اخباریادداشت سیاستی

تنگنای استراتژیک: بازگشت بحران اقتصادی و لرزه‌های انتخاباتی بر ارکان قدرت در واشنگتن

اندیشکده سیاست گذاری اقتصاد و پیشرفت ماهد، تداوم بحران هرمز را محرک هم‌زمان شوک انرژی، بی‌ثباتی اقتصاد جهانی و افزایش فشار سیاسی بر دولت آمریکا ارزیابی می‌کند.

✍️ حمید بهزادی بخش، مدیر اندیشکده سیاست گذاری اقتصاد و پیشرفت ماهد


جهان در حال تجربه‌ی یکی از بزرگترین شوک‌های عرضه انرژی در دهه‌های اخیر است. بسته شدن تنگه هرمز در پی تنش‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده، فراتر از یک رخداد ژئوپلیتیک محدود، به «نقطه عطف» بازارهای مالی و کالایی جهان تبدیل شده است. امروز، تحلیل‌گران نهادهای مرجع مالی جهان از گلدمن‌ساکس تا جی‌پی‌مورگان، همگی بر سر یک موضوع توافق دارند: ما با یک بحران سیستمی مواجه هستیم که قواعد بازی را تغییر داده است. در این شرایط غبارآلود، چهار پرسش بنیادین سرنوشت اقتصاد جهانی را در ماه‌های پیش‌رو تعیین خواهد کرد:

۱. انسداد هرمز چه بر سر عرضه جهانی کامودیتی‌ها و امنیت زنجیره تأمین انرژی می‌آورد؟

۲. بازارهای سهام در مواجهه با این شوک عرضه، چه واکنشی نشان می‌دهند و «صرف ریسک» جدید چگونه محاسبه می‌شود؟

۳. این تنش، چه تأثیر مستقیمی بر نرخ تورم، رشد اقتصادی و سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی خواهد داشت؟

۴. و در نهایت، تبعات این بحران بر سیاست داخلی آمریکا در آستانه رقابت‌های انتخاباتی سنا و کنگره، چه پیامدهایی برای تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی به همراه دارد؟

۱. شوک هرمز؛ از فرسایش ذخایر تا ایستگاه پایانی انرژی ارزان

در قلب این بحران، نفت قرار دارد. تنگه هرمز، شریان حیاتی انتقال انرژی جهان، پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را به بازارهای جهانی می‌رساند. با آغاز درگیری‌ها و عملاً بسته شدن این گلوگاه، حجم عبور نفت از این تنگه به حدود ۲ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است؛ یعنی حذف ناگهانی تقریباً ۱۸ میلیون بشکه از مسیر سنتی عرضه. حتی با در نظر گرفتن مسیرهای جایگزین از طریق بنادر ینبع و فجیره، برآورد مؤسسات مالی بزرگ آن است که بازار جهانی به طور خالص با کاهش حدود ۱۳٫۵ میلیون بشکه در روز مواجه شده است؛ رقمی که در مقیاس تاریخ بازار نفت، یک شوک بی‌سابقه به شمار می‌آید.

میزان ذخایر نفتی مشهود جهان در نیمه آپریل و سناریوهای پیش روی آن؛ منبع: Goldman Sachs

این شوک اما بلافاصله و در همان روزهای نخست در قیمت‌ها منعکس نمی‌شود. علت روشن است: بخشی از نفت، از قبل روی آب بوده، بخشی دیگر در مسیرهای حمل متعارف قرار داشته و از همه مهم‌تر، بسیاری از کشورها از ابتدای ۲۰۲۵ با فرض تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیک، شروع به انباشت ذخایر استراتژیک کرده بودند. همین سپر حفاظتی ذخایر، در هفته‌های اول جنگ، نقش ضربه‌گیر را ایفا کرده و اجازه داده است که پالایشگاه‌ها و زنجیره تأمین فرآورده‌های نفتی، بدون توقف‌های ناگهانی به کار ادامه دهند.

اما داده‌هایی که بانک‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی از جمله JP Morgan و Goldman Sachs منتشر کرده‌اند، نشان می‌دهد این سپر، عمر محدودی دارد. برآوردها حاکی از آن است که از ماه مارس به این سو، ذخایر جهانی نفت روزانه حدود ۶ تا ۸ میلیون بشکه در حال کاهش است؛ به این معنا که شکاف بین تولید و مصرف، نه از طریق افزایش عرضه، بلکه با «خوردن از ذخایر» جبران می‌شود.

 اگر این روند تا پایان ماه می ۲۰۲۶ ادامه یابد و تنگه هرمز همچنان در وضعیت شبه‌انسداد باقی بماند، بازار نفت ممکن است در مجموع بیش از دو میلیارد بشکه از ذخایر خود را از دست بدهد؛ سطحی از فرسایش که مستقیماً عملکرد پالایشگاه‌ها، تولید سوخت جت، دیزل و سایر فرآورده‌ها را با محدودیت‌های عملیاتی روبه‌رو می‌کند.

برآورد میزان جریان نفت از خلیج فارس؛ منبع: Goldman Sachs

در چنین شرایطی، دولت‌ها در کوتاه‌مدت چاره‌ای جز اتکا به ذخایر و استفاده از ظرفیت‌های اضطراری ندارند؛ اما هرچه زمان می‌گذرد، اتکا به ذخایر از یک «ابزار مدیریت بحران» به یک «منبع اضطراب بازار» تبدیل می‌شود. هر چه سطح ذخایر پایین‌تر می‌آید، حساسیت بازار نسبت به هر شوک جدیدی بالاتر می‌رود و انتظارات تورمی در حوزه انرژی تشدید می‌شود. به زبان ساده، اگر انسداد هرمز موقت باشد، ذخایر نقش پل را بازی می‌کنند؛ اما اگر این وضعیت طولانی شود، پل ذخایر خود به پرتگاه جدیدی برای بازار تبدیل خواهد شد.

در این نقطه است که اجماع تحلیل‌گران شکل می‌گیرد: اگر گلوگاه هرمز در کوتاه‌مدت بازگشوده نشود، تعادل بازار نفت دیگر از مسیر افزایش عرضه به دست نخواهد آمد، بلکه ناگزیر از مسیر «کاهش تقاضا» برقرار می‌شود؛ کاهش تقاضایی که معمولاً نام دیگرش رکود، یا حداقل کندی جدی رشد اقتصادی است. به عبارت دیگر، شوک امروز تنگه هرمز فقط یک اتفاق در ژئوپلیتیک خاورمیانه نیست؛ آغاز فصلی تازه در اقتصاد سیاسی انرژی است که در آن، نفت دوباره به سلاحی تعیین‌کننده در معادلات رشد، تورم و حتی ثبات سیاسی کشورها بدل می‌شود.

نکته‌ی قابل تأمل در گزارش‌های تحلیلی اخیر، «شکست اجماعی» در پیش‌بینی تداوم بحران است. نگاهی به خروجی نهادهای مالی بزرگ مانند گلدمن‌ساکس، سیتی‌گروپ و یو‌بی‌اس نشان می‌دهد که تحلیل‌گران از ابتدای «جنگ رمضان» همواره دچار «خطای خوش‌بینی» بوده‌اند؛ به‌طوری‌که افق زمانی مورد انتظار برای بازگشایی تنگه هرمز، با هر روز تداوم انسداد، به شکلی فرسایشی عقب‌تر رفته است. اگر در روزهای نخست، سناریوی پایه بر بازگشایی «چندروزه» استوار بود، امروز این افق به ۲ تا ۳ هفته افزایش یافته است. واقعیت این است که هیچ‌یک از این نهادها، در هیچ مقطعی، مدل‌های خود را برای انسداد طولانی‌مدت طراحی نکرده بودند و همین امر منجر به اصلاحات پیاپی و صعودی پیش‌بینی‌های قیمتی شده است.

اصلاحات قیمتی و هشدار«نمایی» شدن بحران:

به‌عنوان نمونه، گلدمن‌ساکس پیش‌بینی میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را از ۶۳ دلار پیش از جنگ، به ۹۰ دلار در ماه آپریل رساند و هشدار داد که در صورت تداوم انسداد تا پایان ژوئن، میانگین قیمت به ۱۰۵ دلار خواهد رسید. این اصلاحات در سایر نهادها نیز مشهود است؛ جایی که سناریوهای بدبینانه، قیمت‌های فصل دوم سال ۲۰۲۶ را تا ارقام خیره‌کننده‌ی ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار (در سناریوهای UBS) نیز برآورد کرده‌اند.

پیش‌بینی مؤسسات مالی از قیمت نفت در فصول ۲۰۲۶ (بر اساس سناریوهای ژوئن-ژوئیه)

نام مؤسسه

سناریو پایه

سناریو بدبینانه

Goldman Sachs

۹۵ / ۹۲ / ۹۰

۱۱۵ / ۱۰۵ / ۱۰۰ (یا ۱۴۰ تا ۱۲۰)

Citi Group

۹۵ / ۸۰ / ۷۵

۱۱۰ / ۹۰ / ۸۰ (یا ۱۳۰ / ۱۳۰ / ۱۰۰)

UBS

۱۰۵ / ۹۸ / ۹۲

۱۵۰-۲۰۰ / ۱۵۰-۱۰۰ / ۹۰

استخراج از گزارش‌های تحلیلی آپریل و می ۲۰۲۶

نکته‌ی حیاتی در این پیش‌بینی‌ها نهفته است: تا پیش از این، بازارها با تکیه بر «ذخایر استراتژیک» آرام مانده بودند. اما با نزدیک شدن سطح ذخایر به «نقاط حساس»، قدرت مانور دولت‌ها برای کنترل بازار از طریق عرضه ذخایر به پایان می‌رسد. از این نقطه به بعد، مدیریت بازار نه با عرضه، بلکه با «کاهش قهری تقاضا» صورت می‌گیرد؛ فرآیندی که اثر انسداد تنگه بر قیمت‌ها را نه خطی، که «نمایی» (Exponential) می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، ما در حال عبور از فاز «نوسانات قابل‌مدیریت» به فاز «شوک‌های قیمتی کنترل‌ناپذیر» هستیم؛ جایی که مدل‌های کلاسیک اقتصادی، دیگر پاسخگوی واقعیت میدانی نخواهند بود.

۲. سندرم خوش‌بینی؛ تضاد فاحش میان قیمت‌های بازار و واقعیت ژئوپلیتیک

یکی از پارادوکس‌های عجیب «جنگ رمضان»، واکنش بهت‌آور بازارهای سهام جهانی است؛ به‌گونه‌ای که همزمان با صعودی شدن بهای انرژی و نرخ بهره، بازار سهام پس از یک شوک اولیه و عقب‌نشینی ۷.۵ درصدی در هفته‌های پایانی مارچ، به سرعت مسیر بازگشت را پیمود و حتی از سطوح پیش از جنگ نیز فراتر رفت.

وضعیت شاخص‌های بازار سهام امریکا، اروپا، چین و ژاپن قبل و بعد از جنگ رمضان. در این نمودار ارزش شاخص سهام در روز قبل از شروع جنگ رمضان (۲۷ فوریه) ۱۰۰ در نظر گرفته شده است.  منبع: Yahoo Finance

این خوش‌بینی مفرط، بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های میدانی خلیج فارس داشته باشد، تغذیه‌شده از اتمسفر صعودی چهار سال اخیر است که تحت تأثیر تحولات هوش مصنوعی و گزارش‌های درخشان درآمدی شرکت‌ها شکل گرفته است. رشد ۵ درصدی اقتصاد چین و تعدیل صعودی پیش‌بینی سود هر سهم (EPS) در شاخص S&P500 توسط گلدمن‌ساکس، این پیام را به بازار مخابره کرد که موتور رشد جهانی همچنان با قدرت در حال کار است و ریزش‌های ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک، صرفاً «فرصتی برای خرید» محسوب می‌شوند. در چنین فضایی، بازار سهام با یک قمار راهبردی، احتمال وقوع «فاجعه بزرگ» نظیر انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز را عملاً نادیده گرفته و با این تصور که منافع متقابل بازیگران، آن‌ها را به سمت یک توافق سریع سوق می‌دهد، تمامی تنش‌های مقطعی را به مثابه‌ی نویزهایی زودگذر قیمت‌گذاری کرده است. با این حال، تحلیل‌گران نهادهای مالی معتقدند این خوش‌بینی، «کاذب» و بیش از حد متعارف است؛ چرا که بازار، ریسک شکست مذاکرات را به شدت دست‌کم گرفته است. مؤسسه یوبی‌اس (UBS) در تحلیل هشدارآمیز خود تأکید می‌کند که اگر انسداد تنگه هرمز در ماه‌های آتی تداوم یابد، این اطمینان پوشالی به سهمگین‌ترین شکل ممکن فرو خواهد ریخت و ریزش ۳۰ درصدی شاخص S&P500 و سقوط رشد اقتصادی آمریکا به محدوده ۱ درصد، بهایی خواهد بود که بازار بابت نادیده گرفتن واقعیت‌های ژئوپلیتیک پرداخت خواهد کرد. در واقع، بازار سهام اکنون در حال شرط‌بندی سنگینی بر روی توافق است؛ شرط‌بندی‌ای که هر تلنگر جدید به آن، می‌تواند سقوطی به مراتب سهمگین‌تر از روزهای ابتدایی جنگ را رقم بزند.

۳. مثلث شوم اقتصاد کلان؛ چرخه معیوب تورم، بهره و رکود

در حالی که بازارهای سهام درگیر «سندرم خوش‌بینی» هستند، متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان در حال ارسال سیگنال‌هایی به‌مراتب هشداردهنده‌ترند. تحلیل‌های ارائه‌شده در گزارش نشان می‌دهد که برخلاف تصور خوش‌بینانه بازار مبنی بر «موقتی بودن» اثرات تورمی جنگ، واقعیت نهفته در اقتصاد جهانی با سناریویی نگران‌کننده‌تر روبروست. جهش قیمت انرژی پس از انسداد تنگه هرمز، به مثابه‌ی جرقه‌ای عمل کرده که بلافاصله به افزایش نرخ‌های بهره دامن زده و پایداری رشد اقتصادی را هدف قرار داده است. بازارها با تقلیل این بحران به یک «نویز مقطعی»، به اشتباه فرض کرده‌اند که تورم ناشی از انرژی، تنها یک فشار گذراست که اثری بر درآمد شرکت‌ها نخواهد داشت؛ اما واقعیت این است که تداوم انسداد هرمز، اقتصاد را از مرحله‌ی ساده‌ی «تورم ناشی از هزینه» به فاز خطرناک «رکود تورمی» سوق می‌دهد. در سناریوی بدبینانه‌ی مؤسسات مالی نظیر «یوبی‌اس»، در صورت تداوم بحران تا بازه مرداد تا آبان، اقتصاد آمریکا نه تنها با تداوم فشارهای تورمی مواجه خواهد بود، بلکه نرخ رشد اقتصادی آن از پیش‌بینی‌های ۲ تا ۳ درصدی به سطح نحیف ۱ درصد سقوط خواهد کرد. این یعنی نرخ بهره برای مدت طولانی‌تری در سطوح بالا باقی می‌ماند تا مهار هیولای تورم ممکن شود؛ سیاستی که در ترکیب با رشد اقتصادی نحیف، می‌تواند «سقوط ۳۰ درصدی شاخص S&P500» را که تحلیل‌گران بر آن تأکید دارند، به یک واقعیت غیرقابل‌اجتناب تبدیل کند. بنابراین، آنچه بازار به عنوان «آرامش قبل از صعود» تفسیر می‌کند، در حقیقت «آرامش قبل از طوفان تورم و رکود» است؛ وضعیتی که در آن سیاست‌گذار پولی، میان انتخاب دشوار کنترل تورم و جلوگیری از رکود عمیق، در محاصره قرار گرفته است.

۴. از بنزین تا رأی؛ چگونه جنگ، پاشنه‌آشیلِ انتخاباتیِ ترامپ شد؟

در حالی که جنگ رمضان در خاورمیانه در حال فرسایش زیرساخت‌های انرژی است، در داخل ایالات متحده، این بحران به کاتالیزوری برای فروپاشی جایگاه سیاسی دولت بدل شده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که جنگ، «ادراک تهدید» از ایران را لزوماً به «مجوز نظامی» برای دولت تبدیل نکرده است؛ چرا که تنها ۳۸ درصد از مردم آمریکا حمله‌ی مستقیم به زیرساخت‌های ایران را مشروع می‌دانند و ۶۲ درصد با آن مخالف‌اند. در این میان، پیوند ناگسستنی جنگ با معیشت، وضعیت را وخیم‌تر کرده است: جهش قیمت بنزین از ۲.۸ دلار به بیش از ۴.۵ دلار، نه تنها ترامپ را به لغو مالیات سوخت واداشت، بلکه اکنون ۸۱ درصد از آمریکایی‌ها را علیه این سیاست‌ها بسیج کرده است. دغدغه‌های اصلی مردم اکنون در مثلث «تورم، جنگ و اقتصاد» محصور شده و نارضایتی‌ها از عملکرد ترامپ در این حوزه‌ها به ارقام خیره‌کننده‌ی ۷۶ درصد رسیده است؛ عددی که حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز به شکافی عمیق دامن زده است. این «فروپاشی اعتماد»، خود را در آمار محبوبیت ۳۶ درصدی ترامپ نشان می‌دهد که با دوران شکست او در سال ۲۰۲۰ برابری می‌کند. اما خطر واقعی برای دولت نه در نظرسنجی‌ها، که در «ساختار قدرت» نهفته است. در حالی که پیش از جنگ، دموکرات‌ها برتری نسبی داشتند، اکنون «جنگ رمضان» با تشدید نارضایتی‌ها، شانس آنان برای پیروزی در سنا را به شکل بی‌سابقه‌ای تقویت کرده است. اگرچه ترامپ و جمهوری‌خواهان تلاش دارند با ادبیات سخت‌گیرانه، جنگ را موضوعی فراتر از انتخابات ترسیم کنند، اما اگر تداوم این روند منجر به از دست رفتن اکثریت کنگره و سنا شود، دولت ترامپ با محاصره‌ای کامل از سوی قوه مقننه مواجه خواهد شد. در این صورت، جنگ که تا دیروز ابزاری برای نمایش قدرت بود، به بزرگترین عامل شکست راهبردی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای و افق انتخابات ۲۰۲۸ تبدیل خواهد شد؛ واقعیتی که می‌تواند واشنگتن را ناگزیر به تجدیدنظر در محاسبات نظامی‌اش کند، نه به دلیل اصول اخلاقی، بلکه برای بقای سیاسی.

شانس پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره (خط آبی)، شانس پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات سنا (خط نارنجی) براساس شرط بندی‌های سایت پلی مارکت، میزان محبوبیت ترامپ (خط سرمه‌ای محور راست) و زمان شروع جنگ آمریکا با ایران (خط قرمز عمودی). منبع: BofA

جمع‌بندی: تقاطع سرنوشت‌ساز؛ پایان عصر انرژی ارزان و آغاز اصلاح راهبردی

در نهایت، بحران خلیج فارس بیش از آنکه یک تنش مقطعی ژئوپلیتیک باشد، نقطه‌ی عطفی است که معادلات اقتصاد جهانی را بازتعریف می‌کند. انسداد تنگه هرمز با حذف ۱۳.۵ میلیون بشکه از عرضه‌ی روزانه، بازارها را به نقطه‌ی جوش ذخایر استراتژیک رسانده است؛ جایی که سیاست‌گذاران، ناگزیر از انتخاب میان «کاهش قهری تقاضا» و «پذیرش شوک قیمتی» خواهند بود. اگرچه بازار سهام با اتکا به موتور محرک هوش مصنوعی، تاکنون در «توهم آرامش» به سر برده و ریسک‌های ساختاری را نادیده گرفته است، اما واقعیت‌های کلان اقتصادی -یعنی تورم پایدار و رکود فزاینده- دیر یا زود این خوش‌بینی را در هم خواهد شکست.

در ساحت سیاست داخلی آمریکا نیز، جنگ به یک «تله‌ی معیشتی» بدل شده است؛ جایی که افزایش قیمت بنزین و هزینه‌های زندگی، محبوبیت دولت را به کمترین سطح سال‌های اخیر رسانده و توازن قدرت را در انتخابات میان‌دوره‌ای سنا به نفع دموکرات‌ها تغییر داده است. در این میان، پیامی که از دل این پیچیدگی‌ها بیرون می‌آید روشن است: اگر هزینه‌ی تداوم ماجراجویی نظامی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان، «سقوط در انتخابات» و «محاصره‌ی سیاسی در واشنگتن» باشد، تغییر محاسبات کاخ سفید نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت بقا خواهد بود. جهان پس از جنگ رمضان، جهانی است که در آن «انرژی ارزان» به تاریخ پیوسته و دولت‌ها مجبورند میان تداوم تنش و حفظ ثبات داخلی، یکی را برگزینند. اکنون، ساعت شنی سیاست‌گذاری در حال اتمام است؛ و هر تصمیمی که در ماه‌های پیش رو اتخاذ شود، میراثی بلندمدت برای اقتصاد جهانی و آرایش قدرت در واشنگتن بر جای خواهد گذاشت.

در چنین شرایطی، طرف آمریکایی نیز ناگزیر است ارزیابی واقع‌بینانه‌تری از تحولات منطقه‌ای و پیامدهای ادامه‌ی تنش با ایران داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران و دستگاه‌های اقتصادی کشور، از جمله وزارت اقتصاد، برای سناریوهای مختلفِ دوران جنگ و پساجنگ آمادگی لازم را دارند و بسته‌های متنوعی را برای مدیریت شرایط پیش‌بینی کرده‌اند. این آمادگی، نشان‌دهنده‌ی آن است که اقتصاد ایران نه‌تنها در برابر فشارها منفعل نیست، بلکه برای عبور از بحران و حفظ ثبات، برنامه‌ریزی مشخصی دارد. از این منظر، تداوم اقدامات خصمانه و هرگونه ماجراجویی مجدد، تنها بر دامنه‌ی بی‌ثباتی در بازارهای انرژی، تورم جهانی و معادلات اقتصادی خواهد افزود. بنابراین، اگر هدف کاهش تنش، بازگشت ثبات به بازار انرژی و مهار پیامدهای تورمی است، راهی جز پذیرش واقعیت‌های میدانی و احترام به خواسته‌های مشروع ایران وجود ندارد.

 

اندیشکده سیاست گذاری اقتصاد و پیشرفت ماهد

اندیشکده سیاست گذاری اقتصاد و پیشرفت ماهد با هدف تولید عقلانیت در عرصه سیاست گذاری و ارتقای کارآمدی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق سیاست پژوهی، کمک به تصمیم گیران و پیشنهاد سیاست ها و راه حل های عملیاتی مناسب در حوزه های حکمرانی، اقتصاد کلان، بودجه، انرژی، صنعت، کشاورزی، مسکن، سلامت و علم و فناوری ایجاد شده است.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا