تجمیع فناوری با قدرت نرم و رسانه در جنگ
یادداشت تحلیلی گروه زاویه پیرامون نقش رسانه، فناوری اطلاعات، فضای سایبری و شبکههای اجتماعی در فضای جنگ ایران و اسرائیل
یادداشتی از گروه زاویه
منازعات نظامی در جهان معاصر دیگر صرفاً به نبردهای فیزیکی در میادین جنگ محدود نمیشوند بلکه جبهههایی نوین نظیر رسانه، فناوری اطلاعات، فضای سایبری و شبکههای اجتماعی نیز به عرصههایی تعیینکننده در سرنوشت جنگها بدل شدهاند. در میانه تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران، آنچه که بایستی مورد توجه قرار بگیرد، بهرهگیری از فناوریهای نوین در ابزارهای رسانهای برای دفاع مشروع، اقناع افکار عمومی و تقویت انسجام ملی است. این یادداشت با تمرکز بر ابعاد فناورانه و رسانهای نبرد میان جمهوری اسلامی ایران و اشغالگران صهیونیست، به بررسی چگونگی استفاده ایران از ابزارهای نوین برای تقابل مؤثر با جنگ ترکیبی دشمن میپردازد.
تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران و ابعاد فناورانه آن
رژیم صهیونیستی در ماههای اخیر با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته نظامی از جمله پهپادهای انتحاری، سامانههای شنود الکترونیک و عملیات مخرب سایبری، حملاتی را علیه اهداف نظامی، غیرنظامی و زیرساختی ایران تدارک دیده است. در کنار عملیات فیزیکی، این رژیم از ابزارهای جنگ روانی، شبکههای اجتماعی و رسانههای جهانی برای ایجاد هراس عمومی، القای بیثباتی و ضربه به انسجام ملی استفاده کرده است که در مقابل، ایران با استفاده از سامانههای دفاعی هوشمند و فناوریهای نوین، هم در بُعد فنی دفاعی و هم در بُعد نرمافزاری رسانهای پا به میدان گذاشته است.
فناوری در خدمت قدرت نرم؛ ابزارهای اقناع، انسجام و مشروعیت
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، برخلاف الگوهای غربی که مبتنی بر پول، تبلیغات تجاری و ائتلافسازی مصنوعی هستند، ریشه در مفاهیمی چون هویت دینی، عدالتخواهی و مقاومت دارد. در پاسخ به جنگ ترکیبی دشمن، رسانههای داخلی میتوانند با پشتیبانی فناورانه گستردهتری ایفای نقش کنند. استفاده از استودیوهای مجازی، سامانههای تولید محتوای گرافیکی پیشرفته و تحلیلگرهای مخاطب، امکان تولید پیامهای مؤثر، دقیق و اقناعکننده را فراهم میآورد. همچنین تقویت زیرساختهای تولید محتوای چندرسانهای به رسانههای کشور کمک میکند تا روایت ایران را با کیفیتی بالا به مخاطب داخلی و بینالمللی عرضه نمایند. فناوری، بهویژه در حوزه رسانه میتواند این قدرت نرم را توانمندتر و اثربخشتر کند.
شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی
رژیم صهیونیستی با اعمال سانسور شدید رسانهای، از انتشار اخبار مربوط به خسارات ناشی از حملات موشکی و پیامدهای جنگ در داخل سرزمینهای اشغالی جلوگیری میکند تا تصویر قدرتمند و آسیبناپذیر خود را حفظ کند و همزمان، برخی کاربران اسرائیلی در پلتفرمهایی مانند توییتر با هویتهای جعلی ایرانی، بهصورت سازمانیافته تلاش میکنند تا احساس ناامیدی، ضعف و شکست را در میان کاربران ایرانی گسترش دهند و فضای روانی جامعه را به سود دشمن تغییر دهند. در این میان پلتفرمهایی مانند روبیکا، ایتا و بله در کنار استفاده هوشمندانه از شبکههای جهانی همچون توییتر، فضای مناسبی برای ارائه روایاتی درست از تحولات جنگ فراهم کردهاند؛ روایاتی که بر مشروعیت واکنش ایران و ایجاد همدلی تأکید دارد.
هوش مصنوعی و دادهکاوی رسانهای
تحلیل احساسات عمومی، شناسایی روندهای کلیدی، رصد هشتگهای اثرگذار و تولید محتوای مبتنی بر مخاطب، ابزارهایی هستند که امکان اجرای پویشهای رسانهای کارآمد علیه پروپاگاندای دشمن را فراهم میکنند. این فناوریها به رسانههای ایرانی این توان را میدهند که در لحظه نسبت به تحولات فضای مجازی واکنش نشان دهند، پیامهای گمراهکننده را شناسایی و خنثی کنند و محتوای اثربخش و دقیق را برای گروههای هدف مختلف طراحی کنند. برای نمونه، با تحلیل خودکار میلیونها پست در شبکههای اجتماعی میتوان پویشهایی را که توسط کاربران جعلی یا رباتهای سازمانیافته هدایت میشوند شناسایی کرده و علیه آنها پادروایت مؤثر ایجاد کرد. همچنین، استفاده از هوش مصنوعی برای شبیهسازی سناریوهای جنگ شناختی به نهادهای رسانهای کمک میکند تا برای مقابله با موجهای اطلاعاتی آینده آماده باشند و راهبردهای اقناعی متناسب تدوین کنند.
رسانههای چندزبانه جمهوری اسلامی ایران
بی تردید، یکی از عرصههای مهم جنگ جاری، میدان روایتهاست. روایتهای معارض تلاش دارند ایران را بهعنوان عامل بیثباتی منطقه، آغازگر جنگ و ناقض حقوق بشر معرفی کنند. این روایتها با استفاده از مؤلفههایی چون القای بیثباتی داخلی، دامنزدن به شکافهای قومی و مذهبی و تخریب چهره ایران در مجامع بینالمللی پیش میروند. در چنین شرایطی، رسانههایی چون پرستیوی نقش حیاتی در ارائه روایت رسمی جمهوری اسلامی به افکار عمومی جهانی ایفا میکنند و بهویژه در شرایط بحرانی، ابزارهای مؤثر دیپلماسی عمومی محسوب میشوند. بنابراین، در برابر این موج، راهبرد ایران باید معطوف بر تولید محتوای متنوع، عمیق و مبتنی بر واقعیت با بهرهگیری از ظرفیتهای نخبگان رسانهای، کارشناسان علوم انسانی و فناوریهای نوین روایتپردازی باشد.
جمع بندی
تلفیق فناوری با قدرت نرم و رسانه، بهعنوان یکی از مؤلفههای راهبردی دفاعی ایران، در مواجهه با جنگ ترکیبی رژیم صهیونیستی نقشی تعیینکننده ایفا میکند. در همین راستا و برای بهرهبرداری حداکثری از این ظرفیت، تحلیل منسجمتری از وضعیت موجود و آیندهنگری دقیقتری در طراحی اقدامات لازم نیاز است. در ادامه به مرور برخ از این محورها پرداخته میشود.
الف) اقدامات ضروری:
- توسعه زیرساختهای تحلیل داده و هوش مصنوعی در حوزه جنگ شناختی؛
- حمایت ساختاری از پلتفرمهای داخلی در حوزه رسانه و پیامرسانی؛
- تربیت نخبگان روایتپرداز با تقویت پیوند میان رسانه، علوم انسانی و فناوری.
ب) فرصتها:
- بهرهگیری از بحران بهعنوان محرک برای توسعه پلتفرمهای بومی رقابتپذیر؛
- استفاده از رسانههای برونمرزی برای بازتعریف چهره ایران در سطح جهانی؛
- تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی در نتیجهی مواجهه با تجاوز خارجی که خود بستری روانی و اجتماعی برای بازسازی اعتماد عمومی و همافزایی در تولید روایت ملی فراهم میآورد.
ج) چالشها:
- تداوم سانسورهای فراگیر علیه روایت ایران در پلتفرمهای جهانی؛
- گسترش جنگ روانی سازمانیافته با بهرهگیری از کاربران جعلی و عملیات فریب.



