مالکیت ملی، امانتداری بینالمللی؛ چارچوب کلید دوگانه برای حل مناقشه ذخایر اورانیوم غنیشده ایران
انديشكده دتا، طرح بانک امانی چندجانبه با حفظ مالکیت ایران و تامین نگرانیهای اشاعهای غرب را گزینهای واقعبینانه و نوآورانه برای رفع پیچیدگی دیپلماتیک کنونی میداند.

اندیشکده دیپلماسى تمدنى ایران (دتا)
یکی از مهمترین موانع در هر توافق هستهای احتمالی میان ایران و امریکا، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده با درصدهای بالا است. از نگاه ایران، این ذخایر حاصل سالها سرمایهگذاری علمی، فنی و اقتصادی بوده و واگذاری یا نابودی آنها میتواند بهعنوان از دست رفتن یک دارایی راهبردی تلقی شود. از سوی دیگر، آمریکا و سایر قدرتهای غربی این ذخایر را عامل اصلی کاهش «زمان گریز هستهای» میدانند و خواهان محدود شدن دسترسی فوری ایران به آنها هستند. بنابراین، هر راهحل پایدار باید بتواند هم نگرانیهای اشاعهای را کاهش دهد و هم منافع و حقوق ملی ایران را حفظ کند.
در این چارچوب، میتوان طرحی را با عنوان «بانک امانی چندجانبه اورانیوم ایران» پیشنهاد کرد. در این مدل، ایران مالکیت حقوقی و رسمی تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده خود را حفظ میکند، اما بخشی از این ذخایر برای یک دوره مشخص به یک مرکز تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتقل میشود. تفاوت اساسی این طرح با پیشنهادهای پیشین آن است که مواد هستهای به طرف دیگری واگذار نمیشوند و صرفا در قالب یک امانت بینالمللی نگهداری خواهند شد. در نتیجه، ایران نه دارایی راهبردی خود را از دست میدهد و نه مجبور به نابودی آن میشود
برای افزایش اعتماد متقابل، مدیریت این ذخایر میتواند بر اساس سازوکار «کلید دوگانه» انجام گیرد؛ به این معنا که هیچ طرفی به تنهایی امکان تصمیمگیری درباره سرنوشت مواد را نداشته باشد. هرگونه انتقال، مصرف یا بازگرداندن ذخایر مستلزم طی یک فرآیند مشخص و مورد توافق همه طرفها خواهد بود. همچنین در متن توافق باید بندی پیشبینی شود که در صورت نقض تعهدات از سوی طرفهای مقابل، بازگشت تحریمها یا عدم اجرای تعهدات اقتصادی، ایران بتواند از طریق یک روند از پیش تعیینشده، ذخایر خود را مجددا در اختیار بگیرد.
در کنار این موضوع، بخشی از اورانیوم غنیشده میتواند به سوخت راکتوری یا اشکال فنی دیگری تبدیل شود که استفاده غیرنظامی آنها روشن و قابل راستیآزمایی باشد. این اقدام ضمن حفظ ارزش فنی مواد برای ایران، نگرانیهای مرتبط با استفاده سریع از ذخایر در مسیرهای حساس هستهای را نیز کاهش میدهد
مزیت اصلی این طرح برای ایران آن است که اصل مالکیت، حق بهرهبرداری آینده و جایگاه فناوری هستهای کشور حفظ میشود و هیچگونه عقبنشینی دائمی از دستاوردهای فنی صورت نمیگیرد. در مقابل، آمریکا و دیگر کشورهای نگران از برنامه هستهای ایران نیز به هدف اصلی خود یعنی افزایش زمان گریز هستهای، کاهش ذخایر در دسترس فوری و تقویت نظارت بینالمللی دست مییابند. به همین دلیل، این طرح میتواند از منطق «برد-برد» پیروی کند و به جای تمرکز بر واگذاری یا نابودی ذخایر، بر مدیریت مشترک ریسک و ایجاد تضمینهای متقابل استوار باشد.
موفقیت هر توافقی در این حوزه مستلزم آن است که مسئله اورانیوم غنیشده نه بهعنوان یک موضوع صرفا فنی، بلکه بهعنوان یک مسئله مرتبط با امنیت ملی، اعتماد متقابل و توازن منافع طرفین دیده شود. طرح بانک امانی چندجانبه با حفظ مالکیت ایران و تأمین نگرانیهای اشاعهای غرب، میتواند یکی از واقعبینانهتریگزینهای واقع گزینهها برای عبور از این گره پیچیده دیپلماتیک باشد.



