مهدی ازرقی، مدیر گروه تجارت خارجی اندیشکده ایتان
با آغاز جنگ، جمهوری اسلامی ایران ذیل راهبرد «جنگ منطقهای» که پیش از جنگ اعلام کرده، اقدام به بستن آبراهه مهم «تنگه هرمز» کرد. هرچند بخش اصلی تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد، اما در گذشته جمهوری اسلامی ایران قصد مداخله فعال در این تنگه را نداشته است.
درباره اهمیت این تنگه در جریان انرژی جهان، مطالب زیادی گفته شده و ابعاد وابستگی کشورهای حاشیه خلیج فارس به این آبراهه مکرر بیان شده است. اما سوال مهم این است که ابزار صحیح مدیریت تنگه هرمز برای بلندمدت از هم اکنون تا دوره پساجنگ، چیست؟ آیا بستن کامل این تنگه با اهرم نظامی تا همیشه امکان پذیر است؟
درحالحاضر که تنگه با دستور نظامی ایران مسدود و عبور از آن مشروط شده، پیشنهادهای مختلفی بهعنوان معیارهای صحیح برای عبور کشتیها ارائه میشود. اما چارچوب کلی این معیارها «تضعیف منافع آمریکا» و «تقویت منافع مقاومت» در حوزههای مختلف نظامی و غیرنظامی است؛ با این مبنا ممنوعیت تعامل نظامی با امریکا، ممنوعیت تسویه دلاری نفت، میزان تبعیت از تحریمهای امریکا و… ارائه میشود.
اما نکته مهمتر از تعریف معیارها، که قابلیت توسعه به مرور زمان و تغییر شرایط نیز دارند، ابزار اعمال و مدیریت این معیارها است. «بیمه بهعنوان گلوگاه تبادل اسناد و شرط لازم تردد کشتی» میتواند ابزار مدیریت جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت تنگه هرمز قرار گیرد.
جمهوری اسلامی ایران با وضع هرگونه معیار ازجمله «ممنوعیت تعامل نظامی با امریکا و ممنوعیت هرگونه تعامل با رژیم صهیونی» در منطقه میتواند جریان تجارت عبوری از تنگه را با هدف بررسی معیارها، مورد «بازرسی، توقیف و مصادره» قرار دهد.
کشتیها و صاحبان بار برای پیشگیری از مواجه با خطر «بازرسی، توقیف و مصادره» باید اسناد بیمهای خود را ارائه بدهند. جمهوری اسلامی ایران نیز فقط اسناد بیمهای «شرکتهای خاص» را تایید خواهد کرد. بنابراین بازرگانان ناچار خواهند بود بیمه خود را از این شرکتهای خاص تهیه کنند. این شرکتها نیز متعلق به بیمههای جمهوری اسلامی ایران هستند که خدمات بیمه دریایی مسیر تنگه هرمز را ارائه میدهند.
با ابزار بیمه هرگونه معیار مدیریت تنگه، در شرایط کنونی و بعد از آن قابلیت پیادهسازی نرم و منطقی خواهد داشت و جریان تجارت نیز برای رسیدن به وضعیت ثبات و پیشبینیپذیری با خرید بیمه همراهی خواهد داشت.



