حاشیه نشینی و مناطق محرومسند تحلیل مسئلهطراحی الگو و مدلمسائل اجتماعی

احیای مناطق راکد و تبدیل آن ها به فضاهای مولد

بررسی روش های ارتقای نواحی محروم و حاشیه نشین کشور و ارائه پیشنهاد سیاستی در این حوزه

از پایان جنگ جهانی دوم به این سو، توسعه به عنوان یکی از مهم ترین مسائل در محافل دانشگاهی و برنامه ریزی کشورها مطرح بوده است؛ به نحوی که در دهه 1990 غالب کشورها به بازنگری وضعیت خود در این خصوص پرداخته اند. نهادهای مرتبط با امر توسعه با استفاده از شاخص هایی چند و با بهره گیری از الگوهای خاص مبادرت به تعیین درجه توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی کشورها نموده اند. اما در اغلب جوامع گرچه کیک توسعه اقتصادی بزرگتر شده لیکن توزیع سرمایه با محدودیت های بیشتر روبه رو بوده و همه فضاها و گروه های اجتماعی به نسبت یکسانی از کیک توسعه اقتصادی بهره مند نبوده اند. دوگانگی اجتماعی و فضایی نیز محصول چنین فرایندی است که در نتیجه آن به پدیده هایی چون حاشیه نشینی و تولید و بازتولید مناطق راکد منتج شده است.

ضرورت و اهداف پژوهش

در جوامع امروزی اقتصاد و سرمایه به رشد جنون انگیزی دست یافته ولی توزیع آن در عقب افتاده ترین و ارتجاعی ترین وضعیت ممکن است. بر همین اساس اغلب فضاهای سرزمینی و به خصوص نواحی شهری به دوگانگی متن – حاشیه مبتلا شده است که از یک سو تلالو سرمایه و از سوی دیگر کدری جامعه در آن نمایان است. برهمین اساس می توان گفت که یکی از چالش های بنیادین در مناطق فرودست شهری و اصطلاحا مناطق بازمانده از توسعه یا راکد، عدم ورود سرمایه و بروز بحران انباشت به دلیل جذابیت های پایین فرصت های سرمایه گذاری است که در یک دوره میان مدت زوال فضایی و تنزیل بافت کالبدی را به دنبال خواهد داشت. در سرتاسر جهان برای جلوگیری از این بحران به اقدامات پیشگیرانه ای تاکید می شود که عدالت اقتصادی را در سرتاسر پهنه سرزمینی و آمایش اقتصادی در فضاهای شهری را دنبال می کنند. از این رو در این پژوهش به بررسی وضعیت حاشیه نشینی کشور و چالش های موجود در مواجهه با حاشیه نشینی و ارائه پیشنهادهای سیاستی به منظور احیای مناطق راکد و محروم پرداخته شده است.

وضعیت حاشیه نشینی در جهان و ایران

بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و پیش­بینی می ­­شود رشد جمعیت شهری در سال­های آتی بخصوص در قاره ­های آسیا و آفریقا روند رو­ به­ رشدتری نسبت به سایر نقاط جهان داشته باشد بگونه ­ای که جهان در آستانه نیمه هزاره سوم، حدود 70 درصد جمعیت شهرنشین را تجربه نماید. از بازتاب­ های سریع شهرنشینی؛ حاشیه­ نشینی و سکونت­گاه­ های خودرو است که تخمین زده می­ شود در بهترین و بدترین حالت بین 25 الی 50 درصد از جمعیت شهری جهان در این نواحی ساکن باشند و حتی تعداد مطلق حاشیه ­نشینان که تا پایان سال 2018 بیش از 900 میلیون نفر و به تعبیر سازمان ملل متحد بیش از 1 میلیارد نفر است؛ در سال­ های آتی به بیش از 2 میلیارد نفر برسد.

در همین راستا سازمان ملل متحد به برآورد تعداد حاشیه­ نشینان در مناق مختلف جهان پرداخته است که بخش کثیری از آنها در اقتصادهای عقب ­افتاده و یا در حال گذار آسیا در کشورهایی نظیر بنگال، بنگلادش، فیلیپین و حتی تایلند و هندوستان سکونت دارند. صحرای آفریقا نیز که در برخی از نواحی شهری تا 90 درصد حاشیه نشین در آن مشاهده می­ شود بخش بزرگی از حاشیه­ نشینان جهان را در خود جای داده است. در مجموع برآورد ملل متحد از تعداد حاشیه­ نشینان در سال 2018 و در مقیاس جهانی بیش از 1 میلیارد نفر است که اغلب در کشورهای کمتر توسعه­ یافته سکونت دارند. گرچه می­ توان بحران حاشیه­ نشینی را به کل جهان و حتی اقتصادهای پیشرفته و صنعتی نسبت داد اما پیچیدگی و وسعت نا به­ سامانی­ ها در کشورهای کمتر توسعه یافته عمیق­ تر است. در کشور ایران نیز پدیده حاشیه ­نشینی حداقل یک قرن قدمت دارد و به شکل آشکار به یک نوع سبک زندگی اجباری تبدیل شده است و ممکن است تعداد حاشیه­ نشینان کشور بسیار قابل توجه باشد.

حاشیه نشینی به عنوان مظهر و نماد مجموعه ای از مسائل و مشکلات در برخی از بافت های شهری تلقی شده و مدت زمان طولانی مدیریت شهری را با خود درگیر کرده است. علی رغم بدیهی بودن وجه مسئله مند این پدیده و وجود وفاقی حداکثری برای بهبود وضعیت مربوط به آن، بررسی های صورت گرفته حاکی از ناموفق بودن با شکست برنامه های متنوع تعریف شده در این زمینه است.

بررسی ها نشان از این دارد که برداشت مفهومی صریح و معتبری از حاشیه نشینی وجود ندارد و دقت نظری بر تمایزات این مفهوم با دیگر مفاهیم در قوانین و اسناد صورت نگرفته است. در سال های متمادی برای تدوین شاخص ها و سنجه های شناسایی حاشیه نشینی اقدام شده است؛ اما همچنان نوع و میزان مناطق حاشیه نشین در کشور محل ابهام بوده و آمارهای مختلفی از آن ارائه می گردد.

الگوی احیای مناطق راکد به شهرک های مولد

ایجاد شهرک مولد یا احیای مناطق راکد به شهرک مولد به عنوان یکی از راهکارهای اجرایی کشور در حل مشکلات سکونتی و اقتصادی ساکنان است؛ چرا که در این طرح علاوه بر مسکن بسیاری از فعالیت های اقتصادی همانند کارگاه های تولید مبل، تولیدی پوشاک و کفش، جمع آوری ضایعات خودرو و … نیز به این مناطق منتقل شده و به تبع آن بخش های خدماتی نیز در این مناطق مستقر خواهد شد. بنابراین احیای مناطق راکد نه تنها دارای آثار مثبتی برای نواحی حاشیه نشین است بلکه تاثیرات مطلوبی بر کلان شهرها خواهد داشت. همچنین در این طرح از حجم ترافیک، صرف انرژی، صرف وقت و… که روزانه در این مسیرهای ارتباطی به دلیل وابستگی اقتصاد نواحی حاشیه نشین به کلان شهر رخ می دهد اجتناب می شود.

ساخت شهرک های تولیدی به دو صورت ممکن است: 1. تخریب و سپس نوسازی نواحی حاشیه نشین (در محدودهایی که در وضعیت بافت و طراحی بلوک ها و معابر کاملا غیراستاندار است)، 2. ارتقا و به سازی نواحی حاشیه نشین (در محدودهایی که به دلیل ساختار نسبتا مطلوب محلات صرفا نیازمند مداخلات حداقلی هستند). در هر دو حالت بازدهی و بهره وری همه جانبه هم به نفع دستگاه های مداخله گر و هم به نفع مردم قابل تصور است.

نکات قابل توجه در اجرای الگوی احیای مناطق راکد

وجود تعداد قابل توجهی از محلات حاشیه­ نشین در کشور، ضرورت مساله ­شناسی و ارائه برنامه­ های مدون برای رویارویی با آن را مبرم ساخته است. در این مناطق چالش­ هایی وجود دارد که خود به­ خود از بین نخواهد رفت یا اگر از بین برود حل آن به درازا کشیده می­ شود بنابراین مداخله در وضعیت موجود در راس تمامی برنامه­ های کلان کشوری از جمله برنامه ­های توسعه بوده است. یکی از جنبه­ هایی که همواره در این برنامه ­ها مورد تاکید قرار می­گیرد و به­ وضوح جلوه­ های ناامیدکننده زندگی در این سکونت­گاه­ ها را آشکار می­ سازد بافت کالبدی و اقتصادی و چالش ­های آن است که می­ توان با تبدیل این نواحی به شهرک تولیدی بر بسیاری از بحران­ های کنونی غلبه کرد.

در زمینه ساخت شهرک ­های تولیدی یا فضاهای مولد در نواحی حاشیه­ نشین سه نکته قابل توجه است و ضرورت پژوهش و اقدام عملی را توجیه­ پذیرتر می­ کند:

  • در صورت بازآفرینی کالبدی بدون بازآفرینی اقتصادی و تحریک اقتصاد این محلات؛ نتیجتا به دلیل بدنه ضعیف اقتصادی ساکنان، بسیاری از مساکن فروخته می­ شود و خانوارها به محلات دیگر که عمدتا حاشیه­ نشین هستند مجددا نقل مکان می ­کنند یا اگر در همان محله اولیه ماندگار شوند قادر به سرمایه­ گذاری آتی در مسکن یا حتی هزینه­ های نگهداری خانه نیستند و پس از چندی وضعیت همچنان به حالت اولیه بازمی­گردد. بنابراین بازآفرینی صرفا کالبدی نمی­ تواند گره­ گشای این نواحی باشد.
  • بسیاری از نواحی حاشیه­ نشین هم ­اکنون اقتصاد محلی و حتی منطقه­ ای انکارناپذیری دارند که نشان می ­دهد فعالیت اقتصادی در این نواحی به دلیل ارزش پایین ­تر زمین به ­صرفه است که در کنار آن دسترسی به نیروی کار ارزان نیز مزید بر علت می­ باشد.
  • بسیاری از فعالیت ­های کلان شهرها که زمین­ بر و کارگر بر است (همانند کارگاه ­های تولید مبل، تولیدی پوشاک و کفش، جمع ­آوری ضایعات خودرو و …) باید بصورت رشته­ فعالیت به این نواحی منتقل گردد که هم کلان شهر ها به تولید کالاهای با ارزش جهانی و عمدتا فناوری­ بر و سرمایه­ بر روی آورند و گرایش به بخش ­های خدماتی در آن­ها تشدید گردد و هم به ساخت کلان شهر های چند هسته ­ای (و نه تک­ هسته ­ای) یاری رساند و رابطه مرکز پیرامون به رابطه متعادل تغییر یابد.

بنابراین این برنامه نه ­تنها دارای آثار مثبتی برای نواحی حاشیه­ نشین است بلکه تاثیرات مطلوبی بر کلان شهر ها خواهد داشت ضمن آنکه از حجم ترافیک، صرف انرژی، صرف وقت و …. که روزانه در این مسیرهای ارتباطی به ­دلیل وابستگی اقتصاد نواحی حاشیه­ نشین به کلان شهر ها رخ می ­دهد اجتناب می شود.

جمع بندی

در جوامع امروزی اقتصاد و سرمایه به رشد جنون انگیزی دست یافته ولی توزیع آن در عقب افتاده ترین و ارتجاعی ترین وضعیت ممکن است. این موضوع موجب بروز حاشیه نشینی شده است. بررسی روند اقدمات دولت ها در دوره های مختلف نشان می دهد که رویکردهای مواجهه با سکونتگاه های غیررسمی در زمینه های مختلف مسیر تکاملی را پیموده است. با این حال مسیر همچنان با چالش هایی همچون عدم وجود یک بازویی اجرایی، نبود بودجه کافی و فقدان آمار و اطلاعات لازم از آخرین وضعیت شناسایی شده از محلات و محدوده های هدف حاشیه نشینی رو به رو است. ایجاد شهرک مولد یا تبدیل مناطق راکد به شهرک مولد به عنوان یکی از راهکارهای اجرایی کشور در حل مشکلات سکونتی و اقتصادی ساکنان است. بازدهی و بهره وری همه جانبه این شهرک ها هم به نفع دستگاه های مداخله گر و هم به نفع مردم خواهد بود.

 

این مطالعه در اندیشکده پایا با همکاری علی ­محمد ابراهیمی و پرویز آقایی در سال 1401 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

اندیشکده پایا

اندیشکده‌ «پایا» با رسالت پیشرفت، سازندگی و آبادانی (توسعه‌ پایدار متوازن) منطقه‌ای ایران اسلامی به ‌همت جوانان دغدغه‌مند، در سال ۱۳۹۵ بنیان‌گذاری شد ورود به صفحه انديشکده

علی محمد ابراهیمی

دکتری جامعه شناسی اقتصادی - دانشگاه تهران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا