اخباربعثت اقتصادی مردمماهنامه مسئلهنشریاتیادداشت سیاستی

امپراتور ژاپن و معجزه جهاد سازندگی

محمدهادی الماسی، با معرفی کتاب «رسم جهاد» نوشته حسینعلی عظیمی، پیشکسوت جهاد سازندگی؛ ژاپن را الگویی برای مردمی‌سازی اقتصاد معرفی کرده است.

محمدهادی الماسی

چگونه یک نهاد انقلابی با واگذاری ماموریت به مردم، بدون بروکراسی پیچیده، روستاهای ناشناخته را کشف و آباد کرد و الگویی بومی برای اقتصاد مردمی و بازسازی کشور ارائه داد؟

 این یادداشت به معرفی کتاب «رسم جهاد» نوشته حسینعلی عظیمی، پیشکسوت جهاد سازندگی، می‌پردازد؛ کتابی که تجربه‌های کار جمعی در جهاد سازندگی را به روایت یکی از فرماندهان مهندسی رزمی دوران دفاع مقدس روایت می‌کند.  از منظر امپراتوری ژاپن که به حیرت از معجزه این نهاد سخن گفته بود، جهاد سازندگی چگونه با «واگذاری عاملیت به مردم»، «ساختار شورایی»، «اعتماد به نیروهای محلی» و «انسان‌سازی در کنار سازندگی»، توانست به مرجع توجه مردم و الگوی مدیریت انقلابی تبدیل شود؟ این یادداشت نشان می‌دهد که نکته کلیدی برای مردمی‌سازی اقتصاد امروز، بازخوانی تجربه نهادی است که در آن هر جهادگر «یک‌پا رئیس‌جمهور» بود و از تمام روستاهای ایران خبر داشت؛ بدون آنکه در بروکراسی دولتی گرفتار شود.

 کتاب «رسم جهاد»؛ روایتی از کار جمعی

کتاب «رسم جهاد» نوشته حسینعلی عظیمی است و انتشارات راه یار در سال 1401 آن را به چاپ رسانده است. این کتاب تجربه‌های کار جمعی در جهاد سازندگی به روایت حسینعلی عظیمی است. مهندس حاج حسینعلی عظیمی از فرماندهان ارشد یگان مهندسی رزمی جهاد سازندگی در دوران دفاع مقدس و از مسؤولان قرارگاه کربلای جهاد بود که نقش موثری در شکل‌گیری فعالیت‌های جهادی در کشور داشت و او را می‌توان دایره‌المعارف عرصه جهاد سازندگی در ایران دانست. کتاب «رسمِ جهاد» که نثری روان دارد و مطالعه آن به کسانی که به دنبال کار جهادی هستند توصیه می‌شود، ۱۱ فصل دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از «تشکیل ساختار»، «رابطه با مردم»، «دولتی شدن جهاد»، «کمیته فرهنگی» و «جهاد سازندگی در جنگ». «ساختار منطقه‌ای جهاد سازندگی»، «جهاد در استان‌ها»، «ساختار شورایی جهاد»، «رابطه جهاد با بقیه سازمان‌ها» و «اعتماد» از دیگر سرفصل‌های این کتاب را تشکیل می‌دهند.

۲. حاج حسینعلی عظیمی؛ پیشکسوتی که شرکت خود را رها کرد

حاج‌حسینعلی عظیمی، از پیش‌کسوتان جهاد سازندگی، مهندس سال‌خورده‌ای است که هنوز حال‌وهوای سال‌های انقلاب و اوایل تاسیس جهاد سازندگی را در خود حفظ کرده است. وی اصالتا اهل شیراز ولی متولد اصفهان در سال ۱۳۲۶ است که پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع کارشناسی‌ارشد مهندسی عمران آب از دانشگاه شیراز، وارد پروژه‌های مهم ملی شد.

در زمانی که امام (ره) فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادر کرد، او شرکت مهندسی درآمدزای خود را رها کرد و با سایر جهادی‌ها راهی روستاها شد تا تخصص خود را برای رفع ویرانی‌های کشور به‌کار گیرد. توانایی‌هایش در همان بدو امر سبب شد که فرماندار شهر بابک در استان کرمان و سپس استاندار هرمزگان بشود. وی از اولین کسانی بود که در سال ۱۳۵۹ به‌منظور رسیدگی به وضعیت محرومان، پس از دو روز پیاده‌روی وارد منطقه بشاگرد شد.

۳. جهاد سازندگی؛ نهادی مردمی، کارآمد و فراگیر

در بخشی از پیش‌گفتار این کتاب درباره چرایی پرداختن به نهاد «جهاد سازندگی» می‌خوانیم: «خودمان هم هنوز دقیق نمی‌دانیم، جهاد چگونه شکل گرفت، چگونه استمرار پیدا کرد و چگونه منحل شد، جهاد چه بود و چرا ما دیگر نمی‌توانیم نهادی کارآمد، مردمی و فراگیر نظیر آن را در کشور ایجاد کنیم. درعین‌حال متاسفانه تاکنون برای دانشگاه و حوزه مطالعه این نهاد یا دیگر نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی، مهم نشده است. این کتاب با اتکا به روش تجربه‌نگاری و رجوع به خود جهادگران، مانند دیگر تلاش‌های معدودی که در باب مطالعه جهاد سازندگی انجام شده، به‌دنبال آن است که این نهاد انقلابی را بازشناسد.»

مهندس عظیمی در این کتاب آرا و افکار بدیعی درباره فرآیندها و ساختارهای حاکم بر نهاد جهاد سازندگی دارد و سال‌ها در باره چیستی ابعاد ساختاری سازمانی و نهادی جهاد تامل کرده است. مصاحبه‌کنندگان در این کتاب تلاش کردند با کمترین دخالت و ایجاد سوگیری، اندوخته دانشی مهندس عظیمی را ثبت و آن را در قالب مقولاتی برآمده از خود مصاحبه فهرست‌بندی و تدوین کنند.

۴. هر جهادگر یک پا رئیس‌جمهور بود؛ ساختار منطقه‌ای و شورایی

مرحوم عظیمی درباره نقش موثر جهادی‌ها در خاطراتش در کتاب «رسم جهاد» می‌گوید: «جهاد خیلی زود مرجع توجه مردم شد. برنامه تلویزیونی هم داشت. به‌اصطلاح، مارش جهاد در کشور پر سروصدا بود. یک نفر از شورای مرکزی جهاد در هیئت دولت حضور داشت که مانند معاون اجرایی فعلی رئیس‌جمهور بود؛ هر کار انقلابی‌ای که داشتند به جهاد ارائه می‌دادند. به اداره‌های دیگر هم می‌گفتند به جهاد کمک کنید و هماهنگ باشید. کارها را جهاد پیش می‌برد و پیشنهادها را هم جهاد می‌آورد. در دولت جایگاهی پیدا کرده بود و در استان‌ها کمک دست استانداران شده بود. سیل می‌آمد، زلزله می‌شد یا مطلب دیگری بود، جهاد پیشتاز بود. اگر راهپیمایی بود، اول بچه‌های جهاد پرچم‌شان بالا می‌رفت. اگر می‌خواستند انتخابات برگزار کنند، باید بچه‌های جهاد صندوق را معین می‌کردند و در روستاها می‌چرخاندند. اصلا کسی غیر از جهاد آنجاها بلد نبود. همه جا بچه‌های جهاد در کارهای انقلابی پیشتاز بودند و امور را برعهده می‌گرفتند.»

نقل قول دیگری از کتاب:  «مانند رئیس‌جمهور که به سفر استانی می‌رود و از پروژه‌های در حال اجرا خبردار می‌شود؛ هر کدام از بچه‌های جهاد هم برای خودشان یک پا رئیس جمهور بودند. از تمام روستاهای ایران خبر داشتند و دقیقا می‌دانستند که در آن‌ها چه می‌گذرد».

۵. کشف روستاهای ناشناخته؛ میراث طاغوت

در بخشی از کتاب «رسم جهاد» آمده است:  «بچه‌های جهاد تعداد بسیار زیادی روستا را کشف کردند که اوایل حتی اسم آن‌ها هم روی نقشه‌ها نبود. برای رفتن به این روستاها باید از قاطر استفاده می‌کردند. اعضای جهاد در تهران هم خبر داشتند؛ چون از تهران دائم به شهرستان می‌رفتند و از آن‌ها اطلاعات می‌گرفتند».

تصور اینکه زمانی در این کشور روستاهایی وجود داشت که حتی نام آن‌ها روی نقشه نبود و بسیاری از مسؤولان اصلا از وجود آن‌ها اطلاعی نداشتند، برای ما که در عصر فناوری‌های نوین زندگی می‌کنیم، عجیب به نظر می‌رسد اما مرور خاطرات مرحوم حاج حسینعلی عظیمی در کتاب «رسم جهاد» نشان‌دهنده وجود چنین وضعیت عجیبی بود که باید از آن به‌عنوان میراثی از دوران پر از تبعیض حکومت طاغوتی پهلوی یاد کرد.

۶. انسان‌سازی؛ محور اصلی جهادسازی

در بخشی از کتاب «رسم جهاد»، مهندس حاج حسینعلی عظیمی در ارتباط با توجه به این ویژگی مهم می‌گوید: «از نظر جهادی‌ها مهم‌ترین عنصر در سازندگی، انسان است. محور تمام توسعه‌ها و تمام ساخت‌ها انسان است. کشور عقب افتاده، آدم‌هایش عقب افتاده‌اند و کشور پیشرفته، آدم‌هایش پیشرفته‌اند. بقیه عناصر سازندگی و پیشرفت، فرع بر قضایا است. وقتی انسان را در روستا بالا می‌کشی، روستا توسعه پیدا می‌کند. ارزش انسان با چه زیاد می‌شود؟ با چهار چیز: 1. ایمان، نه با موعظه بلکه با رفتار؛ 2. دانش؛ 3. بصیرت که فکر نکند دنیا به همین کوچکی است که می‌بیند؛ 4. همت که از همه مهم‌تر است. حرف جهادی‌ها با یک روستایی این بود: «تو انسان و خلیفه خدا هستی، چرا فقط یک روستا را آباد کنی؟ بیا انقلاب اسلامی را پیش ببر، کشور را نجات بده. مستضعفان را نجات بده». این کار فقط در روستا انجام نمی‌شد، در جبهه اتفاق می‌افتاد. جوان روستایی‌ای که به جبهه می‌آمد، طوری ازلحاظ معنوی متعالی می‌شد که در یکی دو ماه می‌توانستید بوی شهادت را از او استشمام کنید».

۷. جهاد در جنگ؛ فرمانده طراحی عملیات آبی

در کتاب رسم جهاد، مهندس حسینعلی عظیمی، در سال ۶۳ وارد قرارگاه کربلا شد و کمیته آب را در آن قرارگاه تشکیل داد. وی به‌عنوان فرمانده طراحی عملیات آبی و خاکی عمل می‌کرد و تا معاونت فرماندهی قرارگاه مهندسی کربلا پیش رفت. او ازجمله جهادگرانی است که از نزدیک در جریان سازماندهی و طراحی و ساخت بسیاری از دستاوردهای چشمگیر مهندسی جنگ، مانند پل بعثت، قرار داشته و تجربیات زیادی را کسب کرده بود.

۸. بازسازی پس از جنگ؛ الگوی مدیریت جهادی در منجیل و رودبار

وی پس از جنگ، برای بازسازی منطقه زلزله‌زده منجیل و رودبار، عازم این منطقه شد تا الگوی مدیریت جهادی را بعد از جنگ، در خدمت سازندگی به‌کار گیرد.

۹. سوال امپراتور ژاپن؛ اعتراف جهانی به معجزه جهاد

کتاب یک خاطره جالب را نقل می‌کند: روزی که با یکی از مسئولان سابق جهاد استان لرستان مصاحبه می‌کردیم، ایشان خاطره جالبی به نقل از مرحوم آقای رفسنجانی تعریف کردند: «زمانی که به ژاپن رفته بودم، جلسه‌ای نیز با امپراتور وقت ژاپن داشتم. امپراتور به من گفت به‌رغم اینکه ما تحولات انقلاب شما را دنبال می‌کنیم، ولی برای برخی از سوالات خود پاسخ روشنی نداریم؛ اول اینکه ما مدتی است روی سازمانی در کشور شما به‌نام جهاد سازندگی مطالعه می‌کنیم. چطور این نهاد توانسته در مدت کوتاهی، مردم مناطق محروم را با خود همراه کند و بسیاری از آن مناطق را توسعه دهد؟»

۱۰. دغدغه انتقال تجربه به نسل جوان

عظیمی، جهادگر و جانبازی که تا مرز شهادت پیش رفته و به دنیا برگشته بود، مهم‌ترین دغدغه‌اش انتقال تجربه عظیم و بی‌نظیر جهاد سازندگی به نسل جوان بود. او معتقد بود الگوی انقلاب در عرصه مدیریت و سازندگی، الگوی مدیریت جهادی است که باید عمیقا مورد مطالعه قرار گیرد و برای به‌کارگیری مجدد و متناسب با مقتضیات روز، تبیین شود. عظیمی، که اسفند ۱۳۹۸ به یاران شهیدش پیوست، از نخستین کسانی بود که در سال ۱۳۵۹ برای رسیدگی به وضعیت محرومان طی دو روز پیاده‌روی وارد منطقه بشاگرد شد.

جمع‌بندی: چرا امروز به بازخوانی «رسم جهاد» نیاز داریم؟

فرهنگ جهادی و زندگی جهادی هر چند امروز تبدیل به واژه‌ای پرکاربرد شده اما هنوز هم که هنوز است مواجهه با یک رفتار یا حرکت جهادی، بخشی از جامعه ایرانی را با تحیر روبه‌رو می‌کند. آن هم در شرایطی که روحیه فعالیت‌های جهادی در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی و دهه طلایی ۶۰، جزء جدایی‌ناپذیر زندگی مردم ایران بود ولی حالا برای مردم به‌عنوان پدیده‌ای جدید شناخته می‌شود.

واقعیت این است که اگر فعالیت‌های گسترده جهادی دهه ۶۰ که در قالب تشکیلاتی ارزشمند، موثر و مهم یعنی «جهاد سازندگی» انجام می‌شد، به‌درستی به نسل‌های بعدی بازگو می‌شد و اگر انبوه فعالیت‌های این نهاد و سایر نهادهایی که در زمینه خدمت‌رسانی جهادی کار می‌کردند، به جامعه امروز معرفی می‌شد، شاید شنیدن عناوینی چون «مدیر جهادی» چندان به گوش برخی مخاطبان ناآشنا نبود. احتمالا به‌واسطه همین فراموشی و نادیده‌گرفتن فرهنگ دهه ۶۰ و الگوهای مدیریتی آن دوره است که رهبر شهیدمان بارها از لزوم توجه به ارزش‌های دهه ۶۰ و بازگشت مسئولان به روحیه انقلابی آن دوره سخن گفتند.

در این فضا انتشار کتاب‌هایی همچون «رسم جهاد» که دربرگیرنده تجربه‌هایی از کار جمعی در جهاد سازندگی است، به خوبی می‌تواند روایتگر بخشی از سیل فعالیت‌های جهادی در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی باشد؛ روایت‌هایی که از دل خاطرات حسینعلی عظیمی گردآوری شده است.

اندیشکده رصد

کارویژه اصلی اندیشکده رصد تحلیل مسائل سیاست گذاری کشور با رویکرد تمرکز بر موضوعات کاربردی و مسائل اصلی کشور، نتیجه گرایی در ارائه راه حل ها و روش‌مندی در تحلیل گری است و نقطه اثر آن حساس سازی و اثرگذاری بر تصمیمات سیاست گذاران و مدیران کشور است ورود به صفحه انديشکده

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا