تنگه هرمز؛ موقعیت تهاجم به پیچ تاریخی پترودلار
بررسی تحلیل قرداد های آتی نفت خام منطقه خلیج فارس و جایگزینی مراودات مالی آن با استفاده از یوان به جای دلار
امیرعباس هروی، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
پترو دلار (Petrodollar) به معاملات فروش نفت خام و دیگر منابع طبیعی با دلار آمریکا گفته میشود که از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ارکان اصلی نظام مالی جهانی تبدیل شد و تاثیر عمیقی بر اقتصاد و سیاست بینالملل گذاشته است. به عبارت روشن تر، پترو دلار سهم عمده و قابل توجهی از تقاضای موثر خلق دلار است که از محل تسویه معاملات نفتی حاصل میشود.
زمینه تاریخی
پس از کنفرانس برتون ودز (Bretton Woods Conference) که در ژوئیه ۱۹۴۴ با حضور نمایندگان ۴۴ کشور در نیوهمپشایر آمریکا برگزار شد، دلار به عنوان یک ارز جهان روا انتخاب شد و ایالات متحده نیز به عنوان دارنده این پول جهان روا مسئولیت ثابت نگه داشتن نرخ مبادله ی دلار با طلا را در ازای بین المللی شدن دلار برعهده گرفت. اما بعد از جنگ ویتنام (۱ نوامبر ۱۹۵۵ – ۳۰ آوریل ۱۹۷۵) و عواقب اقتصادی پیش بینی نشده آن، کسری بودجه قابل توجهی بر ایالات متحده تحمیل شد و موجب قطع ارتباط دلار با طلا (موسوم به شوک نیکسون) شد. در این مقطع، امریکا که دیگر به علت هزینههای فزاینده یک جنگ فرسایشی و پرداختهای بدون پشتوانه نمیتوانست نرخ مبادله ی دلار با طلا را ثابت نگه دارد؛ بطور عمیقی نیاز به پیدا کردن روزنهای برای تامین مالی و خلق ارزش مبادلاتی برای دلار بود که این نیاز به راه حل خلاقانه در توافق با عربستان سعودی و سایر اعضای اوپک منجر شد که بر اساس این توافق، عربستان سعودی و دیگر اعضای اوپک متعهد شدند نفت خود را فقط با دلار آمریکا بفروشند و در مقابل، ایالات متحده امنیت نظامی این کشورها را تضمین کرد.
معادله پترودلار و گارانتی امنیتی
این توافق در سال ۱۹۷۳ رسما آغاز و باعث شد دلارهای نفتی به جریان دائمی سرمایه در بازار ارز بینالمللی تبدیل شوند. نتیجه این روند، تقاضای گسترده برای دلار و تقویت جایگاه آن بهعنوان ارز ذخیره اصلی جهان بود. زیرا یک پول به اندازهای بینالمللی(جهانروا) است که کاربردهای سهگانه پولی اعم از سنجش ارزش، ابزار مبادله و ذخیره ارزش باشد. با این ترفند مالی (توافق پترودلار-گارانتی امنیتی) کسری بودجه ناشی از جنگ ویتنام با تقویت ارزش دلار ایالات متحده و فروش اوراق قرضه به کشورهای عربی جبران گشت.در ۱۰ سال اخیر (تا سال ۲۰۲۲) عربستان سعودی با ۷ میلیون ۹۷ هزار بشکه در روز، امارات متحده عربی با ۲ میلیون و ۴۶۰ هزار بشکه در روز و ایران با یک میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز بهطور میانگین صادرات نفت داشتهاند و با توجه به در اختیار داشتن ۳۷.۶ درصد از ذخایر نفتی کل دنیا نقش سرنوشت سازی را برای آینده مالی دلار جهان روا رقم خواهند زد.
آغازی بر مسیر مرگ دلار بینالمللی
با پیدایش قدرتهای نوظهور و استفاده بی رویه امریکا از سازوکار پول بینالمللی بعنوان اهرم فشار سیاسی در تحریمهای یکجانبه اولیه و ثانویه، بتدریج خواستههای دلارزدایی مورد توجه کشورهای جنوب جهانی قرار گرفت. گسترش پیمانهای پولی دوجانبه و چندجانبه، فناوریهای نوین مالی و اظهارات رسمی مجامعی نظیر بریکس برای ایجاد یک پول منطقهای تا اقدامات دامنه دار چین برای تبدیل مبادلات دلاری به یوان همه و همه باعث شده تا زنگ خطر اعتبار دلار برای امریکا به صدا در بیاید و اقدامات این کشور برای صیانت از ارزش پول ملی خود اغاز شود. بسیاری از تحلیلگران عمق راهبردی و پنهان امریکا در سیاست های دولت کنونی را حفاظت از ابزار دلار میدانند. وضع تعرفههای گسترده و نامتعارف و جنگ تجاری با چین و حتی شرکایی مثل کانادا، خروج عملی از برخی سازمان های بینالمللی نظیر خدشه به اصول موضوعه WTO، تهدید کشورهای بریکس در ادعای پول جدید بینالمللی و رفتار مبتنی بر مرکانتیلیسم اقتصادی چنانکه در غارت نفتی ونزوئلا و حمله ناشیانه به ایران برای تملک منابع نفتی رخ داد، از این جمله اند.
جنگ برای دلار به قیمت تورم و رکود
منابع تحلیلی در گزارشهای اخیر چنین مطرح میکنند علیرغم ایجاد تکانههایی در اقتصاد کلان امریکا و جهان (در دومینوی تورم عمومی و رکود) بر اثر بحران تنگه هرمز، اما چنانچه این وضعیت به نیاز جدید مبادلاتی برای دلار از طریق افزایش قیمت نفت، خریدهای جدید تسلیحاتی و احتمالا دریافت حقالعمل جنگ با ایران از کارفرمایان صهیونیستی و معدودی از دولتهای عربی نظیر امارات متحده عربی منجر شود، هدفی استراتژیکتر باشد. علاوه بر آنکه در طرح اولیه نظامی امریکا، دستیابی به تصرف این منابع نفتی مشکل اقتصاد کلان را هم حل میکرد.
برگشت ورق با فکر ایرانی
حال با تسلط ایران بر مدیریت تنگه هرمز، تخریب زیرساخت نظامی پایگاههای امریکا و در نهایت اعلام شروط در توافق مورد به مورد برای ترابری نفتکشها و شناورهای تجاری خلیج فارس متغیری مؤثر شده است. ویژهتر آنکه ایران شرط تسویه به یوآن چین را مطرح ساخت و این گمان را ایجاد کرد که با این تصمیم موشک را به زیربنای فدرال رزرو و وال استریت شلیک کرده است. علاوه بر اینکه چنین امتیازی به چین پس از اطمینان حزب کمونیست به پایداری نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، علی الاصول نیم کاسهایست که کاسه بزرگی زیرش دارد.



