اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

پیشنهاد پوتین برای حل منازعه اوکراین در سطح قدرت‌های بزرگ و نسبت آن با ایران

اندیشکده احیای سیاست، نکاتی را درباره پیشنهاد پوتین برای پیشنهاد حل‌وفصل بحران اوکراین درقالب سه‌جانبه روسیه، چین و امریکا گوشزد کرده است.

✍️ مهدی خراتیان، اندیشکده احیای سیاست


در امتداد توییت قبل و پیشنهاد لاوروف برای تشکیل ائتلاف سه‌جانبه‌ی ایران، چین و روسیه برای بازمعماری امنیتی خلیج فارس، پوتین نیز پیشنهاد حل‌وفصل بحران اوکراین را در قالب سه‌جانبه‌ی روسیه، چین و آمریکا مطرح کرده است. این دو اتفاق، که با فاصله‌ی کمی از هم رخ داده‌اند، در کنار معامله‌ی دیزل، پیشنهاد میانجیگری پوتین به پزشکیان و تماس او با ترامپ درباره‌ی پرونده‌ی جنگ ایران، بدان معناست که از منظر مسکو، التهاب فضای بین‌الملل به سطحی رسیده که ترامپ را نگران پیامدهای آن بر اقتصاد آمریکا کرده است. از همین رو، او آماده است در قالب معاملاتی کلان در سطح قدرت‌های بزرگ، پرونده‌ی دست‌کم یکی از این جنگ‌ها را ببندد و از پیچیدگی فضا بکاهد.

اینکه پوتین موفق می‌شود مسئله‌ی اوکراین را در سطح قدرت‌های بزرگ حل کند یا نه، و اینکه تهران، مسکو و پکن می‌توانند برای حل‌وفصل جنگ منطقه‌ای در کنار هم قرار گیرند یا نه، مسئله‌ای ثانویه است. مسئله‌ی اول این است که در سطح قدرت‌های بزرگ، مناسبات جدیدی در حال شکل‌گیری است و تهران باید خود را با آن‌ها بازتنظیم کند. می‌توان مدعی شد که زمینه برای تعریف «حوزه‌ی نفوذ» قدرت‌های بزرگ در دو منطقه‌ی یورو-آتلانتیک و خاورمیانه فراهم می‌شود و شاید به آسیا-پاسیفیک هم برسد. در این باره چند نکته شایان توجه است:

۱. سخنان اخیر شی در اجلاس بریکس و برخی سیگنال‌های وزیر امور خارجه‌ی چین در نشست‌ها تأیید می‌کند که چین نیز، هم برای نظم منطقه‌ای غرب آسیا و هم برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن، کم‌وبیش آماده است. تهران باید از مسکو بخواهد که چین را برای فرمول سه‌جانبه متقاعد کند.

۲. همان‌طور که بارها گفته‌ام، صرفِ واسطه‌کردن چین یا روسیه یا هر دو برای مذاکره با آمریکا، برای تهران معجزه نمی‌کند. مسئله‌ی اصلی آن است که تهران چگونه بر اساس خطوط قرمز خود و در نسبت‌یابی با ابتکارهای روسیه (طرح امنیت جمعی خلیج فارس) و چین (GSI، GDI و طرح چهارماده‌ای شی) به طرحی جامع برسد و آن را در نشست‌های کارشناسی به طرح مشترک مسکو، تهران و پکن تبدیل کند. اگر تهران منفعل و نظاره‌گر باشد و منتظر بماند تا مسکو و پکن طرحی برای خلیج فارس یا منازعه‌ی ایران و آمریکا تهیه کنند، نتیجه‌ی آن قطعاً شکست و زیان برای ایران خواهد بود.

۳. پیش‌تر گفتم که هم چین و هم روسیه دنبال منافع خود هستند و به‌طور خاص روسیه می‌خواهد نقشی جدی در مسئله‌ی اورانیوم غنی‌شده ایفا کند تا از آن به‌عنوان اهرمی در جنگ اوکراین بهره ببرد. تهران باید با توجه به تغییر دکترین هسته‌ای خود، با مسکو و پکن به راه‌حلی برسد که پیش‌تر آن را در قالب «آخرین انعطاف هسته‌ای» و «ماشه‌ی بزرگ هسته‌ای» توضیح داده‌ام. در این ابتکار، ایران مسلماً نمی‌تواند نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای، انتقال یا رقیق‌سازی یک‌جای ذخایر اورانیوم، یا بازرسی بازرسان آژانس را به شیوه‌های پیشین بپذیرد.

۴. ایران باید مسئله‌ی معماری امنیت خلیج فارس را با قید تعطیلی یا دست‌کم تعدیل پایگاه‌های آمریکایی پیگیری کند، به‌ویژه آنکه هم چین و هم روسیه در ابتکارهای خود با حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا مخالفت کرده‌اند.

۵. مواضع محکم اخیر چین علیه توسعه‌طلبی‌های اسرائیل، حساسیت پکن به همکاری‌های نظامی اسرائیل و تایوان، و موضع مثبت آن در قبال پیمان مکه ایجاب می‌کند که تهران و پکن درباره‌ی ماهیت این پیمان و شیوه‌ی مهار اسرائیل در خاورمیانه به هم‌داستانی راهبردی برسند.

۶. درباره‌ی تنگه‌ی هرمز، ایران باید فرمولی تهیه کند که در آن از حیث امنیتی کنترل کامل تنگه را در دست داشته باشد و مانع عبور کشتی‌های نظامی متخاصم شود، چنان‌که تاکنون مانع شده و کشتی‌های نظامی را دور نگه داشته است. اما از حیث اقتصادی باید بتواند با معامله‌ای با کشورهای جنوب خلیج فارس و تقسیم منافع میان شمال و جنوب آن، در قالب ارائه‌ی خدمات به کشتی‌ها (نه لزوماً عوارض)، به منافع بلندمدتی از این تنگه دست یابد.

۷. به‌طور خاص درباره‌ی امارات، هر نظم امنیتی آینده‌ی منطقه باید شامل پایان ادعای ارضی امارات نسبت به ایران و کاهش سطح حضور اسرائیل در این کشور باشد.

۸. درباره‌ی پایان‌بندی جنگ، ایران می‌تواند به شروط فعلی خود پایبند بماند، اما باید با چین و روسیه به سازوکاری برای پوشش ریسک عهدشکنی‌های احتمالی آمریکا دست یابد. این ریسک‌ها شامل مسئله‌ی تحریم‌ها و حمله‌ی مجدد به ایران است (و احتمال حرکت ایران به سمت سلاح اتمی پس از حمله‌ی مجدد آمریکا یا اسرائیل).

۹. در نهایت، دوباره تأکید می‌کنم که هیچ‌یک از چین و روسیه نمی‌توانند به‌تنهایی واسطه‌ی مناسبی میان ایران و آمریکا باشند، چون مسئله از ماهیت چندجانبه خارج می‌شود و در چارچوب مسائل دوجانبه‌ی مسکو–واشنگتن یا پکن–واشنگتن قرار می‌گیرد. اکنون که لاوروف خود پیشگام شده و از سه‌جانبه‌ی ایران، چین و روسیه سخن گفته است، بهتر است تهران بر پایه‌ی همین پیشنهاد، این سه‌گانه را شکل دهد و از آن برای بازترسیم نظم امنیتی منطقه و پایان جنگ ایران و آمریکا استفاده کند.

۱۰. شاید روس‌ها بخواهند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای با یک معامله‌ی بزرگ به کمپین جمهوری‌خواهان خدمتی بکنند. تهران باید مراقب باشد که بازیچه‌ی چنین طرحی نشود.

۱۱. ترامپ و شی به‌زودی در حاشیه‌ی اجلاس سران اپک (APEC) در شنژن چین، در نوامبر ۲۰۲۶، دیدار مجددی خواهند داشت. بهتر است زمان‌بندی به‌گونه‌ای پیش برود که تا آن زمان، طرح‌های مشترک ایران، چین و روسیه دست‌کم به نتیجه‌ای اولیه رسیده باشد.

۱۲. در نهایت، گذر زمان لزوماً به نفع تهران نیست. رفت‌وآمدهای بی‌هدف و بدون نظریه‌ی مشخص برای پایان‌بندی جنگ و نظم منطقه‌ای، و رد پیشنهادها از موضع سلبی، نمی‌تواند ادامه یابد. تهران باید از موضع ایجابی و فعال، واسطه‌ها را در جهت پیشبرد طرح‌های خود به بازی بگیرد.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا