نقش امریکا در زیستبوم فناوری اسرائیل
نگاهی تحلیلی به حضور شرکتهای امریکایی در زیستبوم فناوری اسرائیل و رویکرد آنها درمقابل جنگ
اندیشکده قرار
چکیده
گوگل، آمازون، سیسکو، دل، آیبیام، اینتل، متا، مایکروسافت، اوراکل، انویدیا، فیلیپس، کوالکام، وسترن دیجیتال، جنرال الکتریک، جنرال موتورز، اچپی و … از جمله شرکتهایی هستند که در دفاتر اسرائیل خود بیش از 500 کارمند دارند. این شرکتهای چندملیتی که قریب به اتفاق آنها آمریکایی هستند، با سهم ۹۱ درصدی از کل ارزش معاملات زیستبوم فناوری رژیم در سال ۲۰۲۴، به «ضربهگیر» اصلی اقتصاد رژیم در برابر بحرانها تبدیل شدهاند. به گزارش سازمان نوآوری اسرائیل حدود ۸۵٪ از کل سرمایه در راندهای بزرگ سرمایهگذاری از منابع خارجی تأمین میشود که این صنعت را در برابر «نوسانات ژئوپلیتیک» بسیار آسیبپذیر کرده است. شرکتهای چندملیتی فعال در زیستبوم فناوری رژیم مسئول مستقیم ۶۰٪ از کل صادرات فناوری پیشرفته و ۴۰٪ از هزینههای تحقیقوتوسعه در اراضی اشغالی هستند. حضور ۴۳۰ شرکت چندملیتی، اشتغال ۹۰ هزار نیروی متخصص (معادل ۲۳٪ از کل متخصصین فناوری) را تضمین کرده است و دسترسی به بازارهای جهانی را برای استارتاپهای اسرائیلی فراهم میکند. در واقع این شرکتهای چندملیتی پایه اصلی زیستبوم فناوری اسرائیل هستند و آن را کاملا به حمایتهای خارجی وابسته کردهاند. بعضی از این شرکتهای آمریکایی مانند پالانتیر، اوراکل و ایکس از رویارویی مستقیم با ایران استقبال میکنند اما عمده این شرکتها مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت نگران هستند تداوم ناامنی در منطقه به از دست رفتن درآمد هنگفتشان از منطقه تبدیل شود.
پیشگفتار
در سالهای اخیرزیستبوم فناوریرژیمصهیونیستی با پارادوکسی عجیبروبروست: از یک سو شاهد معاملات رکوردشکن میلیارد دلاری هستیم و از سوی دیگر، نشانههایی از وجود شکافهایی ساختاری در پایههای این زیستبوم آشکار شده است. اینپژوهش که براساس دادههای نهادهای اسرائیلی نظیر سازمان «صنایع فناوری پیشرفته اسرائیل» (IATI) و «سازمان نوآوری اسرائیل» (IIA) تهیه شده، به بررسی نقش شرکتهای چندملیتی -که قریب به اتفاق آنها آمریکایی هستند- در زیستبوم فناوری اسرائیل میپردازد و سپس با استناد به یافتههای آشکار به تحلیل رویکرد شرکتهای مهم آمریکایی نسبت به جنگ با ایران میپردازد.
جنگ رمضان را باید نخستین نمونه جنگ منطقهای دانست که هوش مصنوعی و شرکتهای فناوری جایگاهی عمده در آن ایفا میکنند. در اینجنگ، حوزه فناوری نه صرفاً زیرساخت و تامینکننده بلکه بازیگری مهم و تاثیرگذار فهمیده میشود که تصمیماتش در فرایند جنگ اثر دارد و زیرساختهایش میتواند هدف حملات انتقامجویانه قرار بگیرد. اینجنگ همچنین شکاف مهمی را درون زیستبوم فناوری آمریکا آشکار کرد؛ از یک سو شرکتهای نظامی– فناوری حامی جنگ هستند و از سوی دیگرشرکتهایی که با حوزه غیرنظامی ارتباط بیشتری دارند، نگران پیامدهای جنگ بر کسبوکارهایشان. در یک سوی این جنگ، هوش مصنوعی است که هدف را تعیین میکند و در سوی دیگر خود این هوش مصنوعی هدف قرار گرفته است.
۱. اهمیت شرکتهای چندملیتی در زیستبوم فناوری رژیم
این شرکتها فعالیتشان در اراضی اشغالی بیشتر از آن که با نگاه تجاری صرف انجام بگیرد، حاصل روابط راهبردی و دیپلماتیک قدرتهای بزرگ با رژیم صهیونیستی است. شرکتهای چندملیتی در سالهای اخیر نقش «ضربهگیر» اقتصاد رژیم و پوششی برای حمایت قدرتهای خارجی از آن را داشتهاند. این شرکتها مسئول مستقیم ۴۰% از کل هزینههایتحقیقوتوسعه و ۶۰ درصد از کل صادرات فناوری پیشرفته اسرائیل (که خود 57 درصد از کل صادرات اسرائیل را در برمیگیرد) به شمار میروند. همچنین نرخ بهرهوری این شرکتهای چندملیتی در مقایسه با شرکتهای تماماً اسرائیلی حوزه فناوری، 20 درصد بالاتر است.
در سال 2024 این شرکتهای چندملیتی 10.7 میلیارد دلار در تراکنشهای ادغام و تملک خرج کردند (افزایش 65درصدی نسبت به سال 2023). این رشد سرمایهگذاری شرکتهای چندملیتی هرچند تا حدودی جبرانکننده خلأ به وجود آمده پس از طوفانالاقصی بود، اما در بازه 5 ساله از سال 2020 نیز میانگین سهم شرکتهای چندملیتی از معاملات زیستبوم فناوری رژیم از حدود 80 درصد پایینتر نیامده است. سرمایهگذاری 2.35 میلیارد دلاری شرکت Salesforce بر روی استارتاپهای اسرائیلی، حضور Nvidia در شمال اراضی اشغالی پس از جنگ با لبنان، خرید شرکت Wizبه قیمت 32 میلیارد دلار توسط گوگل از جمله مواردی است که نشان میدهد شرکتهای چندملیتی در واقع جبرانکننده شکستهای میدانی و اقتصادی رژیم صهیونیستی هستند.
در طی سالهای اخیر سه ماهه چهارم سال 2023 ضعیفترین فصل از حیث سرمایهگذاری خارجی و تعداد معاملات در زیستبوم فناوریاسرائیل بوده است. پس از هفت اکتبر نگرانیها درباره امنیت رژیمصهیونیستی باعث این اتفاق شد. اما شرکتهای چندملیتی در 2024 و 2025 دوباره اقدام به سرمایهگذاری در رژیم کردند و تعداد معاملات در سال 2024 با رشد 20 درصدی و حجم معاملات با رشد 68 درصدی روبرو شد. به بیان دیگر بازار فناوری اسرائیل به سرعت از وضعیت جنگیخارج شد و سال 2024 هم حجم و هم تعداد معاملات افزایش یافت و در سال 2025 نیز تعداد معاملات رشد داشته است.
در طی پنج سال اخیر شرکتهای چندملیتی ستون اصلی بقا و پایداری زیستبوم فناوری بودند و حدود 80% از میانگین مجموع تراکنشهای سالانه در این سالها (2020 تا 2025) به شرکتهای چندملیتی تعلق داشته است. تنها در سال 2023 بود که به دنبال طوفانالاقصی شاهد پایینترین آمار در زمینه سرمایهگذاری و تراکنش شرکتهای چندملیتی بودیم. در سال 2024 شرکتهای چندملیتی حدود 91 درصد از مجموع ارزش تراکنشها را به خود اختصاص دادند که از بازیابی کامل پس از طوفانالاقصی حکایت دارد. بااینحال در سال 2025 میزان تراکنشهای اسرائیلی– اسرائیلی (خرید استارتاپهای اسرائیلی توسط شرکتهای اسرائیلی) نیز رشد چشمگیری داشته است.
است.
|
سال |
معامله اسرائیلی – اسرائیلی |
معامله اسرائیلی –شرکتچندملیتی |
|
2020 |
31 |
52 |
|
2021 |
22 |
79 |
|
2022 |
14 |
162 |
|
2023 |
37 |
61 |
|
2024 |
44 |
159 |
|
2025 |
35 |
67 |
میانگین ارزش سالانه هر معامله براساس طرفین معامله بر میلیون دلار؛ منبع: EY , IVC
بهطور برجسته حوزه امنیت سایبری اسرائیل بهعنوان مهمترین حوزه زیستبوم فناوری، از مشارکت گسترده شرکتهای چندملیتی برخوردار است. هفت شرکت از ده شرکت برتر امنیت سایبری جهان، مراکز تحقیق و توسعه خود را در اسرائیل حفظ کردهاند. نیروی کار امنیت سایبریاسرائیل بیش از ۲۳۵۰۰ متخصص در بیش از ۳۰۰ شرکت خصوصیاست که آن را به یکی از قطبهای پیشرو در نوآوری سایبری در جهان تبدیل کرده است.
روند رو به رشد همکاری شرکتها و دانشگاهها یکی دیگر از عوامل مهم است. اسرائیل دارای شش مرکز تحقیقاتی اختصاصی امنیتسایبری است که در آنها دانشگاهها دست در دست شرکتها برای توسعه راهحلهای جدید همکاری میکنند. شرکتهای چندملیتی نه تنها از استعدادهای اسرائیل بهرهمند میشوند؛ بلکه نقش بزرگی در ارتقای آن نیز ایفا میکنند. شرکتهای چندملیتی دانش ضروری در مورد چگونگی مقیاسپذیری جهانی و چگونگی تفکر در مورد تناسب محصول با بازار، استراتژیهای ورود به بازار و فرآیندهای داخلی مورد نیاز برایموفقیت در سطوح بعدی را به ارمغان میآورند. درصد زیادی از کارمندانیکه شرکتهای چندملیتی را در اسرائیل ترک میکنند، به سمتهای ارشد در استارتاپها میروند. آنها هر آنچه را که از نحوه ساخت و تفکر متا یاگوگل یا مایکروسافت در مورد فناوری آموختهاند، در سرمایهگذاریهایخود به کار میگیرند. این جریان استعداد، از شرکتهای چندملیتی به استارتاپها و بعضاً بازگشت از طریق فروش یا ادغام استارتاپها، یکی از مؤلفههای حیاتی برای این اکوسیستم کوسیس
|
Name |
Activity |
In Israel Since |
Presence In Israel |
|
Align Technology |
Medical Devices and Equipment and Supplies |
2011 |
R&D |
|
Amazon |
eCommerce |
2015 |
R&D, Sales |
|
Apple |
Computer Hardware |
2011 |
R&D, Sales |
|
BMC Software |
Software and Programming |
1983 |
R&D, Sales |
|
Broadcom |
Semiconductors |
2000 |
R&D, Sales |
|
Cisco Systems |
Telecommunications Equipment |
1998 |
R&D, Sales |
|
Dell Technologies |
Computer Hardware |
2006 |
R&D |
|
Flex |
Semiconductors |
1997 |
R&D |
|
General Electric |
Electrical Equipment and Electronics |
1998 |
R&D, Sales |
|
General Motors |
Automotive |
2008 |
R&D |
|
|
Internet |
2006 |
R&D, Sales |
|
HP |
Computer Hardware |
2001 |
R&D, Sales |
|
IBM |
Information Technology and Services |
1972 |
Innovation Center, Innovation center, R&D, R&D , Sales |
|
Intel |
Semiconductors |
1974 |
R&D |
|
KLA |
Semiconductors |
1986 |
R&D, Sales |
|
Marvell |
Semiconductors |
2001 |
R&D, Sales |
|
Mavenir |
Software and Programming |
2017 |
R&D |
|
Medtronic |
Medical Devices and Equipment and Supplies |
2006 |
Innovation center, R&D, Sales |
|
Meta |
Internet |
2011 |
R&D, Sales |
|
Microsoft |
Software and Programming |
1991 |
R&D |
|
Motorola Solutions |
Telecommunications Equipment |
1964 |
Sales , Innovation Center, R&D |
|
Nestle |
Food and Beverages |
1995 |
Innovation Center |
|
Nvidia |
Semiconductors |
2016 |
R&D |
|
Oracle |
Software and Programming |
2006 |
R&D, Sales |
|
Palo Alto Networks |
Computer and Network Security |
2014 |
R&D, Sales |
|
Philips |
Healthcare |
1948 |
R&D, Sales |
|
Qualcomm |
Telecommunications Equipment |
1992 |
R&D, Sales |
|
Ribbon Communications |
Telecommunications Equipment |
2020 |
R&D, Sales |
|
SalesForce |
Software and Programming |
2011 |
R&D, Sales |
|
SAP |
Software and Programming |
1998 |
Innovation Center, R&D ,Sales |
|
Unilever |
Consumer Goods |
2000 |
R&D, Sales |
|
Western Digital |
Computer Hardware |
2016 |
R&D, Sales |
|
Abbott |
Healthcare |
2011 |
Sales, R&D |
|
Airspan Networks |
Telecommunications Equipment |
2002 |
R&D, Sales |
|
Akamai Technologies |
Computer and Network Security |
2011 |
R&D, Sales |
|
Applied Materials |
Semiconductors |
1997 |
R&D, Sales |
|
AT&T |
Telecommunications Services |
2007 |
Innovation center, R&D, Sales |
|
Boston Scientific |
Medical Devices and Equipment and Supplies |
2000 |
R&D |
|
Cadence Design Systems |
Semiconductors |
2005 |
R&D |
|
Citi |
Financial Services and Banking |
2011 |
Innovation center, R&D, Sales |
|
Eastman Kodak |
Printing |
1999 |
Sales, R&D |
|
eBay |
eCommerce |
2005 |
R&D, Sales |
|
F5 Networks |
Computer and Network Security |
2012 |
Sales, R&D, R&D |
|
Finastra |
Financial Services and Banking |
2017 |
R&D, Sales |
|
Fortinet |
Computer and Network Security |
2015 |
R&D |
|
Harmonic |
Broadcasting |
1994 |
R&D, Sales |
|
Huawei Technologies |
Telecommunications Equipment |
2016 |
R&D |
|
Intercontinental Exchange (ICE) |
Financial Services and Banking |
2014 |
R&D, Sales |
|
Intuit |
Financial Services and Banking |
2014 |
R&D |
|
Johnson & Johnson |
Healthcare |
1997 |
R&D, Sales |
شرکتهای چندملیتی با بیش از 500 کارمند در اسرائیل در حوزه فناوری (منبع: استارتاپنیشن)
2. وابستگی به سرمایه خارجی
آمارهای سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشاندهنده وابستگی مطلق به غولهایجهانی است؛ در سال 2024 شرکتهای چندملیتی مسئول ۹۱ درصد از کل ارزش معاملات در زیستبوم فناوری رژیم بودهاند. در سال 2025 نیز دو اتفاق در این زمینه تاریخی بود: خرید نقدی Wiz توسط گوگل در نیمه اول ۲۰۲۵ به قیمت شگفتانگیز ۳۲ میلیارد دلار که بزرگترین معامله تاریخفناوری را رقم زد. دیگر آن که شرکت انویدیا که مدیرعامل آن اسرائیل را «خانه دوم» خود مینامد، سرمایهگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری برای ساخت بزرگترین مرکز داده (Data Center) منطقه را در کریات گات (نزدیکی مناطق جنگی شمال اراضی اشغالی)آغاز کرده است.
برطبق گزارش سازمان نوآوری اسرائیل (سپتامبر ۲۰۲۵) سهم سرمایهداخلی در راندهای بزرگ سرمایهگذاری به شدت کم شده و ۸۵٪ از کل سرمایه از منابع خارجی تأمین میشود که این امر زیستبوم را در برابر نوسانات ژئوپلیتیک به شدت آسیبپذیر کرده است.
۳. بحران جابجایی استعدادها و فرار مغزها
بزرگترین شکاف در بدنه زیستبوم فناوری اسرائیل، تمایل فزایندهنخبگان به خروج است. براساس گزارش IATI، ۵۳٪ از شرکتهایچندملیتی با افزایش درخواستهای کارمندان برای جابهجایی (نقل مکان به شعب جهانی) مواجه شدهاند.
نکته کلیدی اینجاست که محرک اصلی این جابجاییها دیگر«پیشرفت شغلی» نیست، بلکه «نگرانیهای شدید امنیتی و اقلیمنامساعد ژئوپلیتیک» ناشی از جنگ مداوم است. این موج خروج، منجر به تخلیه مالکیت معنوی (IP) و تضعیف مدیریت تکنولوژیک اسرائیلمیشود.
در این گزارش (دسامبر 2025) مهمترین چالشها پیرامون حضور شرکتهای چندملیتی در اراضی اشغالی با استناد به پیمایش صورتگرفته از مدیران آنها چنین عنوان شده است.
۴. خروج آرام و بیسروصدای شرکتهای چندملیتی
یکی دیگر از پدیدههایی که در سالهای اخیر در حال رخ دادن است، خروج بیسروصدای شرکتهای چندملیتی از اراضی اشغالی است؛ بدینمعنا که بودجههای راهبردی این شرکتها بدون اعلام رسمی به سمت بازارهای دیگر هدایت میشود. نمونه برجسته این مسئله در زمینه حضور شرکت اینتل در اسرائیل رخ داد. شرکتی که یکی از قدیمیترین شرکتهای چندملیتی حاضر در اسرائیل است و سالهای سال در بین شرکتهای چندملیتی بیشترین نیروی کار را در اراضی اشغالی به خود اختصاص داده بود. اینتل اما در فوریه اعلام کرد پروژه عظیم 25 میلیارد دلاری خود را در اسرائیل متوقف کرده و بیش از نیمی از نیروهای خود را تعدیل کرده است.همچنین غولهای تجاری آمریکایی eBay و ZipRecruiter بدون سروصدا فعالیتهای خود را در اسرائیل متوقف کردند و چندین مرکز تحقیق و توسعه را تعطیل کردند.
۵. فشارهای اخلاقی و چالشهای امنیتی
در سالهای اخیر به دنبال نسلکشی آشکار و همدستی غولهای تجاری و فناوری آمریکایی، شرکتهای چندملیتی تحت فشار شدید داخلی و بینالمللی برای قطع همکاری با نهادهای نظامی رژیم صهیونیستیقرار گرفتهاند. بهطور مثال میتوان به پرونده مایکروسافت اشاره کرد؛ شرکتی که یکی از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی بوده و هست و بسیاری از نیروهای آن را پرسنل سابق ارتش اسرائیل تشکیل میدهد؛ بااینحال به دلیل چالشهای اخلاقی و فشار اجتماعی در سپتامبر ۲۰۲۵، مایکروسافتدسترسی واحد جاسوسی ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل به خدمات ابری Azureرا قطع کرد. علت این اقدام، افشای استفاده از این تکنولوژی در «نظارت انبوه غیرقانونی بر غیرنظامیان فلسطینی» بود. همچنین در راستای اعتراضات و پویشهای مدنی جنبش «BDS»، شرکت سامسونگ حاضر به بستن دفتر خود در تلآویو (سامسونگ نکست) شد. از جمله سایر شرکتهای بزرگ که فعالیتهای خود در اسرائیل را متوقف کرده یا آن را محدود کردند میتوان به دراپباکس، کرنینگ، سونی، سیسکو و اچ پی اشاره کرد.
زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۵ مانند یک قلعه عظیم به نظر میرسد که دیوارهای آن با طلا (سرمایههای شرکتهای چندملیتی) روکش شده، اما بنیانهای آن در واقع وجود ندارند. شرکتهایچندملیتی همچنان ستونهای اصلی این زیستبوم هستند، اما تمایلکارمندان به خروج، هدایت پنهانی سرمایهها به خارج و فشارهای اخلاقیبینالمللی، این ستونها را لرزانتر از همیشه کرده است.
6. رویکرد شرکتهای آمریکایی در قبال جنگ با ایران
این جنگ شکاف مهمی را درون زیستبوم فناوری آمریکا آشکار کرد؛ از یک سو شرکتهای نظامی- فناوری حامی جنگ هستند و از سوی دیگرشرکتهایی که با حوزه غیرنظامی ارتباط بیشتری دارند، نگران پیامدهای جنگ بر کسبوکارهایشاناند.
در رأس طیف حامیان جنگ، پالانتیر قرار دارد. سهام این شرکت فناوری نظامی در 13 مارس نسبت به قبل از جنگ 14 درصد رشد داشت؛ زیرا این شرکت از جمله پیمانکاران اصلی پنتاگون است و خبر استفاده از از سامانه Maven این شرکت (که با توان پردازشی هوش مصنوعیClaude شرکت آنتروپیک ادغام شده است) در همان روزهای اول جنگ منعکس شد. مدیرعامل پالانتیر، الکس کارپ بهطور علنی از جنگ با ایران حمایت کرد و شرکتش را بازوی استراتژیک آمریکا در نبردهایمدرن معرفی کرد. کارپ همچنین از مذاکره با کشورهای عربی جهت فروش محصولات نظارتی خود به آنها خبر داد.
به جز پالانتیر، دیگر غول فناوری که آشکارا از جنگ با ایران حمایتکرده، شرکت اوراکل و مالک جنجالی آن لری الیسون است. اوراکل در سالهای اخیر استراتژی خود را بر فروش محصولات ویژه در حوزه دیتاسنتر و هوش مصنوعی به دولتها متمرکز کرده و الیسون با حمایتهای مالی و سیاسی بلندمدت از اسرائیل، همواره وفاداری خود به منافع استراتژیک واشنگتن و تلآویو را نشان داده است.
برخلاف گوگل و مایکروسافت که بهخاطر سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختهای ابری خاورمیانه، از بیثباتی منطقهای ضرر میکنند،اوراکل بهدلیل ماهیت متمرکزتر عملیات ابریاش و تمرکز بر قراردادهایدولتی و نظامی، کمتر در معرض آسیب مستقیم حملات فیزیکی قرار دارد. در واقع، اوراکل نهتنها از جنگ ضرر نکرد، بلکه با امضای قرارداد ۸۸میلیون دلاری با نیروی هوایی آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ برای ارائه خدمات ابری طبقهبندیشده و با بهرهگیری از دیتاسنترهای منطقهایاشبهعنوان گرههای استراتژیک پردازش اطلاعات نظامی، از تشدید تنشها سود برد. این شرکت زیرساخت پردازشی محدود برای تحلیل دادههایماهوارهای، شناسایی اهداف و اجرای عملیات هوش مصنوعی را فراهم میکند و در نتیجه، تداوم درگیریها بهمعنای تداوم تقاضا برای خدمات آن است. لری الیسون حامی پروپاقرص اسرائیل است و به تازگی نیزکنترل تیکتاک را به دست گرفت و احتمالا بهزودی مالک «برادران وارنر»نیز خواهد شد.
ایلان ماسک را هم باید یکی از چهرههای مهم پشتپردههای جنگ رمضان دانست. شواهد نشان میدهد شبکه قدرت ایلان ماسک با برنامه نظامی آمریکا و اسرائیل هماهنگ بوده است. مسدود شدن گسترده طرفداران ایران در پلتفرم ایکس، فعال شدن استارلینک، توییتطعنهآمیز ماه گذشته او در پاسخ به رهبر شهید از جمله این شواهد است. ماسک برخلاف گوگل و مایکروسافت، آسیبپذیری کمی در خاورمیانهدارد. او هیچ دیتاسنتر فیزیکی بزرگی در منطقه ندارد که هدف حملات قرار گیرد؛ در عوض، استارلینک با درآمد تخمینی ۱۰ تا ۱۲ میلیارددلار در سال ۲۰۲۶، از طریق ماهوارهها فعالیت میکند که هدفگیریآنها دشوار است.
مهمترین انگیزه ایلان ماسک گسترش دادن اینترنت ماهوارهایاستارلینک و اخذ قراردادهای دولتی هنگفت مرتبط است. پیش از ایندر جنگ روسیه و اوکراین قراردادهای هنگفت زیادی از سوی دولت آمریکا دریافت شد (بهطور مثال قراردادی به ارزش 1.8 میلیارد در 2024). از سوی دیگر ماسک احتمالا بدش نمیآید قدرت پلتفرم ایکس را در جنگ رسانهای نشان دهد. صنعت «رژیم چنج» یکی از پرسودترینصنایع آمریکایی است و ماسک پیش از این نیز در رابطه با کودتا در بولیوی گفته بود «ما هرجا که بخواهیم کودتا میکنیم». همچنین نبایدفراموش کنیم که ایلان ماسک و پیتر تیل (مالک پالانتیر) هر دو از بنیانگذاران پیپال بودهاند و ارتباط عمیقی دارند.
در سوی دیگر طیف، شرکتهای مسلط بر حوزه فناوری مانند گوگل، آمازون، مایکروسافت و انویدیا قرار دارند که صدها میلیارد دلار در زیرساختهای ابری خاورمیانه سرمایهگذاری کردهاند و علاوه بر داشتن زیرساختهای فیزیکی راهبردی در منطقه، شدیداً نسبت به تغییراتقیمت انرژی وابسته هستند. این شرکتهای آمریکایی در سالهای اخیردر گسترش پروژههای هوش مصنوعی در منطقه نقش مهمی داشتند و با شروع جنگ تمام این سرمایهگذاریها و مشارکتها در معرض خطر قرار دارد و فعالیتهای عادی این سه شرکت در منطقه متوقف شده است.
اختلال در زنجیره تأمین، احتمال این که دولتهای عربی پس از جنگ به دنبال لغو قراردادهای هنگفت خود با شرکتهای آمریکایی باشند و خطر هدف قرار گرفتن زیرساختهای فیزیکی آنها در حملات انتقامجویانهایران، باعث شده که این شرکتها بسیار نگران تداوم ناامنی در منطقه باشند. در این میان حمله روزهای نخست جنگ به سرورهای شرکت آمازون اتفاقی بسیار مهم بود که باعث شد این شرکتها تهدید را حس کنند.
به تازگی نیز دیوید ساکس، مشاور ویژه کاخ سفید در حوزه هوش مصنوعی و ارز دیجیتال، بهطور علنی در اواسط ماه مارس علیه ادامه جنگ موضعگیری کرد و از ترامپ خواست تا «پیروزی را اعلام کرده و از جنگ خارج شود». او هشدار داد که تشدید بیشتر جنگ میتواند به «پیامدهای فاجعهبار» منجر شود، از جمله هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج فارس و حمله به تأسیسات آبشیرینکن که حیات ۱۰۰ میلیون نفر در شبهجزیرهعربستان به آن وابسته است. موضع ساکس که با مسیر کاخ سفید در تضاد بود، نشان میدهد که حوزه فناوری آمریکا آماده تحمل هزینههایمالی جدی برای جاهطلبیهای جنگطلبانه نیست.
جنگ ایران شکافهای مهم زیستبوم فناوری آمریکا را نشان میدهد. بهطورکلی بازیگران اصلی این حوزه دو دسته هستند گروهی شرکتهایفناوری که مستقیما در حوزه امور نظامی و امنیتی حضور دارند (مانند پالانتیر و اوراکل) و گروهی دیگر شرکتهایی که ماهیت اصلی خود را غیرنظامی تعریف کردهاند اما پیوندهای عمیقی با حوزه نظامیامنیتی دارند (مانند گوگل، مایکروسافت، متا و آمازون). در این جنگ دسته اول کاملاً طرفدار ادامه جنگ هستند و از تداوم ناامنی در منطقه سود میبرند و دسته دوم نگران قراردادهای بلندمدت خود هستند و ناامنی در منطقه تهدیدی مهم برای آنها خواهد بود.
با توجه به نقش ویژه لابی شرکتهای فناوری در حلقه درونی قدرت ایالات متحده، لازم است مسئولین جنگ توجه ویژهتری به این حوزه داشته باشند. وقتی هوش مصنوعی به سلاحی تبدیل شده که اهداف عملیاتی را در اختیار دشمن قرار میدهد، از کار انداختن زیرساختهای فیزیکی آن مشروعترین هدف است. ایران باید به دنیای فناوری آمریکا این پیام را مخابره کند که قربانی دستوپا بسته اقدامات جنگطلبانه آنها نمیماند.
اوراکل، اینتل، انویدیا، گوگل و مایکروسافت همگی در منطقه دارایزیرساختهایی مهم هستند که هدف قرار دادن آنها میتواند علاوه بر ضربه وارد کردن به ساختار آفندی دشمن، ضربات دردآور اقتصادی به آنها وارد کند. مجموعهای از اقدامها در این زمینه میتواند منجر به تغییر سیاستآنها در حمایت از جنگطلبی آمریکا و اسرائیل علیه ایران باشد.بهطور کلی ضرورت دارد که ایران به «حامیان جنگ» آسیب مؤثر وارد کرده و علاوه بر معتبر کردن تهدیدات و تشدید نگرانیهای موجود، شرکتهایی مانند پالانتیر و اوراکل را نیز از حمایت از جنگ منصرف کند.
نگاهی به موج گسترده تعدیل نیرو در شرکتهای فناوریآمریکا
در سه ماهه نخست سال 2026 موج گستردهای از تعدیل نیرو در شرکتهای حوزه فناوری ایالات متحده مشاهده میشود. از جمله شرکتهای شاخص میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
صرفا جمع موارد فوق بالغ بر 92 هزار شغل میشود که در سه ماهه نخست 2026 ناپدید شده است. برای مقایسه در کل سال 2023 -بعد از همهگیری کرونا- تعداد 191 هزار مورد، در کل سال 2024 حدود 96 هزار مورد و در کل سال 2025 حدود 127 هزار مورد تعدیل نیرو در صنعت فناوری آمریکا ثبت شده است.
در مواردی که بر شمردیم به استثنای «اینتل»، همه شرکتها علت تعدیل نیرو را صراحتاً یا تلویحاً افزایش اتکا به هوش مصنوعی ذکر کردهاند و عدم کاهش درآمدها و سرمایهگذاریهای کلان این شرکتها در حوزه هوش مصنوعی مؤید این اظهارات است.
برای مثال «اوراکل» با 30 هزار نفر تعدیل نیرو، سالانه 8 تا 10 میلیارد دلار از منابع مالی را حفظ میکند، اما از آن سو در طول سال مالی 2026 تقریباً 50 میلیارد دلار بدهی برای تأمین مالی بیسابقه در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی جمعآوری کرده است. «تعهدات عملکردی باقیماندهی» (RPO) اوراکل به 523 میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال گذشته 433 درصد افزایش یافته و تقریباً به طور کامل متشکل از معاملات هوش مصنوعی و زیرساخت ابری است. همچنین این شرکت متعهد به سرمایهگذاری ۱۵۶میلیارد دلاری در زیرساختهایی شده است که عمدتاً ناشی از همکاری آن با مشتریان کلیدی هوش مصنوعی است.
به همین صورت «متا» با 16 هزار نفر تعدیل نیرو، سالانه 5 تا 6 میلیارد دلار حفظ میکند، اما از آن سو اعلام کرده که قصد دارد تا سال ۲۰۲۸تقریباً ۶۰۰ میلیارد دلار در ساخت مراکز داده سرمایهگذاری کند. در مارس 2026 این شرکت یک پلتفرم شبکه اجتماعی ساخته شده برای هوش مصنوعی به نام «Moltbook» را خریداری کرد و در حال سرمایهگذاری ۲میلیارد دلاری برای خرید استارتاپ هوش مصنوعی چینی «Manus» بوده است. سال گذشته، متا قراردادهای بزرگی را برای تأسیس یکی از بزرگترین مراکز داده در ایالات متحده امضا کرد که برای پردازش هوش مصنوعی طراحی شده است. این شرکت با صندوق سهام خصوصی «Blue Evil Capital» قراردادی منعقد کرده است که طی آن ساخت یک مرکز داده بزرگ ۲ گیگاواتی را با بودجه کلی ۲۷ میلیارد دلار تأمین مالی خواهند کرد. همچنین «متا» یک قرارداد عظیم ۱۰ میلیارد دلاری برای خدمات ابری با گوگل امضا کرد، و پس از آن قراردادی با «Nebius» به ارزش ۳ میلیارد دلار امضا کرد. همچنین «متا» توافقی برای خرید پردازندههای گرافیکی از AMD به ارزش ۱۰۰ میلیارد دلار امضا کرده است و همزمان در حال مذاکره با اوراکل برای قراردادی برای ایجاد یک مرکز داده و خدمات ابری به ارزش ۲۰ میلیارد دلار است. علاوه بر اینها «متا» در 30 سپتامبر 2025 قراردادی به ارزش ۱۴.۲ میلیارد دلار برای ایجاد یک مرکز داده با «CoreWeave» امضا کرده است.
در مجموع درباره تعدیل نیروها میتوان گفت شرکتها در حال جایگزینی سرمایه انسانی با «سرمایه کامپیوتری» هستند، ولیسرمایهگذاریها روی «سرمایه کامپیوتری» بسیار فراتر از مبالغیاست که از راه تعدیل حفظ میشود. بنابراین، این موج تعدیل نیروناشی از مشکلات مالی نیست، بلکه ناشی از تغییر استراتژی و خوشبینی بیسابقه شرکتها به تواناییهای عملیاتی و آیندهاقتصادی هوش مصنوعی است.
از این جهت منطقهی «غرب آسیا» از دو وجه کلی در شرطبندی بزرگ غولهای فناوری واجد اهمیت است:
نخست زمین ارزان، انرژی ارزان و مشوقهای دولتهای عربی، اینمنطقه را به جذابترین جای جهان برای تأسیس مراکز داده بزرگ تبدیلکرده است. واضحترین نمونه پروژه عظیم 500 میلیارد دلاری «Stargate» در ابوظبی است که قرارداد آن در جریان سفر ترامپ به منطقه در می 2025 منعقد شد و شرکتهای آمریکایی «OpenAI»، «Oracle»، «Nvidia» و «Cisco» آن را اجرایی خواهند کرد. این پروژه با ظرفیت نهایی 5 گیگاوات در پردیسی به مساحت 19 کیلومتر مربع احداث خواهد شد و قرار بوده فاز اول آن با ظرفیت 200 مگاوات در نیمه دوم 2026 و کل پروژه ظرف سه سال بهرهبرداری شود.
وجه دوم، جایگاه غرب آسیا در زنجیره تأمین هوش مصنوعی است. از انرژی گرفته تا «هلیوم» که 30 درصد آن را قطر تولید میکند و «بُرُم» که 66 درصد آن را اردن و رژیم صهیونیستی تولید میکنند، عناصر حیاتی زنجیره تأمین هوش مصنوعی را تشکیل میدهد. در کنار اینهااگر سهم بلامنازع چین در عناصر معدنی کمیاب و البته سهم بلامنازع تایوان در تولید تراشه را هم در نظر بگیریم، مشاهده میکنیم که بیثباتی در غرب آسیا تا چه میزان میتواند خوابهای شیرین«غولها» را آشفته کند.
جمعبندی
زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی در ظاهر یک قلعه عظیم است که دیوارهای آن با سرمایه شرکتهای چندملیتی (MNCs) روکش شده، اما بنیانهای آن فاقد تکیهگاه مستقل است. وابستگی مطلق ایناکوسیستم به منابع خارجی (تأمین ۸۵ درصدی سرمایه در راندهایبزرگ و سهم ۹۱ درصدی شرکتهای چندملیتی در ارزش معاملات اکوسیستم در سال ۲۰۲۴) آن را در برابر شوکهای ژئوپلیتیک به شدت آسیبپذیر کرده است. جنگهای اخیر رژیم صهیونیسیتی اینشکافهای ساختاری را با شتاب بیشتری عیان ساخت: از یکسو،پدیده «خروج بیسروصدا» و توقف پروژههای راهبردی (مانند تعلیق طرح ۲۵ میلیارد دلاری اینتل و تعطیلی مراکز تحقیقوتوسعه غولهایی چون eBay) و از سوی دیگر، بحران فرار مغزها که دلیل اصلی آن صرفاًپیشرفت شغلی نیست، بلکه نگرانیهای شدید امنیتی و بدنامی روزافزون رژیم صهیونیستی در جهان است.
همزمان، این جنگ شکاف راهبردی عمیقی را درون زیستبوم فناوریآمریکا نیز آشکار کرد. در حالیکه شرکتهای نظامی– فناوری مانند پالانتیر و اوراکل و شبکههای وابسته به ایلان ماسک از تداوم ناامنی سود میبرند یا آشکارا حامی جنگ هستند، غولهای زیرساختی و غیرنظامیمانند گوگل، آمازون، مایکروسافت و انویدیا به دلیل سرمایهگذاریهایصدها میلیارد دلاری در زیرساختهای ابری خاورمیانه و ترس از هدف قرار گرفتن داراییهای فیزیکی، اختلال در زنجیره تأمین و لغو قراردادهای منطقهای، به شدت نگران تداوم بیثباتیاند. این دوگانگی در کنار موج گسترده تعدیل نیرو در شرکتهای فناوری آمریکا در سهماهه نخست ۲۰۲۶ (که نه ناشی از بحران مالی، بلکه حاصل جایگزینیسرمایه انسانی با «سرمایه کامپیوتری» و تمرکز کلان بر هوش مصنوعی است)، جایگاه راهبردی غرب آسیا را در معادلات فناوریجهانی بازتعریف کرده است. منطقهای که پیشتر صرفاً مقصد جذب سرمایه بود، اکنون به کانون رقابت بر سر زمین و انرژی ارزان برایدیتاسنترهای عظیم و گرههای حیاتی در زنجیره تأمین هوش مصنوعی (از جمله تأمین هلیوم، برم و انرژی) تبدیل شده است؛ بهطوریکهبیثباتی در این کریدورها میتواند مستقیماً خوابهای شیرینغولهای فناوری را آشفته کند.
رشد زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی بیش از آنکه مبتنیبر نوآوریبومی باشد، تابع تصمیمات راهبردی، منافع تجاری و محاسبات ریسکغولهای آمریکایی است. هرگونه تداوم درگیری و هدف قرار دادن زیرساختهای فیزیکی حامیان جنگ، یا تشدید فشارهایژئوپلیتیک و حتی اخلاقی، میتواند این «حامیان اصلی» را با فرسایشساختاری مواجه کند. بنابراین، آینده این زیستبوم صرفاً در میدانهاینظامی مستقیم رژیم صهیونیستی تعیین نمیشود؛ بلکه به تصمیماتغولهای فناوری جهانی، رقابتهای منطقهای بر سر زیرساختهای هوشمصنوعی و توانایی مقاومت در تحمیل هزینه به شبکه فناوری جنگطلبآمریکایی رقم خواهد خورد؛ شبکهای که در آن، از کار انداختن زیرساختهای فیزیکی و قطع چرخه تأمین فناوری، میتواندپیامدهای اقتصادی و سیاسی تعیینکنندهای در معادلات جنگ ایجادکند.
باید گفت ایجاد بازدارندگی در مقابل حوزه فناوری آمریکایی که حامی اصلی زیست بوم فناوری اسرائیل است باید به هدف اصلی و مهم مقاومت تبدیل شود؛ هدفی که تحقق آن نیازمند خلاقیت و رویکردهای نامتقارن است.



