اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

آیا چین در محاسبات خود درباره سقوط ونزوئلا دچار خطا شد؟

حسین قاهری توضیح می‌دهد سیاست خارجی چین، به‌طور سنتی بر تعامل با دولت‌های مستقر تا آخرین لحظه استوار است.

✍️ حسین قاهری، رئیس مرکز مطالعات راهبردی ایران و چین

تحولات سیاسی ونزوئلا، به‌ویژه در ماه‌های منتهی به تضعیف و سقوط دولت نیکلاس مادورو، بار دیگر نگاه‌ها را به نقش بازیگران خارجی معطوف کرده است. در این میان، چین به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شرکای سیاسی و اقتصادی کاراکاس، جایگاهی ویژه دارد. پرسش اصلی اینجاست:

آیا پکن در ارزیابی خود از آینده ونزوئلا دچار خطای محاسباتی شد؟

واقعیت این است که چین، حتی در آستانه سقوط سیاسی دولت مادورو، روابط رسمی و دیدارهای دیپلماتیک خود با کاراکاس را قطع نکرد. این رفتار، برای بسیاری ناظران این تصور را ایجاد کرد که پکن همچنان بقای دولت مستقر را محتمل می‌داند. اما چنین برداشتی، بدون درک سبک خاص دیپلماسی چین، می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

سیاست خارجی چین، به‌طور سنتی بر تعامل با دولت‌های مستقر تا آخرین لحظه استوار است. پکن نه علاقه‌ای به پیش‌بینی علنی سقوط دولت‌ها دارد و نه مایل است پیش از وقوع تحولات قطعی، موضع‌گیری سیاسی آشکار انجام دهد. اصل «عدم مداخله» در امور داخلی کشورها، حتی در شرایط بحرانی، یکی از ستون‌های ثابت دیپلماسی چین است. از این منظر، تداوم دیدار با مادورو الزاماً به معنای شرط‌بندی سیاسی بر بقای او نبود، بلکه ادامه یک الگوی رفتاری تثبیت‌شده به شمار می‌رفت.

با این حال، نمی‌توان انکار کرد که نشانه‌های بحران در ونزوئلا مدت‌ها پیش از سقوط قابل مشاهده بود: اقتصاد فروپاشیده، کاهش شدید تولید نفت، فرسایش انسجام سیاسی و تضعیف اعتماد اجتماعی. به نظر می‌رسد چین این علائم را می‌دید، اما سرعت تبدیل بحران اقتصادی به فروپاشی سیاسی را کمتر از واقع برآورد کرده بود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که محدودیت دیپلماسی ثبات‌محور خود را نشان می‌دهد؛ دیپلماسی‌ای که برای تحولات تدریجی مناسب است، اما در برابر فروپاشی‌های ناگهانی دچار تأخیر تحلیلی می‌شود.

نکته مهم دیگر آن است که تعامل دیپلماتیک چین با مادورو، با احتیاط عملی همراه بود. پکن در این دوره:از تعهدات مالی بزرگ جدید پرهیز کرد،پروژه‌های پرریسک را گسترش نداد،و سطح انتظارات اقتصادی خود را به‌طور محسوسی کاهش داد.

این رفتار نشان می‌دهد که چین، برخلاف ظاهر روابط رسمی، ریسک سقوط را نادیده نگرفته بود و میان «حفظ کانال دیپلماتیک» و «سرمایه‌گذاری راهبردی بلندمدت» تمایز قائل می‌شد.

در نهایت، پاسخ به پرسش اصلی به تعریف ما از «اشتباه» بستگی دارد. اگر انتظار این باشد که چین زودتر از دیگران تغییر موضع سیاسی دهد یا سقوط دولت‌ها را پیشاپیش اعلام کند، می‌توان از خطا سخن گفت. اما اگر رفتار پکن را در چارچوب منطق دیپلماسی غیرمداخله‌گر و محافظه‌کارانه آن بررسی کنیم، آنچه رخ داد بیش از آنکه یک اشتباه آشکار باشد، محدودیت ذاتی یک الگوی دیپلماتیک بود.

تجربه ونزوئلا برای چین یک بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که در کشورهایی با بحران عمیق اقتصادی و ضعف نهادی، فاصله میان «بی‌ثباتی مزمن» و «سقوط سیاسی» می‌تواند بسیار کوتاه‌تر از برآوردهای دیپلماتیک باشد؛ فاصله‌ای که حتی محتاط‌ترین بازیگران نیز ممکن است در سنجش آن دچار خطا شوند.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا