اخبارگزارش خبری

اندیشکده‌ها چطور طرحی از الگوی اندیشه‌ورز ارائه می‌دهند؟!

اولین نشست از سلسله نشست‌های تراز به همت خانه اندیشه اندیشه ورزان برگزار شد.

به گزارش جامعه اندیشکده ها؛ خانه اندیشه‌ورزان در تاریخ نهم مرداد 1404 نشست اول از سلسله نشست‌های تراز با موضوع «طرح الگوی جامع تربیت اندیشه‌ورز» را برگزار کرد. در این نشست آقایان علی سعد، مدیر سابق اندیشکده حکمرانی شریف و محمد اسدبیگی، معاون سابق سیاست‌گذاری علمی پژوهشکده سیاست‌پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت به بیان تجربیات تربیت اندیشه ورز در زیست بوم اندیشه ورزی کشور پرداختند.

سیر تکامل اندیشکده حکمت در سه دوره

محمد اسدبگی پیرامون چگونگی تربیت در پژوهشکده حکمت ضمن برشمردن اصولی مانند حرکت از تلویح به تصریح، ضمنی بودن تربیت، ابتناء بر رشد فردی و حرکت از درون به برون، تشریح کرد: در این پژوهشکده فرآیند تربیت اندیشه‌ورزان طی سه مرحله تکاملی صورت گرفته است. ابتدا در دوره اول، روش تربیت بیشتر به صورت تلویحی و از طریق تعاملات روزمره شکل می‌گرفت. به عنوان مثال در این دوره، جلسات ناهار به محلی برای بحث‌های چالشی تبدیل شده بود! همچنین از ویژگی‌های بارز این دوره تاکید بر سنت‌های حوزوی مانند بحث و گفتگو است و در این زمینه نقش‌آفرینی افرادی پیشرو که دارای تحصیلات حوزوی بودند، چشمگیر است! در کل هرچند ویژگی اصلی این دوره تلویحی بودن تربیت افراد بود اما اقدامات تصریحی مانند جلسات آموزشی و نقد و نظر نیز انجام می‌گرفت.
در مرحله دوم بر تصریح اقدامات تربیتی افزوده شد و برگزاری دوره‌های آموزشی بروز و ظهور بیشتری یافت. در این راستا کارگاه‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری، حکمرانی هوشمند و روش‌های پژوهش برگزار شد. این دوره بیشتر بر انتقال دانش و مهارت‌های تخصصی متمرکز بود و دست اندرکاران سعی می‌کردند پژوهشگران را با چارچوب‌های علمی سیاست پژوهی آشنا کنند. تشکیل مدیریت آموزش از اقداماتی بود که در این دوره صورت گرفت، هرچند دوامی نیافت!
دوره سوم با توجه به مطالباتی که وجود داشت و همچنین پژوهشی که از دوره دوم آغاز شده بود، الگویی برای تربیت اندیشه‌ورزان طراحی شد و پیرو آن ساختارهای جدیدی پدید آمد که مراحل مشخصی از کارورزی سیاستی تا تحلیلگری ارشد را برای تربیت اندیشه‌ورز در بر می‌گرفت! نوآوری اصلی این دوره، شروع تربیت از سنین و سطوح تحصیلی پایین‌تر و با شعار «از بذرهای سیاستی تا مرزهای سیاستگذاری» بود و در این راستا سازوکار مربی‌گری نیز به شاکله تربیتی پژوهشکده اضافه شد.
پرداختن به مبانی بینشی (دینی- انقلابی) افراد از جمله وجوهی است که همواره در تربیت سیاست‌پژوهان مورد تاکید پژوهشکده قرار داشت و به طور کلی تربیت در سه ساحت بینشی، دانشی و مهارتی مدنظر قرار می‌گرفت.
از دیگر رویکردهای تربیت در حکمت، حرکت از درون به برون بود؛ در این راستا تلاش می‌شد تا پژوهشگران سیر پختگی سیاستی را با توسعه فردی و مبتنی بر کارراهه فردی و در ضمن انجام طرح‌های سیاست‌پژوهانه طی کنند و دستاوردهای سیاست‌پژوهانه آنها حاصل رشد و پختگی سیاستی ایشان باشد. به عنوان مثال چگونگی شکل‌گیری نشریه حکمتانه این موضوع را بدین‌گونه تصدیق می‌کند که نخستین شماره‌های این گاهنامه پاسخی بود به نیاز اعضای یک کارگروه برای نوشتن (انتشار) ایده‌هایشان که پس از طی شدن تجاربی از سیاست‌پژوهی برای آنها شکل گرفته بود و به تدریج این گاهنامه در بین گروه‌های پژوهشکده رواج یافت و سپس ظهور و بروز بیرونی پیدا کرد! پژوهشگران در ابتدا با مشق نوشتن در این گاهنامه ضمن شناخته شدن در زیست‌بوم سیاستی، مهارت رسانه‌ای خود را تقویت می‌کردند، هرچند که در کنار این نشریه تلاش می‌شد که پژوهشگران مهارت‌ پیاده نمودن اندیشه‌های خود در قالب‌های چند رسانه‌ای مانند ویدئو، اینفوگرافی، پادکست و … را توسعه دهند و لذا اینگونه بود که ساختارهای تربیت‌ کننده در پژوهشکده شکل می‌گرفت و با این اوصاف است که می‌توان گفت تربیت در حکمت ضمنی، تدریجی و فردمحور بود!
از جمله چالش‌های اصلی این مسیر تربیتی دوام کم نیروها در پژوهشکده و دشواری همراه‌سازی پژوهشگرانی بود که در سنین و مقاطع تحصیلی بالاتر وارد پژوهشکده می‌شدند و لذا کار راهه خود را پیش از ورود به پژوهشکده شکل داده بودند و نگاهی گذرا به آن داشتند! همچنین ایجاد تعادل بین رویکردهای انعطاف‌پذیر و بروکراتیک چالشی بود که انرژی زیادی از پژوهشکده می‌گرفت هر چند که به طور کلی حرکت از رویکردهای انعطاف‌پذیر به رویکردهای بروکراتیک و سازوکارهای شکل یافته، بر ماندگاری نیروهای انعطاف‌طلب و به طور کلی سازوکارهای تربیتی حکمت اثرگار بود!
به طور کلی رویکرد پژوهشکده حکمت در سیاست‌پژوهی یک رویکرد تربیتی است و مهمترین ثمره آن نیروهایی است که در نهادها و سازمان‌های مختلف سیاستی و اجرایی کشور مشغول به خدمتگزاری هستند، هرچند که دستاورهای حل مسئله‌ی این پژوهشکده نیز درخور و قابل توجه‌اند!

مسیر اندیشکده حکمرانی شریف از آغاز تا اکنون

علی سعد با اشاره به تاریخچه اندیشکده حکمرانی شریف گفت: اندیشکده حکمرانی شریف به عنوان یکی از نهادهای فکری مهم در ایران، حول هویت جمعی فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است. این اندیشکده در دهه ۸۰ با تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف پایه‌گذاری شد و در سال ۹۴ به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد. یکی از ویژگی‌های متمایز این مجموعه، وابستگی آن به حلقه شریف و استفاده از نیروهای وابسته به این دانشگاه است. این هویت جمعی هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف محسوب می‌شود؛ از یک سو باعث ایجاد شبکه‌ای قوی از همکاری‌ها و تأمین منابع مالی شده و از سوی دیگر محدودیت‌هایی در جذب استعدادهای خارج از این حلقه ایجاد کرده است.

او در ادامه بیان داشت: اندیشکده شریف در طول سال‌های فعالیت خود سه دوره اصلی را پشت سر گذاشته است: دوره شکل‌گیری تحت مدیریت دکتر امامیان، دوره رکود نسبی در زمان مدیریت علی مروی، و دوره احیا و رشد در دوران حمزه امیری. در این مسیر، چالش‌های داخلی از جمله تعارضات مدیریتی و جدایی برخی از اعضای کلیدی مانند مصطفی زمانیان و علی مروی وجود داشت که به ایجاد اسپین‌آف‌هایی مانند آزمایشگاه داده و حکمرانی منجر شد. با این حال، اندیشکده توانست پروژه‌های مهمی مانند درگاه ملی صدور مجوز و تنظیم‌گری صوت و تصویر فراگیر (ساترا) را با موفقیت اجرا کند. مدل کاری اندیشکده شریف ترکیبی از عملگرایی و وابستگی به هویت جمعی است. این مجموعه به جای تمرکز بر یک مکتب فکری خاص، بر اساس نیازهای عملی و پروژه‌های کاربردی پیش رفته است. این رویکرد باعث شده تا اندیشکده بتواند همزمان در حوزه‌های مختلفی مانند اقتصاد، تنظیم‌گری، و حکمرانی دیجیتال فعالیت کند. با این حال، این عملگرایی گاهی به قیمت عدم شکل‌گیری یک خط فکری منسجم تمام شده است.

مدیر سابق اندیشکده حکمرانی شریف ادامه داد: تأمین مالی یکی از چالش‌های اصلی اندیشکده بوده است. با وجود دریافت کمک‌های محدود از نهادهای حاکمیتی، بخش عمده درآمد این مجموعه از طریق اجرای پروژه‌های مشاوره‌ای تأمین می‌شده است. این مسئله باعث شده تا اندیشکده به سمت مدلی شبیه به شرکت‌های مشاوره مدیریتی حرکت کند، هرچند که همچنان بخشی از منابع به فعالیت‌های پژوهشی مستقل اختصاص می‌یابد. در بخش نیروی انسانی، اندیشکده شریف عمدتاً از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف به صورت کارآموز استفاده کرده است. فرآیند جذب و رشد افراد در این مجموعه شامل مراحل کارآموزی، پژوهشگری، و مدیریت گروه بوده است. این سیستم اگرچه امکان پرورش نیروهای متخصص را فراهم کرده، اما با چالش‌هایی مانند خروج افراد به دلیل فرصت‌های شغلی بهتر یا ادامه تحصیل مواجه شده است.

او در پایان افزود: درمیان چهره های کلیدی اندیشکده شریف باید به سه نفر توجه ویژه ای داشت. اول از همه دکتر امامیان، بنیان‌گذار اندیشکده که با توانایی بالا در تبدیل ایده‌های نظری به راه‌حل‌های عملی، نقش محوری در شکل‌گیری و تثبیت این نهاد داشته است. دوم مرتضی زمانیان که با مهارت در مدیریت تعارض‌ها و روش‌مندی دقیق، پروژه‌هایی مانند درگاه ملی صدور مجوز را به سرانجام رساند. سومین نفر نیز محمد مهدی جعفریان است که با تمرکز بر موضوع رقابت و پشتکار بالا، مرکز مطالعات توسعه و رقابت را تأسیس کرد و آن را به یکی از نهادهای مؤثر در این حوزه تبدیل کرد. در نهایت، اندیشکده شریف با ترکیب هویت جمعی، عملگرایی، و انعطاف‌پذیری توانسته است به یکی از نهادهای مؤثر در زیست‌بوم فکری ایران تبدیل شود. هرچند چالش‌هایی مانند تعارضات مدیریتی، عدم شکل‌گیری مکتب فکری واحد، و وابستگی مالی به پروژه‌ها همچنان پابرجاست، اما این مجموعه نشان داده است که می‌تواند در حل مسائل عملی حکمرانی نقش ایفا کند. آینده اندیشکده تا حد زیادی به توانایی آن در حفظ تعادل بین هویت جمعی، عملگرایی، و تولید دانش مستقل بستگی خواهد داشت.

 

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا