طرح کارور گاز؛ بازطراحی حکمرانی بهینهسازی مصرف انرژی
خانه همافزایی انرژی و آب با مرور مزایا، موانع و پیشنهادهای اصلاحی، مسیر توسعه بازار کارور گاز و نقش آن در کاهش ناترازی انرژی را بررسی میکند.

مقدمه:
ناترازی گاز طبیعی در سالهای اخیر به یکی از مهمترینچالشهای بخش انرژی کشور تبدیل شده است؛ بهگونهای که مدیریت سمت تقاضا و ارتقای بهرهوری، در کنار توسعه ظرفیتتولید، به یکی از اولویتهای سیاستگذاری کشور تبدیل شده است. در همین راستا، هیئت وزیران در جلسه مورخ ۱۸/۰۳/۱۴۰۴، «آییننامه نحوه فعالیت شرکتهای کارور گاز طبیعی» را تصویبکرد که این آییننامه با شماره ۵۳۲۹۱/ت۶۳۹۸۶هـ در تاریخ۰۷/۰۴/۱۴۰۴ توسط معاون اول رئیسجمهور ابلاغ شد.
بر اساس این آییننامه، شرکتهای کارور به عنوان شرکتهایتخصصی بخش خصوصی، پروژههای بهینهسازی مصرف گاز را در بخشهای مختلف اجرا کرده و سرمایهگذاری انجامشده را از محل صرفهجویی انرژی و گواهیهای صرفهجویی قابل معامله در بورس انرژی بازیافت میکنند. این مدل، بدون نیاز به تأمین مالیدولت، تلاش میکند صرفهجویی انرژی را به یک دارایی اقتصادیتبدیل کرده و زمینه شکلگیری بازار خدمات انرژی را فراهم سازد.
بر اساس اطلاعات موجود، تاکنون حدود ۷۰ شرکت موفق به اخذ صلاحیت اولیه فعالیت به عنوان شرکت کارور شدهاند؛ با این حال، این مرحله صرفاً به منزله پذیرش اولیه بوده و آغاز فعالیت عملیاتیمنوط به ارائه پروژههای بهینهسازی، تأیید فنی، طی فرآینداندازهگیری و راستیآزمایی (M&V) و صدور گواهی صرفهجوییاست؛ از اینرو بازار کارور همچنان در ابتدای مسیر توسعه قرار دارد.
جذابیت اقتصادی این مدل برای سرمایهگذاران نیز ناشی از تفاوت قابل توجه میان تعرفه گاز در بخشهای مصرفکننده و ارزش گواهیهای صرفهجویی قابل معامله در بورس انرژی است؛ به گونهای که صرفهجویی ایجادشده میتواند با ارزش اقتصادیبالاتری در بازار عرضه شود و بازگشت سرمایه پروژههایبهینهسازی را امکانپذیر سازد. در واقع، این اختلاف قیمت،مهمترین موتور محرک سرمایهگذاری بخش خصوصی در طرح کارور محسوب میشود.
در همین راستا، ضمن انجام تحقیقات نظری و برگزاری جلسات عارضهیابی تخصصی بررسی طرح کارور گاز طبیعی با حضور نمایندگان شرکت گاز، بخش خصوصی، دانشگاهها، دستگاههایاجرایی، تشکلهای تخصصی و فعالان حوزه انرژی محورها و مسائل حوزه سیاستگذاری طرح کارور گاز استخراج شد که در ادامه آمده است.
مزایای طرح کارور گاز طبیعی:
– ایجاد بازار سرمایهگذاری در بهینهسازی انرژی
طرح کارور، صرفهجویی انرژی را به یک دارایی اقتصادی قابل معامله تبدیل کرده و زمینه ورود سرمایهگذاری بخش خصوصی به پروژههای بهینهسازی را بدون اتکا به منابع دولتی فراهم میکند.
– کاهش ناترازی گاز با هزینه کمتر نسبت به توسعه تولید
سرمایهگذاری در مدیریت مصرف، در بسیاری از موارد نسبت به توسعه میادین گازی، خطوط انتقال و زیرساختهای عرضه، هزینه بسیار کمتری داشته و در زمان کوتاهتری به نتیجه میرسد.
– نوسازی تجهیزات و ارتقای بهرهوری واحدهای مصرفکننده
اجرای پروژههای کاروری موجب جایگزینی تجهیزات فرسوده با فناوریهای پربازده شده و علاوه بر کاهش مصرف گاز، هزینههای بهرهبرداری، تعمیرات و نگهداری را نیز کاهش میدهد.
– کاهش بروکراسی و توسعه بازار خدمات انرژی
ارتباط مستقیم شرکتهای کارور با مصرفکنندگان، فرآینداجرای پروژهها را تسریع کرده و با کاهش مداخلات اجراییدولت، زمینه شکلگیری بازار رقابتی خدمات انرژی را فراهم میکند.
– توسعه بازار فناوریهای بهینهسازی و شرکتهای دانشبنیان:
نیاز مستمر به راهکارهای جدید بهینهسازی، فرصت مناسبیبرای مشارکت دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و مراکز پژوهشی در توسعه فناوریهای بومی و تجاریسازی آنها ایجادمیکند. همچنین شرکتهای دانشبنیان و تولیدکنندگان تجهیزات بهینهسازی میتوانند با تبدیل شدن به کارور، محصولات خود را در پروژههای واقعی به کار گرفته و از محل صرفهجویی انرژی درآمد کسب کنند؛ موضوعی که به توسعه بازار خدمات انرژی و افزایش تعداد کارورهای فعال منجر میشود.
– قابلیت توسعه در بخشهای مختلف مصرف انرژی
پس از موفقیت پروژههای پایلوت در نانواییها، آشپزخانههایصنعتی و گلخانهها، این مدل قابلیت توسعه به ساختمانها، صنایع بزرگ و متوسط و سایر مشترکان پرمصرف را خواهد داشت.
– ایجاد بستر هوشمندسازی و مدیریت دادههای مصرف
اجرای طرح کارور میتواند به توسعه کنتورهای هوشمند، سامانههای پایش مصرف و بانکهای اطلاعاتی انرژی منجر شود که زیرساخت لازم برای سیاستگذاری دقیقتر در آینده را فراهم میسازد.
– تقویت حکمرانی انرژی و سیاستهای بهرهوری
طرح کارور این ظرفیت را دارد که با اتصال به ابزارهایتنظیمگری مانند ممیزی انرژی، استانداردهای مصرف، مشوقهای اقتصادی و نظام تعرفهگذاری، به یکی از ارکان حکمرانی تقاضای انرژی در کشور تبدیل شود.
چالشهای طرح کارور گاز طبیعی:
– ناکافی بودن انگیزههای اقتصادی برای مشارکت مصرفکنندگان:
پایین بودن تعرفه گاز باعث شده صرفهجویی حاصل از اجرایپروژهها، بهتنهایی انگیزه کافی برای ورود مشترکان به طرح ایجاد نکند.
– ضعف اعتماد و پذیرش بازار نسبت به طرح:
نبود نمونههای موفق، نگرانی نسبت به کیفیت تجهیزات، احتمال اختلال در فرآیند تولید و ابهام درباره عملکرد واقعی تجهیزات، از مهمترین موانع پذیرش طرح توسط مصرفکنندگان است.
– ابهامات قراردادی و تضمین حقوق ذینفعان:
در مواردی مانند تعطیلی واحد، جمعآوری تجهیزات، تغییر مالکیت، فسخ قرارداد یا بروز خسارت، هنوز چارچوبهای حقوقی و تضامین لازم به طور کامل تبیین نشده است. همچنین به دلیل اختیاری بودن طرح، دریافت ضمانتهای کافی از مصرفکنندگان برای شرکتهای کارور نیز با دشواری همراه است.
– چالشهای اندازهگیری و راستیآزمایی صرفهجویی (M&V):
در برخی پروژهها، بخشی از محاسبات صرفهجویی به اطلاعات اعلامی بهرهبردار وابسته است. علاوه بر پیچیدگی تعیین خط مبنا، نبود سازوکار مستقل برای راستیآزمایی اطلاعات میتواند زمینه اختلافات اجرایی را فراهم کند.
– ضعف مشوقها و الزامات تنظیمگری:
در حال حاضر ارتباط مؤثری میان اجرای پروژههای کارور و ابزارهایی مانند تعرفههای انرژی، صدور و تمدید مجوز فعالیت، ممیزی انرژی یا مشوقهای مالی برقرار نشده است؛ موضوعی که توسعه بازار را محدود میکند.
– محدود بودن نقش راهبری و حمایت نهادی:
بخش قابل توجهی از فناوریهای بهینهسازی هنوز نیازمند مطالعات کاربردی، اجرای پایلوت و اعتبارسنجی فنی و اقتصادی هستند. تقویت ارتباط میان شرکت گاز، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان میتواند این خلأ را برطرف کرده و پروژههای جدید را برای ورود شرکتهای کارور آماده کند.
– کمبود سبد پروژههای آماده و فناوریهای تأییدشده:
شرکتهای کارور برای توسعه بازار به پروژههای جدید، مطالعات کاربردی و فناوریهای آزمودهشده نیاز دارند که این موضوع مستلزم ارتباط مؤثرتر میان صنعت، دانشگاه و شرکتهایدانشبنیان است.
– نیاز به نقشآفرینی فعالتر شرکت ملی گاز:
موفقیت طرح صرفاً با صدور مجوز فعالیت محقق نمیشود. شرکت گاز لازم است علاوه بر نقش سیاستگذار، در فرهنگسازی، توسعه بازار، نظارت بر عملکرد، مدیریت ریسک، حل اختلافات، حمایت از پروژههای پایلوت و اعتمادسازی میان ذینفعان نیز نقش فعالتری ایفا کند.
پیشنهادهای سیاستی و اجرایی:
در برخی پروژهها، از جمله طرح بهینهسازی آشپزخانههای صنعتی، بخشی از محاسبات صرفهجویی به اطلاعات اعلامی بهرهبردار نظیر میزان تولید یا تعداد پرس غذای پختشده وابسته است. این موضوع علاوه بر افزایش احتمال اختلافات قراردادی، به دلیل حساسیتهای مالیاتی و الزامات ثبت اطلاعات تولید، ممکن است انگیزه مشارکت برخی بهرهبرداران را کاهش دهد.
پیشنهاد میشود در توسعه پروژههای کارور، تا حد امکان روشهای اندازهگیری به سمت شاخصهای مستقل از میزان تولید، نظیر مشخصات فنی تجهیزات، راندمان انرژی، اندازهگیری مستقیم مصرف و سامانههای هوشمند پایش حرکت کند تا دقت، شفافیت و قابلیت راستیآزمایی افزایش یابد.
– طراحی مشوقها و الزامات تنظیمگری برای توسعه بازار
با توجه به پایین بودن نسبی تعرفه گاز در بسیاری از بخشها، صرفه اقتصادی ناشی از کاهش مصرف، به تنهایی انگیزه کافی برای مشارکت گسترده مصرفکنندگان ایجاد نمیکند. پیشنهاد میشود در بخشهایی که طرحهای بهینهسازی مورد تأیید شرکتهای کارور و شرکت ملی گاز ایران برای آنها تدوین شده است، مجموعهای از مشوقها و الزامات تنظیمگری پیشبینی شود؛ از جمله:
- اختصاص تعرفههای ترجیحی یا مشوقهای مالی به واحدهای مشارکتکننده
- اعمال تدریجی تعرفههای بالاتر برای واحدهایی که از اجرای طرحهای مصوب خودداری میکنند
- لحاظ نمودن ارزیابی مصرف انرژی و اجرای راهکارهای بهینهسازی به عنوان یکی از شاخصهای مؤثر در صدور یا تمدید مجوز فعالیت واحدهای مشمول
اجرای این سیاستها میتواند انگیزه اقتصادی لازم برای توسعه بازار خدمات کاروری را فراهم کند.
– تقویت نقش راهبری و نظارتی شرکت ملی گاز ایران
با توجه به نوپا بودن بازار کارور، نقش شرکت ملی گاز نباید صرفاً به صدور مجوز و تأیید صرفهجویی محدود شود.
پیشنهاد میشود این شرکت در حوزههای فرهنگسازی، حمایت از پروژههای پایلوت، مدیریت ریسک قراردادها، تدوین دستورالعملهای استاندارد، نظارت بر عملکرد، حل اختلافات و توسعه بازار نیز نقش فعالتری ایفا کند تا اعتماد مصرفکنندگان و سرمایهگذاران نسبت به این سازوکار افزایش یابد.
– توسعه سبد پروژههای آماده اجرا از طریق پژوهشهای کاربردی
یکی از دغدغههای مطرحشده در گفتگو با فعالان و کنشگران صنعت بهینه سازی مصرف گاز، محدود بودن پروژههای آماده اجرا برای شرکتهای کارور بود. از سوی دیگر، بسیاری از ظرفیتهای علمی دانشگاهها نیز به دلیل فاصله با نیازهای اجرایی، کمتر به پروژههای عملیاتی تبدیل میشوند.
پیشنهاد میشود شرکت ملی گاز، موضوعات اولویتدار بهینهسازی مصرف گاز را در قالب پروژههای تحقیقاتی هدفمند به دانشگاهها، پژوهشگاهها و شرکتهای دانشبنیان واگذار کند تا پس از اعتبارسنجی فنی و اقتصادی، نتایج حاصل به عنوان سبد پروژههای قابل اجرا در اختیار شرکتهای کارور قرار گیرد. این رویکرد ضمن کاهش ریسک سرمایهگذاری، مسیر تجاریسازی فناوریهای بومی را نیز تسهیل خواهد کرد.
– توسعه اجرای پایلوتها و ایجاد نمونههای موفق
با توجه به نو بودن مدل کارور، اجرای پروژههای پایلوت در بخشهایی نظیر آشپزخانههای صنعتی، گلخانهها، نانواییها و ساختمانها میتواند نقش مؤثری در اعتمادسازی، کاهش ریسک ذهنی مصرفکنندگان و جذب سرمایهگذاران ایفا کند.
پیشنهاد میشود شرکت ملی گاز با همکاری شرکتهای کارور، تشکلهای تخصصی و دستگاههای اجرایی، توسعه این پایلوتها را به عنوان یکی از اولویتهای اجرایی طرح دنبال کند.
– پیشبینی سازوکار خرید تضمینی گواهیهای صرفهجویی در دوره آغازین طرح
پیشنهاد میشود مشابه تجربه خرید تضمینی برق تجدیدپذیر، در سالهای ابتدایی اجرای طرح به منظور حمایت از شکلگیریبازار اولیه، سازوکاری برای خرید تضمینی گواهیهایصرفهجویی انرژی با قیمت پایه مشخص پیشبینی شود تا ریسک بازار برای سرمایهگذاران کاهش یافته و امکان شکلگیریبازار کارور فراهم شود. پس از توسعه بازار و افزایش حجم معاملات، این حمایت میتواند بهتدریج حذف و سازوکار عرضه و تقاضا جایگزین آن شود.
– اصلاح مدل اقتصادی و مشارکت مصرفکننده در منافع صرفهجویی
در بسیاری از بخشها، صرف کاهش هزینه قبض گاز به دلیل پایین بودن تعرفهها، انگیزه کافی برای مشارکت مصرفکنندگان ایجاد نمیکند. پیشنهاد میشود شرکتهای کارور بخشی از منافع حاصل از فروش گواهیهای صرفهجویی انرژی را در قالب مدلهای مشارکتی با مصرفکنندگان تقسیم کنند تا علاوه بر کاهش هزینه انرژی، منفعت اقتصادی مستقیمی نیز برای بهرهبرداران ایجاد شده و انگیزه ورود به طرح افزایش یابد.
– طراحی مدلهای اقتصادی مشارکتمحور با بهرهگیری از متخصصان اقتصاد
تدوین مدلهای مالی و قراردادی پروژههای کارور صرفاً یک موضوع فنی نیست و نیازمند تحلیل اقتصادی، مدیریت ریسک و طراحی سازوکارهای انگیزشی است. پیشنهاد میشود در تهیه مدلهای مشارکت میان شرکتهای کارور و مصرفکنندگان، از ظرفیت متخصصان اقتصاد، مالی و مدیریت سرمایهگذاری استفاده شود تا الگوهای قراردادی جذابتر، پایدارتر و متناسب با ویژگی هر صنعت طراحی شود.
– توسعه دامنه پروژههای کارور به بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی
بخش قابل توجهی از اتلاف انرژی در کشور ناشی از فرسودگی تجهیزات و عدم انجام بازسازیهای اساسی است. پیشنهاد میشود اجرای پروژههای بازسازی، نوسازی خطوط تولید و ارتقای راندمان تجهیزات نیز به عنوان یکی از سرفصلهای مجاز فعالیت شرکتهای کارور تعریف شود تا علاوه بر کاهش مصرف انرژی، بهرهوری تولید و عمر تجهیزات نیز افزایش یابد.
– بازنگری در شرایط پذیرش شرکتهای کارور و جلوگیری از انحصار
در آییننامه فعلی، فعالیت به عنوان شرکت کارور منوط به اخذ مجوزها، احراز صلاحیتهای مالی، ارائه تضامین و برخورداری از شرایط خاص است. هرچند این الزامات با هدف کاهش ریسک بازار تدوین شدهاند، اما میتوانند ورود استارتاپها، شرکتهای دانشبنیان و تولیدکنندگان نوآور تجهیزات بهینهسازی را محدود کرده و به شکلگیری انحصار در بازار منجر شوند. پیشنهاد میشود ضمن حفظ الزامات فنی و نظارتی، مسیرهای متنوع و تسهیلشدهای برای پذیرش شرکتهای کوچک، دانشبنیان و فناور نیز پیشبینی شود تا رقابت، نوآوری و توسعه بازار خدمات کاروری تقویت گردد.
جمعبندی:
با این حال، موفقیت این طرح در گرو تکمیل تدریجی زیرساختهای حقوقی، اقتصادی و اجرایی آن است. تقویت نظام اندازهگیری و راستیآزمایی صرفهجویی، ایجاد مشوقها و الزامات تنظیمگری، توسعه پروژههای پژوهشی کاربردی، رفع ابهامات قراردادی و نقشآفرینی فعالتر شرکت ملی گاز ایران در راهبری و توسعه بازار، از مهمترین اقداماتی است که میتواندزمینه گسترش این مدل در سطح کشور را فراهم سازد.



