سرمایهگذاری خطرپذیر: راهی پر ریسک، با بازدهی بالا
حمزه قطبینژاد، ضمن بررسی چالشها و فرصتهای سرمایهگذاری خطرپذیر، بر نقش حاکمیت در این حوزه تاکید میکند.
حمزه قطبینژاد- مرکز راهبری برهان
سرمایهگذاری خطرپذیر، با ریسک بالا و امکان بازدهی قابل توجه، نقشی کلیدی در توسعه استارتاپها و اقتصادهای نوآورانه ایفا میکند. این نوع سرمایهگذاری، با تزریق سرمایه به کسبوکارهای نوپا و ایدههای خلاقانه، به رشد و شکوفایی آنها کمک میکند و زمینه را برای ایجاد ارزش افزوده و اشتغالزایی فراهم میکند. در این میان، درک عمیق از سازوکارها، چالشها و فرصتهای سرمایهگذاری خطرپذیر برای فعالان اقتصادی، سیاستگذاران و پژوهشگران از اهمیت شایانی برخوردار است.
در این مصاحبه، مهندس قطبی نژاد، مدیرعامل شرکت توسعه کارآفرینی بهمن، به بررسی ابعاد مختلف سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران پرداخته و به سوالاتی در خصوص چالشها، فرصتها و نقش دولت در این حوزه پاسخ میدهد. وی با تکیه بر تجربیات خود، به تشریح ویژگیهای سرمایهگذاری خطرپذیر، تفاوت آن با سایر روشهای سرمایهگذاری، و الزامات موفقیت در این عرصه میپردازد. این مصاحبه، فرصتی مغتنم برای آشنایی با دیدگاههای یک متخصص در حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر و درک بهتر از این پدیده مهم اقتصادی است.
تفاوت عمدهی سرمایهگذاری خطرپذیر [1](VC) با سایر انواع سرمایهگذاری چیست؟
سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) در مقایسه با دیگر انواع سرمایهگذاریها ویژگیهای خاص خود را دارد. یکی از اصلیترین تفاوتها در ریسکپذیری است. در سرمایهگذاری خطرپذیر، سرمایهگذار در کسبوکارهایی سرمایهگذاری میکند که احتمال شکست بالایی دارند، زیرا بیشتر این کسبوکارها نوآورانه و جدید هستند و در مراحل اولیه رشد خود قرار دارند. درحالیکه در سایر انواع سرمایهگذاریها، مانند سرمایهگذاری در بورس یا املاک، معمولا سرمایهگذاران با ریسک کمتری مواجه هستند و شانس موفقیت بیشتری برای بازگشت سرمایه دارند. علاوهبر ریسک بالا، سرمایهگذاری خطرپذیر نیازمند زمان بیشتری برای بازدهی است، زیرا بیشتر استارتاپها ممکن است در ابتدا سوددهی نداشته باشند.
یکی دیگر از ویژگیهای سرمایهگذاری خطرپذیر این است که معمولا سرمایهگذاران این حوزه از نزدیک با شرکتها و بنیانگذاران آنها درگیر میشوند. این سرمایهگذاران نهتنها پول را تامین میکنند، بلکه ممکن است در تصمیمات استراتژیک، گسترش بازار، یا جذب تیمهای مدیریتی مناسب نیز نقشآفرینی کنند. این در حالی است که در سرمایهگذاریهای سنتیتر، این نوع دخالت و مدیریت مستقیم کمتر وجود دارد.
دلیل این که در کسبوکارهای سنتی و غالب بازار، از سرمایهگذاری خطرپذیر استفاده نمیشود چیست؟ این مسئله صرفا بهخاطر ریسکپذیری است یا مسائل دیگری در آن دخیل است؟
در کسبوکارهای عادی، استفاده از سرمایهگذاری خطرپذیر معمولا بهدلایل مختلف محدود است. اولین دلیل این است که کسبوکارهای سنتی معمولا بهدنبال رشد پایدار و پیشبینیشده هستند و نیازی به جذب سرمایهگذاری خطرپذیر ندارند. این نوع کسبوکارها معمولا از منابع مالی خود برای تامین مالی عملیات روزمرهشان استفاده میکنند و نمیخواهند با ریسکهای مربوط به سرمایهگذاریهای خطرپذیر روبهرو شوند.
علاوهبراین، بهدلیل نوع فعالیتهایی که در کسبوکارهای سنتی انجام میشود، سرمایهگذاری خطرپذیر معمولا مناسب شرایط آنها نیست. این کسبوکارها بیشتر بهسمت کسبوکارهای قابل پیشبینی و مشخصی متمایل هستند که روندهای اقتصادی مشخص دارند. از طرفی، در مدلهای کسبوکار سنتی، مثل تولید یا خدمات ثابت، جلب سرمایهگذار خطرپذیر بهدلیل ریسکهای بالای مربوط به عدم موفقیت چندان جذاب به نظر نمیرسد.
یکی دیگر از دلایل محدودیت استفاده از سرمایهگذاری خطرپذیر در کسبوکارهای عادی، فرهنگ سازمانی آنها است. بیشتر کسبوکارهای سنتی ترجیح میدهند تا به شیوههای خود توسعه یابند و این برایشان دشوار است که فردی خارجی (سرمایهگذار خطرپذیر) را در فرآیند تصمیمگیریهای استراتژیک خود وارد کنند. این موضوع بهعلاوه باعث میشود که جلب سرمایهگذاری از سوی سرمایهگذاران خطرپذیر برای این نوع شرکتها پیچیدهتر شود.
آیا ایجاد نهادهای مالی برای مدیریت سرمایهگذاری خطرپذیر میتواند مفید باشد؟
قطعا. ایجاد نهادهای مالی که بهطور تخصصی در حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر فعالیت کنند، میتواند گام بسیار مهمی در جهت توسعه این نوع سرمایهگذاری باشد. این نهادها با فراهمآوردن زیرساختهای لازم، میتوانند ریسکهای مربوط به سرمایهگذاری خطرپذیر را کاهش دهند و فرآیند سرمایهگذاری را برای سرمایهگذاران تسهیل کنند. ازآنجاکه سرمایهگذاری در استارتاپها و کسبوکارهای نوآورانه همراه با ریسکهای بالاست، نهادهای مالی میتوانند با اعتبارسنجی دقیقتر از سرمایهگذاران حمایت کنند و به آنها اطمینان دهند که سرمایهگذاریشان در مسیر درستی قرار دارد.
همچنین، این نهادها میتوانند بهعنوان واسطه بین سرمایهگذاران و استارتاپها عمل کنند، بهطوریکه نهتنها از طرف سرمایهگذاران درنظرگرفتن نکات فنی و مالی را تضمین کنند، بلکه از طرف دیگر به استارتاپها مشاورههای مفید در زمینههای مختلف مانند بازاریابی، توسعه محصول و رشد سازمانی ارائه دهند. به این ترتیب، نهادهای مالی تخصصی میتوانند باعث افزایش کیفیت پروژههای پذیرفتهشده و بازدهی سرمایهگذاریهای خطرپذیر شوند.
در مورد نقش دولت در حمایت از سرمایهگذاری خطرپذیر، نظر شما چیست؟ آیا دولت باید بیشتر تسهیلگر باشد یا خود وارد این حوزه شود؟
دولت باید بیشتر نقش تسهیلگر داشته باشد تا اینکه وارد این حوزه شود. درواقع، دولتها میتوانند با ایجاد بسترهای قانونی و مالی مناسب، محیطی را برای رشد و توسعه سرمایهگذاری خطرپذیر فراهم کنند. ازجمله اقداماتی که دولتها میتوانند در این راستا انجام دهند، وضع قوانین ساده و کاربرپسند برای تاسیس شرکتها و استارتاپها، فراهمآوردن معافیتهای مالیاتی برای استارتاپها و نهادهای مالی خطرپذیر و تسهیل فرآیندهای اداری درخصوص تاسیس و مدیریت این نوع شرکتها است.
علاوهبر این، دولتها میتوانند با ارائه مشوقهای مالی، ازجمله گرانتها یا وامهای با بهره کم برای استارتاپها و کسبوکارهای نوآورانه، از این نوع سرمایهگذاریها حمایت کنند. این حمایتها میتواند در مراحل اولیه کسبوکارها که معمولا بیشتر در معرض خطر شکست هستند، بسیار موثر باشد.
البته باید توجه داشت که دولت نباید بهطور مستقیم وارد این حوزه شود و خود سرمایهگذاریهای خطرپذیر انجام دهد، چرا که این موضوع ممکن است به ایجاد تعارض منافع و مشکلات دیگر منجر شود. دولت باید به عنوان تسهیلگر، سازوکارهای مناسب را برای هدایت بخش خصوصی به این نوع سرمایهگذاریها فراهم کند.
چه توصیهای برای کسبوکارهایی که میخواهند از سرمایهگذاری خطرپذیر استفاده کنند دارید؟
اولین توصیه من برای کسبوکارهایی که قصد دارند از سرمایهگذاری خطرپذیر استفاده کنند، این است که باید مدل کسبوکار آنها واقعا نوآورانه باشد و پتانسیل رشد سریع و مقیاسپذیری داشته باشد. سرمایهگذاران خطرپذیر بهدنبال کسبوکارهایی هستند که بتوانند در کوتاهمدت به موفقیتهای بزرگ دست یابند. بنابراین، کسبوکارها باید بتوانند رشد سریع را نشان دهند و نشان دهند که محصول یا خدمات آنها میتواند به بازارهای گستردهتر دست پیدا کند.
دومین توصیه این است که کسبوکارها باید بهدقت ارزیابی کنند که آیا بهواقع به شراکت با سرمایهگذاران خطرپذیر نیاز دارند یا خیر. بسیاری از استارتاپها ممکن است در ابتدای مسیر خود از منابع داخلی یا وامهای کمبهره برای تامین مالی استفاده کنند و وارد مسیر سرمایهگذاری خطرپذیر نشوند. بنابراین، باید بررسی کنند که آیا شرایط آنها برای جذب سرمایهگذار خطرپذیر مناسب است یا نه.
از نظر شما چه جذابیتی در سرمایهگذاری خطرپذیر وجود دارد که باعث میشود این نوع سرمایهگذاری نسبت به روشهای بیریسکتر جذابتر باشد؟
سرمایهگذاری خطرپذیر بهدلیل پتانسیل بالای بازدهی در صورت موفقیت یک استارتاپ، جذاب است. بسیاری از بزرگترین شرکتهای فناوری و نوآورانهای که امروز بهعنوان غولهای اقتصادی شناخته میشوند، از سرمایهگذاریهای خطرپذیر بهرهمند شدهاند. شرکتهایی مانند گوگل، فیسبوک و آمازون در مراحل اولیه خود از سرمایهگذاران خطرپذیر جذب سرمایه کردند و این سرمایهگذاریها به رشد سریع این شرکتها و ایجاد میلیاردها دلار ارزش بازار کمک کرد.
علاوهبر این، سرمایهگذاری خطرپذیر به سرمایهگذاران این فرصت را میدهد که در پروژههای نوآورانه و دارای پتانسیل تحولی در صنایع مختلف شرکت کنند. این جذابیت برای سرمایهگذاران در برابر روشهای بیریسکتر سرمایهگذاری، که معمولا بازدههای پایینتری دارند، باعث میشود که ریسکهای این نوع سرمایهگذاری را بپذیرند و به آن روی آورند.
پاینویس
[1]– Venture capital



