بافتهای فرسوده؛ گره کور امدادرسانی در بحران و جنگ
بررسی و تحلیل آسیب های بافت فرسوده از جنگ و سختی های امداد رسانی در بافت فرسوده در جنگ تحمیلی سوم
ارمغان سادات دفتریان، اندیشگاه توسعه شهری و منطقه ای مهاد
در بسیاری از روایتهای میدانی که از سوی امدادگران و آتشنشانان پس از حوادث شهری منتشر میشود، یک نکته بهطور مکرر تکرار شده است: دشواری امدادرسانی در بافتهای فرسوده. در مصاحبههای مختلف با نیروهای عملیاتی، بارها به این مسئله اشاره شده که در چنین محدودههایی حتی زمانی که محل حادثه بهسرعت شناسایی میشود، دسترسی به آن با تأخیر جدی مواجه است. کوچههای باریک، معابر پیچیده، بنبستهای متعدد و تراکم نامتوازن ساختمانها شرایطی ایجاد میکند که تجهیزات امدادی امکان ورود مؤثر به محل حادثه را پیدا نمیکنند. این مسئله در حوادث عادی شهری نیز یک چالش جدی محسوب میشود؛ اما در شرایط بحرانهای گسترده یا در زمان جنگ، میتواند به عاملی تعیینکننده در افزایش تلفات انسانی تبدیل شود.
بافتهای فرسوده در بسیاری از شهرها حاصل دههها ساختوساز تدریجی، فاقد برنامهریزی یکپارچه و عمدتاً بدون رعایت ضوابط فنی معاصر هستند. این وضعیت، علاوه بر ضعف سازهای ساختمانها، به شکلگیری الگوی فضایی منجر شده که با الزامات مدیریت بحران همخوانی ندارد. از همین روست که در گزارشهای آتشنشانی بارها به این نکته اشاره شده که در برخی از این بافتها حتی انتقال و استقرار یک خودروی امدادی نیز با دشواری همراه است. در چنین شرایطی، عملیات اطفای حریق، تثبیت آوار یا انتقال مصدومان با محدودیت جدی روبهرو میشود و زمان طلایی امداد از دست میرود.
مسئله تنها به دسترسی محدود نمیشود. مشکل بحرانیتر ناپایداری ساختمانها در بلوکهای محلی فرسوده است. بدیهی است هنگامی که یک ساختمان دچار حریق یا تخریب میشود، ساختمانهای اطراف نیز در معرض آسیب قرار میگیرند و این موضوع در بافتهای فرسوده به دلیل ضعف ساختاری و سازهای اثرات نامطلوب دو چندان دارد و دامنه خطر را برای شهروندان، نیروهای عملیاتی و امدادی بصورت تصاعدی افزایش میدهد. در نتیجه، نه تنها تلفات اولیه ناشی از بحران شدیدتر نمود مییابد بلکه امدادرسانی در چنین محیطی با ریسک بسیار بالایی همراه است و حتی ممکن است به تلفات ثانویه چشمگیر نیز منجر شود.
در شرایط جنگ، این مسئله ابعاد جدیتر و پیچیدگی بیشتری پیدا میکند. تراکم بالای ساختمانها و ساکنان، ضعف سازهای، محدودیت دسترسی و فرسودگی زیرساختها میتواند یک حادثه محدود را به بحرانی گسترده تبدیل کند. در چنین وضعیتی، همان چالشهایی که آتشنشانها و امدادگران در حوادث شهری و بحرانهای موردی به آن اشاره میکنند، در مقیاسی بزرگتر و با پیامدهای انسانی سنگینتر تکرار خواهد شد.از این منظر، نوسازی بافتهای فرسوده را باید بخشی از راهبرد پیشگیرانه تابآوری شهری دانست. این نوسازی و بهسازی تنها به معنای جایگزینی ساختمانهای جدید نیست، بلکه شامل اصلاح و تعریض شبکه معابر، افزایش ظرفیت دسترسی اضطراری، بهبود ایمنی سازهای و بهروزرسانی زیرساختهای حیاتی نیز میشود. چنین رویکردی میتواند شرایطی فراهم کند که در زمان بحران، بافت بخشی از شهر به مانعی در برابر امدادرسانی تبدیل نشود.
در نهایت، تجربههای عملیاتی نیروهای امدادی را میتوان نوعی هشدار حرفهای برای سیاستگذاران شهری دانست. وقتی یک مسئله در روایتهای میدانی بارها تکرار میشود، به این معناست که با یک ضعف ساختاری و عمیق مواجه هستیم، نه یک مشکل موردی. بافتهای فرسوده در چنین چارچوبی، صرفاً مسئلهای کالبدی یا توسعهای نیستند؛ بلکه یکی از نقاط کانونی آسیبپذیری شهر در برابر بحرانهای شدید به شمار میآیند. توجه جدی به تسریع روند نوسازی این بافتها و اجرای اصولی آن، در واقع اقدامی پیشگیرانه برای کاهش تلفات انسانی و افزایش ظرفیت توان شهری در شرایط بحران خصوصا در جنگهای آینده است.



