امنیت و سیاست خارجیبررسی و تحلیلحوزه کشورهای منطقهسند تحلیل مسئله

روابط چین و رژیم صهیونیستی در دوره تشدید تنش ها در منطقه غرب آسیا

تحلیل تحولات راهبردی در مناسبات پکن و تل آویو پس از طوفان الاقصی در پرتو تشدید رقابت چین و آمریکا و بازتنظیم موازنه قدرت در جغرافیای غرب آسیا

روابط چین و رژیم صهیونیستی در دوره تشدید تنش ها در منطقه غرب آسیا دچار گسست ها و بازتنظیم های راهبردی عمیقی شده است که ریشه در تغییر بنیادین موازنه قدرت بین المللی و سرریز رقابت های هژمونیک میان پکن و واشنگتن دارد. بنا بر گزارش پیشین این مجموعه با عنوان «بررسی روابط چین و رژیم صهیونیستی» که پیش از طوفان الاقصی منتشر شد؛ در طول دو دهه گذشته، پکن همواره به تل آویو به عنوان پلی مطمئن برای دسترسی به فناوری های نوین غربی، مجرای کلیدی برای گسترش شبکه زیرساختی «کمربند و راه» و جزئی از راهبرد متوازن سازی در غرب آسیا نگریسته است. با این حال، با تشدید رویارویی همه جانبه آمریکا با قدرت یابی پکن و متعاقب آن، آغاز عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳، بسترهای ژئوپلیتیکی این توازن سنتی فروپاشید. پکن اکنون روابط دوجانبه خود با تل آویو را نه در چارچوبی مجزا، بلکه ذیل منازعه کلان با واشنگتن بر سر آینده نظم بین الملل و حفظ منافع انرژی و اتصال تجاری خود بازتعریف می کند.

ضرورت و اهداف پژوهش

تحولات پرشتاب ژئوپلیتیکی و نظامی سال های اخیر در خاورمیانه، مفروضات راهبردی ناظر بر سیاست های خاورمیانه ای چین را دگرگون ساخته است. در گذشته، چین با تکیه بر دکترین عدم تعهد، حفظ ثبات سیاسی و پرهیز از جهت گیری های تقابلی، می کوشید با تمامی بازیگران منطقه ای، روابط تجاری و اقتصادی متوازنی برقرار سازد. اما طراحی ابتکارات انحصارگرایانه از سوی آمریکا، به ویژه پروژه کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) با محوریت رژیم صهیونیستی به عنوان سدی در برابر ابتکار کمربند و راه، و همچنین وقوع منازعه گسترده منطقه ای پس از هفتم اکتبر، این سیاست بی طرفی نسبی را با چالش های بنیادین مواجه ساخت. از این رو، واکاوی دگرگونی های رخ داده در محاسبات سیاست خارجی پکن پس از طوفان الاقصی، شناخت انگیزه های راهبردی آن در عدم همسویی با غرب، و رصد دقیق فرایند ناپایداری در روابط دوجانبه پکن–تل آویو اهمیت پیدا کرده است. هدف این مطالعه، شناسایی مختصات جدید سیاست خارجی چین در مواجهه با رژیم صهیونیستی، تحلیل تغییرات در حوزه سرمایه گذاری و تجارت، و درک سازوکارهای موازنه سازی پکن در غرب آسیا در بحبوحه تقابل هژمونیک با ایالات متحده است.

بستر راهبردی رقابت چین و آمریکا در غرب آسیا

پیش از تحولات اخیر، سیاست واشنگتن در قبال خاورمیانه به سمت مهار چین از طریق شبکه سازی امنیتی و زیرساختی با محوریت تل آویو متمایل شده بود. در استراتژی های امنیت ملی آمریکا، چین به عنوان تنها رقیبی معرفی شده که اراده و توان تغییر نظم جهانی را داراست. انتقال حوزه مسئولیتی رژیم صهیونیستی از فرماندهی اروپایی (EUCOM) به سنتکام (CENTCOM) در سال ۲۰۲۱، تشکیل گروه ۴ جانبه I2U2 و در نهایت رونمایی از طرح IMEC در نشست ۲۰۲۳ گروه بیست در دهلی نو، همگی قطعات پازلی بودند که واشنگتن با هدف جلوگیری از پر شدن خلأهای منطقه ای توسط پکن طراحی کرده بود. این فرایند با فشارهای مداوم کاخ سفید بر تل آویو جهت بازنگری در قراردادهای فناورانه با شرکت های چینی و لغو دسترسی های پکن به زیرساخت های حساسی مانند بنادر و حمل ونقل ریلی همراه شد.

شوک طوفان الاقصی و برهم خوردن پیش فرض های امنیتی پکن

عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ همه جانبه در باریکه غزه، پیش فرض بنیادین سیاست خارجی چین یعنی «تکیه بر ثبات وضع موجود» را به شدت متزلزل ساخت. اگرچه این تحولات پیشرفت طرح های ضدچینی نظیر IMEC را تقریبا متوقف کرد، اما امنیت عرضه پایدار انرژی و شریان های ترانزیتی سرمایه گذاری شده پکن را در معرض ریسک های فزاینده قرار داد. از این مقطع زمانی، سیاست چین از یک رابطه عمل گرایانه منفک، به سمت بهره برداری سیاسی از بحران به منظور زیر سؤال بردن هژمونی آمریکا و ایجاد همگرایی با اکثریت بازیگران جهان جنوب و کشورهای عربی-اسلامی تغییر مسیر داد.

دیپلماسی چین در مواجهه با جنگ غزه و بحران های منطقه ای

واکنش پکن به تحولات غزه با دوری گزیدن از مطالبات تل آویو همراه شد. چین برخلاف غرب، در بیانیه های خود از محکوم کردن حماس یا تروریستی خواندن اقدامات آن خودداری کرد و با صراحت مسئولیت ریشه ای تشدید تنش را به تداوم اشغالگری، بی عدالتی تاریخی علیه ملت فلسطین و عدم تحقق راه حل دوکشوری نسبت داد. با افزایش دامنه جنایات در غزه، مفاهیمی نظیر «مجازات جمعی»، «زندان روباز» و «استفاده غیرقابل قبول از زور» به ادبیات رسمی دستگاه دیپلماسی پکن افزوده شد.

اصطکاک در مجامع بین المللی و طرح های سیاسی پکن

در شورای امنیت سازمان ملل متحد، چین مکررا در برابر قطعنامه ها و ابتکارات پیشنهادی ایالات متحده ایستادگی کرد و وتوی طرح های آتش بس توسط واشنگتن و ارسال مداوم میلیاردها دلار تسلیحات آمریکایی به تل آویو را عاملی برای استمرار خونریزی دانست. پکن هم زمان برای به تصویر کشیدن خود به عنوان کنشگر خواهان صلح، میزبان وزرای خارجه کشورهای اسلامی شد، طرحی پنج ماده ای بر پایه توقف سریع مخاصمات ارائه داد و در ژوئیه ۲۰۲۴ با گرد هم آوردن ۱۴ گروه و جریان فلسطینی، به امضای «اعلامیه پکن» برای تقویت وحدت ملی و اداره پسابحران غزه توسط خود فلسطینی ها یاری رساند.

واکنش به درگیری های منطقه ای و تقابل با جمهوری اسلامی ایران

چین تحولات پیرامونی در لبنان، سوریه و رویارویی مستقیم تل آویو با تهران را سرریز اجتناب ناپذیر بحران غزه تعریف کرد. پکن حمله تروریستی به کنسولگری ایران در دمشق در آوریل ۲۰۲۴ و حملات بعدی به خاک کشورمان را به عنوان نقض آشکار حاکمیت ملی و مقررات بین المللی صراحتا محکوم نمود و در جریان جنگ دوازده روزه سال ۲۰۲۵، آشکارا از حق ایران در دفاع از تمامیت ارضی خود جانبداری کرد. در مقابل، در برابر پاسخ های موشکی و دفاعی ایران، پکن رویکردی غیرمتقارن اتخاذ نمود و از محکوم ساختن اقدامات تهران خودداری ورزید و صرفا طرفین را به مهار تنش دعوت کرد.

بحران دریای سرخ و همسویی تلویحی با فشارهای انصارالله

در تنگه باب المندب، چین با وجود در خطر افتادن امنیت دریانوردی، تمایلی به مشارکت در ائتلاف های نظامی تحت امر آمریکا نشان نداد و خواستار حل ریشه ای مسئله از طریق توقف جنگ غزه شد. خطوط کشتیرانی کانتینری بزرگ چین نظیر کوسکو (COSCO) و او او سی ال (OOCL) تردد خود به مقاصد بنادر رژیم صهیونیستی را متوقف ساختند که این اقدام از سوی مقامات بندری اشدود، عملا نوعی تحریم تجاری علیه تل آویو تعبیر شد. پکن از طریق کانال های غیررسمی، مسیرهای تردد امن کشتی های خود را تضمین کرد و از همراهی با راهبرد اعمال فشار بر صنعا سرباز زد.

شکاف های نوظهور سیاسی: کارت تایوان و تغییر ادراک اجتماعی

در واکنش به مواضع صریح چین، تل آویو دست به فعال سازی «کارت تایوان» زد تا بتواند به رفتارهای پکن پاسخ دهد. پس از اکتبر ۲۰۲۳، تایوان حملات مقاومت را بلافاصله محکوم کرد و حمایت گسترده ای از رژیم صهیونیستی نشان داد؛ موضوعی که زمینه همگرایی سیاسی میان تل آویو و تایپه را هموار کرد.

همگرایی پارلمانی، دفاعی و فناورانه تایوان و تل آویو

در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، هیئت های متعددی از نمایندگان کنست به تایوان سفر کرده و بیش از نیمی از نمایندگان این پارلمان بیانیه ای مشترک در حمایت از مشارکت بین المللی تایپه امضا کردند. در حوزه دفاعی نیز تایپه با الگوبرداری از تجارب گنبد آهنین و نبردهای اخیر، طرح سامانه پدافندی «تی-دام» (T-Dome) را با مشاوره های فنی غیررسمی کارشناسان تل آویو توسعه داد. این مناسبات، خشم شدید پکن را برانگیخت و وزارت امور خارجه چین هشدارهای تندی نسبت به تخطی از اصل چین واحد صادر کرد.

سقوط تصویر مثبت چین در افکار عمومی رژیم صهیونیستی

افزایش اختلافات دیپلماتیک و رسانه ای، پیامدهای شدیدی بر ادراک جامعه صهیونیستی نسبت به چین برجای گذاشت. داده های نظرسنجی مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) و مرکز پیو نشان می دهد دیدگاه مثبت جامعه یهودی اسرائیل نسبت به چین از ارقام حدود ۴۸ تا ۵۵ درصد در سال های پیشین، به ۲۵ تا ۳۳ درصد سقوط کرده و اکثریت جامعه، پکن را قدرتی غیردوست یا متخاصم ارزیابی می کنند. تلاش های دیپلماتیک سفیر جدید چین نیز تنها توانست به شکلی محدود تنش ها را در سطح تشریفاتی مهار کند، بدون آنکه بتواند اعتماد پیشین را بازسازی کند.

انقباض در سرمایه گذاری و تغییر الگو به تجارت شکننده

روابط اقتصادی طرفین در طول این دوره، ماهیت خود را از «سرمایه گذاری های زیرساختی بلندمدت» به «تجارت متزلزل کوتاه مدت» تغییر داد. فشار فزاینده واشنگتن از یک سو و نگرانی های امنیتی داخلی تل آویو از سوی دیگر، موجب شد ورود شرکت های بزرگ دولتی چین به پروژه های راهبردی رژیم مسدود شود. کنار گذاشتن شرکت های چینی از مناقصات توسعه بنادر خلیج حیفا و تعلیق تامین واگن های خط آهن سبک شهری قدس، نشانه های عینی این انسداد بودند.

انقباض شدید جریان سرمایه و خروج بازیگران دولتی

دولت چین با رده بندی برخی مناطق سرزمین های اشغالی به عنوان حوزه های پرخطر تجاری (رده قرمز)، امکان خروج سرمایه گذاران خود را فراهم ساخت. در نتیجه، حجم سرمایه گذاری مستقیم چین که در سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۱.۶۳ میلیارد دلار بود، در سال ۲۰۲۳ به کمتر از ۴۰ میلیون دلار سقوط کرد. همچنین تعداد پرونده های سرمایه گذاری از ۶۹ مورد در ۲۰۲۰ به ۵ مورد کاهش یافت و سرمایه گذاری شرکت های دولتی عملا متوقف شد و صرفا به چند صندوق خطرپذیر خصوصی در بخش های فناوری زیستی و پزشکی محدود گشت.

شکاف فزاینده تراز تجاری

در مقابل، تجارت کالا در سال ۲۰۲۵ به رقم بی سابقه ۲۱.۷ میلیارد دلار رسید. با این حال، تحلیل درونی این آمار نشان می دهد که این رشد تماما متکی بر رشد چشمگیر واردات رژیم صهیونیستی از کارخانه های چینی بوده، در حالی که صادرات تل آویو به چین به پایین ترین میزان طی یک دهه گذشته سقوط کرده است. این گذار از شراکت های عمیق فناورانه و زیرساختی به معاملات صرفا بازرگانی، از افزایش شکنندگی، کوتاه مدت بودن و ناپایداری مفرط در پیوندهای اقتصادی دوجانبه حکایت دارد.

جمع بندی

تحولات پس از اکتبر ۲۰۲۳ ثابت کرد که الگوی تاریخی روابط چین و رژیم صهیونیستی، دیگر از امکان استمرار در بسترهای پیشین برخوردار نیست. پکن با درک این واقعیت که واشنگتن درصدد ادغام تل آویو در نظمی انحصارطلبانه جهت مهار راهبرد کمربند و راه است، استقلال سنتی در روابط با رژیم صهیونیستی را کنار گذاشته و سیاست خود را با الزامات رقابت راهبردی با آمریکا گره زده است. مواضع چین در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی، عدم همسویی با طرح های امنیتی آمریکا، پشتیبانی سیاسی از اعضای محور مقاومت در برابر حملات دشمن و انقباض روابط اقتصادی-فناورانه با تل آویو، نشان دهنده ترجیح صریح پکن برای تضعیف نظم تک قطبی در غرب آسیا است. با این حال، چین همچنان رویکردی محتاطانه برگزیده؛ به گونه ای که ضمن مهار جاه طلبی های نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا، مسئولیت رهبری مستقیم بحران ها را نمی پذیرد و دستیابی به موازنه ای منطقه ای با حضور فعال کشورهای جهان اسلام و بازیگران نوظهور را به نفع توسعه پایدار شریان های انرژی و اقتصادی خویش ارزیابی می کند.

این مطالعه در مرکز تحلیل و راهبردی بین الملل توسط فاطمه فهیمی در سال ۱۴۰۴ انجام شده است.

 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا