مردم که هر روزه با چنین پروژه هایی مواجهاند و یا از رســانه ها، اخبار کلنگ زدن و افتتاح آنها را می شنوند، با واقعیت های این حوزه بیش از پیش آشنا شوند.



