اشتباه پارادایمی زمینهساز جنگ علیه ایران
یادداشت رضا پورکاویان، مدیر اندیشکده ارزیابی سیاستی ایران
رضا پورکاوریان، مدیر مرکز ارزیابی سیاستی ایران
به اذعان صهیونیستها و امریکاییها، جنگ ۱۲ روزه و بالاخص جنگ رمضان، هردو با هدف مقدمهسازی فروپاشی از داخل بر کشور تحمیل شدهاند. بااینوجود چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگی که اکنون با آن مواجه هستیم، این هدف محقق نشده است. نمود این شکست را میتوان حتی در ادعای اندیشکدههای رادیکال صهیونی-امریکایی و ترامپ در روزهای اخیر در ناامیدی از پهلوی بهعنوان شانس تغییر حکومت مشاهده کرد.
با این وجود پرسش اصلی اینجاست که چرا چنین اشتباهی با وجود شکست راهبردی در جنگ ۱۲ روزه، دیگر بار در اسفند ۱۴۰۴ تکرار شده است؟
هرچند که نمیتوان نقش لابیهای صهیونیستی و رضا پهلوی در متقاعدسازی امریکا نسبت به اقدام عجولانه و پیشدستانه جهت سرنگونی حاکمیت نادیده گرفت، اما بنظر ریشه اصلی چنین اشتباهاتی در اتاقهای فکر فعال و اثرکذار در حوزه ایران در امریکا و اسرائیل غاصب است.
مطمئنا شکی در موضوع ضعف سرمایه اجتماعی، ناامیدی نسبت به آینده، شکاف میان جامعه و حاکمیت نیست، و پیمایشات گوناگون نیز بر این ادعا صحه میگذارند. با این وجود پرسش دیگر اینجاست که چرا در بزنگاههای حساس، پیشبینیهای منتج از این پیمایشان و دادههای عینی بهعمل نمیپیوندد؟
پاسخ این دو پرسش در اشتباه پارادایمی قرار دارد که توسط گروههای اندیشهورز و تاثیرگذار بر سیاستهای امریکا و اسرائیل اتخاذ گشته است. در این چارچوب میتوان عنوان کرد که استفاده از پارادایم اثباتگرایی و بنیانهای معرفتشناختی و روششناختی آن، برای توصیف، تبیین و ارائه راهکار ساختارهای سیاسی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی کشور، بزرگترین اشتباه ممکنه این اتاقها و در پی آن بروز و ظهور چنین جنایاتی از سویشان شده است.
نکته حائز اهمیت آن است که آشنایی با ساختارهای مختلف (بالاخص اجتماعی-فرهنگی) کشور، مستلزم فهم آنها و دلایل (و نه صرفا علل) بروز آنها است. این امر نیازمند آشنایی و کندوکاو ابعاد، ظرفیتها و سقفهای تاریخی جامعه ایران است. بر این اساس اگر اتاقهای فکر غربی در موضوع ایران از چنین فهمی برخوردار بودند و تحلیلهای خود را متوقف بر توصیف و تبیین دادههای عینی و کمی نمیکردند، منطقا با تصمیمی عقلایی، دچار اشتباهاتی خونین نمیشدند.
بااینحال چنین اشتباهاتی تنها متوقف بر دشمنان ما نیست، بلکه در بسیاری از اتاقهای فکر کشور نیز مشاهده میشود که بیجا نیست اگر بخش محسوسی از اشتباهات سیاستی کشور بالاخص در موضوعات اقتصادی و پیامدهای سخت امروز آنها را ناشی از این اشتباهات بدانیم.



