ورود به عصر جنگهای پهپادی و بازآرایی میدان نبرد
مروری بر گزارش جدید اندیشکده شورای روابط خارجی به همت گروه زاویه
گروه زاویه
تحولات اخیر جهان نشان می دهد که نبرد جاری میان ایران و نیروهای متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی را دیگر نمی توان صرفاً با الگوهای کلاسیک نبرد هوایی، موشکی یا پدافندی توضیح داد. اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا، اخیراً طی گزارشی با مقایسه میان جنگ اوکراین و رویارویی کنونی غرب با ایران، استدلال می کند که یک الگوی تازه در حال تثبیت است؛ الگویی که بر به کارگیری انبوهی از سامانههای کم هزینه، دقیق و عمدتاً خودمختار استوار است. در این چارچوب، آنچه تعیین کننده شده نه فقط قدرت آتش، بلکه نسبت میان قیمت، سرعت تولید، مقیاس پذیری و دقت اصابت است. به همین دلیل، ایران اکنون در مرکز یکی از مهم ترین دگرگونیهای جنگ معاصر قرار گرفته است؛ تحولی که نشان میدهد سامانههای پرشمار و نسبتاً ارزان میتوانند معادلات میدان را حتی در برابر بازیگران دارای برتری فناورانه نیز دچار فرسایش و بازآرایی کنند.
تجاوز نظامی و نشانههای تغییر در راهبرد آمریکا
یکی از نکات مهم گزارش مذکور آن است که ایالات متحده دیگر صرفاً ناظر این تحول نیست، بلکه کوشیده است خود را با آن تطبیق دهد. به عقیده کارشناسان شورای روابط خارجی، نخستین موج حملات آمریکا با استقرار عملیاتی سامانه «LUCAS» همراه بوده است؛ سامانه ای تهاجمی، کم هزینه و یک بار مصرف که از نظر ماهیتی به خانواده شاهد شباهت دارد. اهمیت این نکته در آن است که پنتاگون، برخلاف الگوی سنتی اتکای صرف به سامانههای گران قیمت و پیچیده، به سمت استفاده از تجربههای میدانی حرکت کرده و مسیر تدارک و استقرار یک سلاح جدید را با الگوبرداری از ایران طی کرده است. این تحول نشان میدهد که حتی قدرتهای بزرگ نیز دریافتهاند که در جنگهای فرسایشی و چندلایه، اتکای انحصاری به سامانههای پرهزینه دیگر کافی نیست و باید به ظرفیت تولید انبوه سلاحهای دقیق کم هزینه نیز اندیشید.
اهمیت فزاینده ایران در منطق جدید نبرد
در روایت این گزارش، ایران یکی از بازیگرانی است که زودتر از بسیاری از رقبا منطق جدید نبرد هوایی را درک کرده و بر آن سرمایه گذاری کرده است. متن تأکید میکند که ایران به صورت ویژه بر موشکهای بالستیک ارزان تر و به خصوص پهپاد شاهد ۱۳۶ تکیه کرده است؛ سامانهای که با هزینهای به مراتب کمتر از موشکهای کروز یا بالستیک، برد بلند و دقت مؤثر را در اختیار قرار میدهد. به اذعان کارشناسان آمریکایی، اهمیت راهبردی این رویکرد در آن است که ایران از رهگذر ترکیب کمیت، برد و قیمت، توانسته بر رژیم صهیونیستی، پایگاههای آمریکا و شرکای منطقهای واشنگتن فشار مستمر وارد کند. حتی در شرایطی که بخش بزرگی از این پرتابهها رهگیری میشوند، استمرار شلیک و تداوم فشار خود به یک ابزار عملیاتی تبدیل میشود. در این منطق، کارکرد پهپاد تنها اصابت مستقیم نیست، بلکه فرسودن شبکه دفاعی، تحمیل هزینه و واداشتن دشمن به مصرف ذخایر پدافندی نیز بخشی از مأموریت آن است.
مسئله اصلی نسبت هزینه تهاجم و دفاع است
هسته تحلیلی گزارش اندیشکده شورای روابط خارجی، در توضیح نابرابری اقتصادی میان سلاح تهاجمی و ابزار دفاعی شکل می گیرد. برآوردهای صورت گرفته نشان میدهد که رهگیری یک پهپاد ارزان میتواند چندین برابر گرانتر از تولید و پرتاب همان پهپاد تمام شود. هنگامی که یک رهگیر پاتریوت میلیونها دلار قیمت دارد و سامانه مهاجم تنها دهها هزار دلار هزینه میبرد، معادله جنگ از سطح توانایی فنی فراتر میرود و وارد قلمرو تاب آوری اقتصادی و صنعتی میشود. این همان نقطهای است که نبرد جاری علیه ایران را به یک چالش سخت و پیچیده برای آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل میکند. زیرا حتی اگر سامانههای دفاعی از نظر فنی موفق باشند، تداوم حملات انبوه میتواند با فرسایش ذخایر، افزایش هزینهها و ایجاد گلوگاه در زنجیره تأمین، مزیت دفاعی را در طول زمان تضعیف کند. به بیان دیگر، در عصر جدید، پیروزی فقط به معنای رهگیری بیشتر نیست، بلکه به مثابه توان حفظ این رهگیری در یک بازه زمانی طولانی نیز هست.
فرسایش پدافند و بازتوزیع منابع در مقیاس منطقهای
بر اساس گزارش منتشر شده، بحران تنها در نرخ رهگیری خلاصه نمیشود، بلکه به محدودیت موجودی رهگیرها و زمان بر بودن تولید آنها نیز مربوط است. بر اساس همین منطق، ادامه حملات ایران میتواند کشورهای منطقه را در معرض کمبود سامانههای دفاعی قرار دهد و حتی آمریکا را ناچار سازد برای حفظ چتر دفاعی منطقه، از دیگر ذخایر راهبردی خود استفاده کند. از منظر تحلیلی، این نکته برای ایران مهم است زیرا نشان میدهد فشار مستمر و انباشتی میتواند تصمیمگیری عملیاتی دشمن را در سطحی فراتر از صحنه نبرد مستقیم تحت تأثیر قرار دهد. بر همین اساس، هر رهگیری موفق، اگر با مصرف سریع منابع، جابه جایی ذخایر و کاهش آمادگی در جبهه های دیگر همراه شود، لزوماً به معنای برتری پایدار نیست. به همین علت، پهپادهای انبوه در جنگ جدید نه فقط ابزار حمله، بلکه ابزار بازتوزیع اجباری منابع دشمن نیز هستند.
چشمانداز ایران و آینده جنگهای فناورانه
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که جهان وارد دوره جدیدی شده؛ عصری که در آن سامانههای نظامی انبوه و ارزان به یکی از ویژگیهای پایدار جنگ بدل خواهد شد. در این چارچوب، تجربه ایران اهمیت مضاعف دارد، زیرا نشان میدهد یک قدرت منطقهای میتواند با اتکا به تولید انبوه سامانههای نسبتاً ارزان، هزینههای سنگینی بر معماری دفاعی دشمن تحمیل کند و او را با محدودیتهای صنعتی، مالی و عملیاتی مواجه سازد. همزمان، آمریکا نیز با الهام از همین الگو در پی توسعه نسخه بومی خود از این توانمندی است. نتیجه آن است که جنگ جاری فقط یک رویارویی منطقهای نیست، بلکه صحنه آشکار شدن یک تحول تاریخی در ماهیت قدرت نظامی است. به عقیده کارشناسان، این تحول برای ایران، صرفاً یک موضوع تاکتیکی نیست، بلکه نشانهای از آن است که آینده بازدارندگی و موازنه قوا بیش از هر زمان دیگر با ظرفیت تولید، نوآوری کم هزینه و پایداری در نبرد فرسایشی گره خورده است.



