اخباریادداشت سیاستی

بازتعریف هدف‌گذاری در اردوهای جهادی

موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان، بازتعریف هدف اردوهای جهادی را از «حل مسئله» تا «مسئله‌محور کردن» توصیه کرده است.

✍️ موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان


بعد از دهه‌ها فعالیت‌های دولتی، خیریه‌ای و جهادی، هنوز بسیاری از روستاها با مسائل حل‌نشده و محرومیت‌های پایدار مواجه‌اند؛ چرا؟

این پرسش لزوما به معنای کم‌ارزش بودن کار جهادی نیست. برعکس، اردوهای جهادی یکی از ابتکارهای مهم انقلاب اسلامی است؛ هم در خدمت‌رسانی و کاهشِ بخشی از محرومیت‌ها و هم، شاید مهم‌تر از آن، در تربیت نسل‌هایی که مسئولیت اجتماعی، کار جمعی و حضور در میدان واقعی جامعه را تجربه می‌کند.

اما شاید بتوان یک گام دیگر به پیش برداشت.
در طول زمان، اردوهای جهادی از الگوهای ساده‌تر به الگوهای پیشرفته‌تری رسیده‌اند. ابتدا گروه جهادی مسئله را از بیرون تشخیص می‌داد، منابع فراهم می‌کرد و مثلاً حمام، سرویس بهداشتی یا مدرسه می‌ساخت. سپس فعالیت‌ها از ساخت‌وساز به آموزش، فرهنگ و تربیت گسترش یافت و در الگوهای پیشرفته‌تر، خود اهالی نیز در اجرای راه‌حل مشارکت می‌کردند.

همه این‌ها ارزشمند است. اما اجازه بدهید یک سؤال بنیادین را مطرح و روی آن تامل کنیم:

در موقعیت اردوهای جهادی صاحب واقعی مسئله، چه کسی است؟

اگر مشکل آب روستا، در اصل مسئله خود مردم روستاست، چرا باید به مسئله گروه جهادی تبدیل شود؟

ممکن است گروه جهادی بتواند یک مشکل را سریع‌تر و بهتر حل کند؛ اما اگر این کار باعث شود مردم همچنان منتظر بمانند تا دولت، خیر یا گروه جهادی مسئله‌‌شان را حل کند، آیا در مجموع به مردم و روستا خدمت کرده‌ایم؟

این‌جاست که «رویکرد مسئله‌محور» افق تازه‌ای پیش روی کار جهادی می‌گذارد. در این رویکرد، مسئله جهادگر، مسئله مردم نیست؛ مسئله جهادگر، مسئله‌محور شدن مردم است.

یعنی جهادگر به جای اینکه مسئله‌ی مردم را صاحب شود، کمک می‌کند خود مردم صاحب مسئله باقی بمانند: خود‌شان مسئله‌های زندگی و محیط‌شان را ببینند، آن‌ها را دقیق تشریح کنند، درباره علت‌ها و راه‌حل‌ها فکر کنند، راه‌حل انتخاب کنند، خود‌شان برای اجرای آن اقدام کنند، نتیجه را ارزیابی کنند و از این تجربه، به مسئله بعدی برسند.

پس هدف، صرفا حل یک مسئله نیست؛ ساختن جامعه‌ای است که بتواند مسئله‌های بعدی را نیز ببیند و حل کند.

در چنین رویکردی، نقش جهادگر حذف نمی‌شود؛ بلکه عمیق‌تر می‌شود. او دیگر صرفاً مجری یا ارائه‌دهنده خدمت نیست؛ مربی و تسهیلگر مسئله‌محوری است. تجربه و تخصص خود را در اختیار مردم می‌گذارد، اما تا جای ممکن خودِ مردم مسئله را انتخاب می‌کنند و خود‌شان گُل را می‌زنند.

این نگاه، حتی تعریف «مسئله روستا» را نیز تغییر می‌دهد. مسئله روستا فقط آب، راه، حمام یا کشاورزی نیست. نوجوانان و جوانان، آینده روستا هستند. آیا خود‌شان را در آینده روستا می‌بینند یا تنها راه پیشرفت را ترکِ آن‌جا می‌دانند؟ چه تصویری از آینده خود، خانواده، روستا و کشور‌شان دارند؟ آیا نسبت به مسائل محیط زندگی خود احساس دغدغه و مسئولیت می‌کنند؟

بنابراین، یکی از مهم‌ترین مخاطبان کار جهادی، نوجوانان و جوانان روستا هستند؛ در کنار مادران و پدران. باید به آنان فرصت داد مسائل واقعی زندگی خود را ببینند و برای حل آن‌ها تمرین کنند؛ متناسب با سن، جنسیت و نقش اجتماعی‌‌شان. مسئله‌محوری باید به یک توانایی و سپس به یک عادت اجتماعی تبدیل شود.

در این صورت، حتی اگر گروه جهادی مسجدی بسازد، آموزش کشاورزی بدهد یا در حل مشکل آب کمک کند، می‌تواند این اقدامات را در مسیر مسئله‌محور شدن مردم تعریف کند.

موفقیت اردو دیگر فقط با تعداد پروژه‌های انجام‌شده یا حجم خدمات سنجیده نمی‌شود. پرسش اصلی این است:

آیا مردم پس از رفتن جهادگران، بیش از قبل می‌توانند مسئله ببینند، مسئله خود را تشخیص دهند، برای آن راه‌حل پیدا کنند، اقدام کنند و نتیجه را ارزیابی کنند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، اردو دیگر یک برنامه چندروزه خدمت‌رسانی نیست.

به یک پیشران رشد، مسئولیت‌پذیری و خوداتکایی اجتماعی تبدیل شده است.

و شاید بتوان برترین نوع کار جهادی را در یک جمله خلاصه کرد:

ما نمی‌آییم مسئله مردم را برای‌شان حل کنیم؛ می‌آییم کمک کنیم خود‌شان مسئله‌محور شوند.

موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان

موسسه مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت برهان (عام‌ المنفعه)، مجموعه‌ای پیشرو و صاحب‌ تجربه در طراحی و پیاده‌ سازی راه‌ کارهای نوآورانه و اجتماعی در حوزه نظام تعلیم و تربیت است. ورود به صفحه انديشکده

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا