آمریکا باید شریک اسرائیل باشد، نه حامی مالی آن
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از فارین افرز (22 آوریل 2026)
همکاری اسرائیل و ایالات متحده در طول جنگ با ایران، نقطه اوج یک تغییر طولانی در رابطه بین دو کشور است. سالها واشنگتن عملاً به عنوان حامی مالی اسرائیل عمل میکرد: تأمین بودجه برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی و چتر دیپلماتیک (از جمله حق وتو در شورای امنیت) در ازای همراستایی کلی با سیاستهای آمریکا و همکاری نزدیک در زمینه اطلاعات و فناوری نظامی. اکنون، از طریق آخرین اقدام نظامی مشترک علیه دشمنی مشترک، این رابطه وارد مرحله کیفی متفاوتی شده است. اسرائیل به عنوان یک شریک تمام عیار عمل کرده است.
اما این جایگاه جدید اسرائیل نشان داده است که چارچوب موجود همکاری صنعتی دفاعی آمریکا و اسرائیل چقدر قدیمی شده است. اسرائیل اکنون یک قدرت بزرگ منطقهای است، اقتصاد پیشرفتهای دارد و دیگر با بسیاری از همسایگان خود در تضاد نیست. برای بقا یا پیشرفت به کمک مالی آمریکا نیاز ندارد. رهبران سیاسی در هر دو کشور شروع به تشخیص این ترتیبات جدید کردهاند. نتانیاهو اخیراً اصرار داشت که کشور «به سن بلوغ رسیده» و باید طی «ده سال آینده» کمکهای نظامی آمریکا را کاهش دهد.
معایب مدل حامی مالی-موکل (Patron-Client)
۱. تضعیف بازدارندگی اسرائیل
این مدل تصویری از اسرائیل به عنوان یک موکل وابسته و ناتوان از ایستادن روی پای خود ایجاد میکند. هرچه بود، بازدارندگی ناشی از ارزش نمادین کمک برای جلوگیری از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یا حملات ایران کافی نبود. در عمل، دشمنان اسرائیل تنها در نتیجه تواناییهای خود اسرائیل بازداشته شدهاند.
۲. محدودیت در سیاست خارجی اسرائیل
در گذشته، دولتهای آمریکا کمک افزایش یافته را برای تشویق اسرائیل به مذاکرات صلح با فلسطینیان ارائه میکردند. اما ذهنیت غالب مردم اسرائیل و رهبری سیاسی آن از ۷ اکتبر تغییر کرده است. این کشور دیگر حاضر به انجام هیچ ریسکی با امنیت خود نیست.
۳. آسیب به صنعت دفاعی اسرائیل
اتکا به دلارهای آمریکایی باعث شده خرید مهمات آماده از آمریکا راحتتر از سرمایهگذاری بلندمدت در تولید داخلی باشد. این وابستگی به توانایی اسرائیل در تولید مستقل مهمات آسیب زده است.
۴. تضعیف حمایت دو حزبی از اسرائیل در آمریکا
در زمان قطبیشدگی عمیق حزبی در آمریکا، نیاز به تصویب منظم قوانین برای حفظ جریان کمک، اسرائیل را به طور غیرضروری درگیر سیاست داخلی آمریکا میکند. در آوریل ۲۰۲۶، ۴۰ سناتور دموکرات از طرحی حمایت کردند که فروش برخی تجهیزات نظامی به اسرائیل را مسدود میکرد.
مدل پیشنهادی: شراکت، نه حامی مالی
انقضای تفاهمنامه فعلی آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۸ فرصتی برای تعیین شرایط جدید برای رابطه ایجاد میکند. نویسنده پیشنهاد میدهد:
۱. حذف تدریجی کمکهای بلاعوض دفاعی
یک توافق جدید برای ۲۰۲۸-۲۰۳۸ باید حذف تدریجی کمکهای دفاعی آمریکا را ترسیم کند. با تولید ناخالص داخلی ۶۱۰ میلیارد دلاری و اقتصاد رو به رشد، اسرائیل باید بتواند انتقال تدریجی را انجام دهد.
۲. حفظ همکاری در حوزههای سودمند متقابل
به ویژه در دفاع موشکی بالستیک، که در آن آمریکا بیشتر بودجه را تأمین میکند و اسرائیل تحقیق و توسعه را رهبری میکند. همکاری باید گسترش یابد، از جمله برای پروژه گنبد طلایی دولت ترامپ.
۳. تضمین برتری نظامی کیفی اسرائیل
سازوکارهای موجود برای دسترسی اسرائیل به فناوریهای پیشرفته دفاعی آمریکا باید حفظ شود، حتی پس از اینکه اسرائیل بودجه خریدهای خود را مستقل تأمین کند.
۴. دسترسی اولویتدار آمریکا به فناوری اسرائیل
در مقابل، اسرائیل باید دسترسی اولویتدار آمریکا به فناوریهای خود را تضمین کند.
جمعبندی
یک اسرائیل مستقل که بتواند ارتش خود را تأمین مالی کند، یک دارایی ارزشمند برای ایالات متحده در خاورمیانه و فراتر از آن خواهد بود و میتواند توجه و منابع آمریکا را برای اولویتهای خارج از منطقه، یعنی نیمکره غربی و رقابت با چین در هند-آرام، آزاد کند. انتقال از کمکهای نظامی آمریکا نباید به عنوان تضعیف روابط، بلکه به عنوان تکامل طبیعی رابطهای که طی دههها به بلوغ رسیده است، درک شود.
نویسنده: رافائل بنلوی، پژوهشگر ارشد مؤسسه میسگاو برای امنیت ملی، مدیر برنامه چرچیل برای حاکمیت و امنیت در مؤسسه آرگامان در اورشلیم



