اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

جنگ جهانی روایت‌ها

پیشنهادهایی برای ساخت روایت موثر ملی و فراملی

بازخوانی نبرد روایت‌ها در بحران اخیر ایران و اسرائیل و تبیین این ضرورت که: باید روایت کرد. درست، مؤثر، انسانی

✍🏻 محسن دوباشی

جنگ فقط در میدان نیست؛ روایت هم می‌جنگد

در دوران جدید، دیگر جنگ‌ها فقط در میدان نبردِ نظامی رخ نمی‌دهند. موشک‌ها، پهپادها و سلاح‌ها تنها یک‌سوی درگیری‌اند. در سوی دیگر، آنچه روایت می‌شود و آن‌گونه که روایت می‌شود، به اندازه همان سلاح‌ها اثرگذار است. رسانه‌ها نه‌فقط بازتاب‌دهنده رخدادها، بلکه امروز «طراحان معنا» هستند؛ و معنا، همان چیزی است که افکار عمومی را شکل می‌دهد، مشروعیت‌ها را می‌سازد و سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهد.

اگر در جنگ سنتی پیروزی با کسی بود که بیشتر می‌کُشت، در جنگ روایت‌ها پیروزی از آنِ کسی است که بهتر می‌گوید. این، چهره جدیدی از جنگ است؛ جنگ شناختی. جنگی که در آن شبکه‌های خبری، حساب‌های توییتری، موشن‌گرافی‌ها، مستندها و حتی پست‌های کاربران عادی، سنگر و سلاح‌اند.

تجربه جنگ اوکراین و روسیه به‌روشنی نشان داد که هر طرف، نه فقط با تانک و پهپاد، بلکه با توییت و ویدیو می‌جنگد. روایت‌های چندلایه از حملات، قهرمان‌سازی‌ها، مظلوم‌نمایی‌ها و بازنمایی گزینشی واقعیت، ذهن میلیون‌ها مخاطب را شکل دادند. در جنگ غزه نیز، رسانه‌هایی چون الجزیره، با قدرت روایت‌گری و تصویرسازی انسانی از مقاومت فلسطینی، توانستند وزن افکار عمومی جهان را به نفع مردم غزه تغییر دهند.

اکنون در نبرد مستقیم ایران و اسرائیل، همین الگو در حال تکرار است. روایت اسرائیل با محوریت «دفاع پیش‌دستانه» و «مهار تهدید وجودی»، توسط رسانه‌های غربی تکرار می‌شود و در برابر آن، روایت ایران از «مظلومیت»، «اقتدار موشکی» و «پاسخ شرافتمندانه» شکل گرفته است. در این میان، روایت سومی هم از دل رسانه‌های مستقل و منطقه‌ای شکل گرفته که گاه به تضعیف روایت غربی و گاه به تلطیف روایت ایرانی انجامیده است.

ما در این میدان، اگر روایت نکنیم، برایمان روایت خواهند کرد. رسانه‌های ایرانی باید بدانند که قدرت واقعی، نه فقط در تولید محتوا، بلکه در «قاب‌بندی معنا» و «ساخت روایت منسجم» است. سکوت رسانه‌ای، یا روایت‌گری پراکنده و شعاری، یعنی واگذاری میدان نبرد به رقیب.

سه روایت از یک جنگ؛ تصویر ایران در آیینه جهانی رسانه‌ها 

در جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل، تنها موشک‌ها و پهپادها نبودند که به‌سوی هدف روانه شدند؛ بلکه سیل روایت‌ها از سوی سه جبهه مختلف نیز افکار عمومی منطقه و جهان را درگیر خود ساختند. در این نبرد رسانه‌ای، سه نوع روایت با اهداف و شیوه‌های متفاوت، به بازنمایی واقعیت جنگ پرداختند:

۱. روایت غربی با محوریت دفاع از اسرائیل: این روایت که عمدتاً توسط رسانه‌هایی چون CNN، نیویورک‌تایمز و موسسات تحلیل امنیتی مانند ISW منتشر می‌شود، ایران را به‌عنوان تهدیدی هسته‌ای و وجودی برای اسرائیل معرفی کرده و عملیات اسرائیل را «پیشگیرانه، موفق و مشروع» قلمداد می‌کند. استفاده از واژگانی چون “انهدام ظرفیت هسته‌ای”، “افزایش بازدارندگی” و “حمایت جهانی” در این خط خبری به وفور دیده می‌شود.

۲. روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران: روایت دوم که در رسانه‌های داخلی چون تسنیم، فارس و ایرنا برجسته می‌شود، بر مفاهیمی همچون “پاسخ قاطع”، “اقتدار موشکی”، “شهادت دانشمندان” و “نقض آشکار حقوق بین‌الملل” تکیه دارد. در این روایت، رژیم صهیونیستی به‌عنوان عامل تجاوزگر معرفی شده و تلاش می‌شود همبستگی ملی و مشروعیت مقاومت تقویت شود.

۳. روایت رسانه‌های مستقل و منطقه‌ای: رسانه‌هایی مانند الجزیره، میدل‌ایست‌آی و پرس‌تی‌وی انگلیسی، نگاهی بینابینی و گاه متوازن‌تر ارائه می‌دهند. این منابع نه‌تنها به بیان آسیب‌های انسانی و زیرساختی هر دو طرف می‌پردازند، بلکه خطر گسترش جنگ و بحران انسانی در منطقه را نیز پررنگ می‌کنند. روایت آن‌ها بیشتر از جنس هشدار و تحلیل است تا تبلیغ یا تقبیح.

این سه روایت، سه زاویه از یک واقعیت را به تصویر می‌کشند و هرکدام تلاش می‌کنند افکار عمومی را در جهت‌گیری خاصی همراه کنند. در این میان، روایت رسمی ایران اگرچه از منظر دفاعی مشروع است، اما برای اثرگذاری فراملی، نیازمند بازسازی زبانی، تصویری و محتوایی است. اگر روایت ما صرفاً به مصرف داخلی محدود شود، در میدان جهانی شنیده نخواهد شد.

چرا رسانه ایرانی باید جهانی روایت کند؟

در دنیای امروز، رسانه موفق، رسانه‌ای نیست که فقط «بگوید»، بلکه باید «طوری بگوید» که شنیده شود. و برای شنیده شدن در عرصه جهانی، لازم است روایت رسانه‌ای ما به زبان، فرم و نیاز مخاطب بین‌المللی ترجمه شود. ما نمی‌توانیم با لحن و ساختار داخلی، ذهن جهانی را درگیر کنیم.

یکی از ضعف‌های اساسی رسانه‌های ایرانی در نبرد روایت‌ها، تمرکز بیش از حد بر پیام‌رسانی شعاری و قالب‌های سنتی است. روایت‌هایی که صرفاً با واژگان کلیشه‌ای یا تصاویر تکراری بیان می‌شوند، تأثیرگذار نیستند. در حالی که روایت‌گری جهانی نیازمند زبان تصویری مؤثر، رویکرد مستندمحور، روایت شخصی و داستان‌محور و طراحی بسته‌های رسانه‌ای برای مخاطب جهانی است.

رسانه‌های موفق منطقه مانند الجزیره، روسیا الیوم یا حتی برخی پلتفرم‌های مستقل در لبنان و یمن، از سال‌ها پیش اهمیت «جهانی روایت کردن» را فهمیده‌اند. آن‌ها تولیداتی دارند که نه تنها در دنیای عرب، بلکه در رسانه‌های غربی نیز بازنشر می‌شود؛ چون فهم‌پذیر، همدل‌ساز و فراملی‌اند.

اگر روایت ایرانی بخواهد در نبرد رسانه‌ای منطقه شنیده شود، باید از مرزهای زبانی، ذهنی و رسانه‌ای عبور کند. باید هم برای جوان ایرانی قابل افتخار باشد، هم برای مخاطب غربی قابل درک. این مهم، بدون بازطراحی راهبرد رسانه‌ای، تربیت نسل جدیدی از «روایت‌گران بین‌المللی» و سرمایه‌گذاری در تولید چندرسانه‌ای قابل رقابت، ممکن نیست.

پیشنهادهایی برای ساختن یک روایت مؤثر ملی و فراملی

برای ساختن روایتی که هم در داخل کشور معنا داشته باشد و هم در عرصه بین‌الملل شنیده شود، نیازمند مجموعه‌ای از تحرکات راهبردی، ساختاری و محتوایی هستیم. در ادامه، چند پیشنهاد کلیدی برای نوسازی روایت رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران ارائه می‌شود:

۱. بازتعریف مخاطب رسانه: روایت ملی، تنها برای مردم ایران نیست. باید رسانه‌ها، خبرنگاران و تولیدکنندگان محتوا را آموزش داد تا ذهن مخاطب منطقه‌ای و جهانی را نیز درک کنند. این درک باید در زبان، محتوا و حتی قالب‌های بصری بازتاب یابد.

۲. تقویت روایت‌محوری به‌جای خبرمحوری: بسیاری از رسانه‌های ما، همچنان در قالب گزارش خبری یا اطلاع‌رسانی سریع گیر افتاده‌اند. در حالی که مخاطب جهانی، با روایت و داستان همدل می‌شود. ما باید از «تیترهای خبری» عبور کرده و به سمت روایت‌های انسانی، مستند، مصور و مبتنی بر تجربه حرکت کنیم.

۳. سرمایه‌گذاری هدفمند در تولیدات چندرسانه‌ای بین‌المللی: استفاده از موشن‌گرافی، پادکست، مستندهای کوتاه، مصاحبه‌های تعاملی و روایت‌های زنده، از ابزارهای ضروری برای جهانی‌سازی روایت ایران است. این تولیدات باید با زیرنویس و گویش بین‌المللی عرضه شوند.

۴. ایجاد نهادهای پشتیبان روایت‌سازی مستقل مردمی: نمی‌توان روایت مؤثر ساخت، مگر آنکه به میدان اجتماعی، فرهنگی و دانشجویی اعتماد کرد. حمایت از «انسان رسانه‌ای» در قالب شبکه‌های روایت‌محور، از الزامات این راه است.

۵. تعامل فعال با رسانه‌های مستقل جهانی: به‌جای سکوت یا انفعال، رسانه‌های ایرانی باید با رسانه‌های مستقل و حتی منتقد جهانی وارد گفت‌وگو شوند. این تعامل، هم امکان تصحیح روایت را می‌دهد و هم اعتمادسازی می‌آورد.

 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا