بررسی و تحلیلحکمرانی بخش اجتماعیسند گزارش پژوهشیمسائل اجتماعی

نقش آگاهی از حقوق سیاسی در توانمندسازی سیاسی زنان

بررسی نقش آگاهی زنان از حقوق سیاسی خود به منظور توانمندسازی زنان و ارائه راهکارهایی را به منظور افزایش این آگاهی

امروزه بسیاری از کشورهای جهان خواهان دستیابی به توسعه هستند. مطالعات صاحب نظران اجتماعی نشان می دهد که زنان که نیمی از جمعیت یک کشور را به خود اختصاص می دهند، نقش و جایگاه بالقوه و خاصی برای دستیابی به توسعه ی پایدار دارند و این مهم بدون مشارکت فعال زنان در تمامی عرصه ها اعم از ابعاد خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نیست. در این میان بعد سیاسی مشارکت زنان مهم ترین اهمیت به سزایی دارد؛ چراکه یک نظام سیاسی هر اندازه از میزان مشارکت عمومی و سیاسی بیشتری در اداره امور جامعه برخوردار باشد به همان میزان از مشروعیت و حقانیت بیشتری بهره مند می شود.

ضرورت و اهداف پژوهش

زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری، نقش بی بدیلی در فرایند توسعه هر کشور ایفا می کنند؛ اما آمارهای جهانی نشان می دهد که زنان در وضعیت پایین تری نسبت به مردان قرار گرفته اند. زنان در بخش های مختلف از جمله آموزش، استخدام، بهداشت، تغذیه، سیاست، زندگی خانوادگی و آزادی های فردی و اجتماعی با تبعیض های گوناگون روبرو می شوند. این موضوع باعث شده است زنان در مقایسه با مردان از فرصت کمتری برای توسعه و پیشرفت خود و اجتماع برخوردار شوند. زنان ایران هم که بر اساس اسناد و شواهد تاریخی در پیروزی انقلاب اسلامی نقش به سزایی ایفا کردند، پس از پیروزی انقلاب تاکنون هنوز نتوانسته اند به جایگاهی درخور و شایسته دست یابند. مشارکت سیاسی اجتماعی زنان در کشورهای در حال توسعه و بسیج آن ها در قالب مشارکت موثر و سازمان یافته در فرآیند توسعه پایدار جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس آمارهای رسمی کشور، بیش از نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل می دهند. مشارکت زنان در جامعه بدان جهت از ارزش و اعتبار برخوردار است که زمینه را برای ایجاد توسعه پایدار مهیا می کند. از آنجا که آگاهی یکی از عوامل موثر و بسیار مهم در افزایش توانمندی سیاسی و یکی از مولفه های اساسی در توانمندسازی سیاسی به شمار می آید؛ ضروری است که در کنار توانمندسازی سیاسی و بررسی توانمندی زنان، آگاهی سیاسی زنان نیز مورد بررسی قرار گیرد. از همین رو پژوهش حاضر با بررسی موانع موثر بر مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان به بررسی نقش آگاهی از حقوق سیاسی زنان در توانمندسازی ایشان پرداخته و راهکارهایی را به منظور افزایش این آگاهی پیشنهاد کرده است.

موانع موثر بر مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان

موانع مشارکت سیاسی زنان در کشور موانع ساختاری و غیر ساختاری اند.

موانع ساختاری

موانع ساختاری به ساختارهای کلان کشور مربوط می شوند و عبارتند از:

  • ساختار سیاسی: برداشت های فقهی متفاوت (سنت گرا و تجددگرا) تاثیر چشم گیری بر تدوین قوانین و حتی تفسیر قانون اساسی دارد. برخی بر این باورند که تسلط فکری دیدگاه سنت گرایانه در میان فقها آثار متفاوتی را در تعیین حوزه حقوق سیاسی زنان در قانون اساسی و به تبع آن، در قوانین عادی جامعه داشته است و موانع بسیاری بر سر راه ایفای حقوق سیاسی زنان در ایران گذاشته است؛ اما به نظر می رسد هر دو دیدگاه سنت گرا و تجددگرا باید با التزام به اصول لایتغیر (تغییرناپذیر) الهی و استفاده از اجتهاد مبتنی بر عنصر زمان و مکان، راه را بر هرگونه افراط و تفریط ببندند؛
  • ساختار فرهنگی: سنت و فرهنگ یکی از موانع مشارکت سیاسی در جامعه است. برخی ایفای حقوق زنان را محصولی وارداتی می دانند و بر این باورند که زن باید از سیاست دوری گزیند، اما این دیدگاه با سنت اسلامی همخوانی ندارد؛ زیرا زنان در صدر اسلام مناصب سیاسی داشته اند و هم اکنون نیز با تکیه بر قانون اساسی می توان به رشد حقوق سیاسی زنان امیدوار بود؛
  • ساختار قانون مدنی: برخی کارشناسان بعضی از قوانین داخلی را منافی حقوق سیاسی زنان در ایران دانسته اند و از این رو کاستی هایی را در بطن قانون اساسی یادآور می شوند؛ اما آن چه باید در نظر داشت آن است که قانون اساسی بر پایه اصول اسلامی مدون است که بخش حقوق زنان نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین باید حدود و شرایطشان از طریق قانونی و از طریق افراد ذی صلاح بیان شود تا موجب تضییع حقوق زنان نشود؛
  • ساختار اجتماعی: برخی عوامل در ساختار اجتماعی نظیر بی سوادی و دسترسی محدود به آموزش، فقدان فرصت های کاری برابر با مردان، نگرش های تبعیض آمیز فرهنگی، اجتماعی، مسئولیت در خانواده، مزاحمت و خشونت، مانع مشارکت زنان در زندگی عمومی می شود که کم و بیش در اغلب ساختارهای اجتماعی یافت می شود. این معضل نیازمند کار فرهنگی مداوم درازمدت و حمایت دولت از زنان است که همت دولت و مردم را می طلبد.

موانع غیر ساختاری

این موانع شامل موانع فیزیولوژیکی است؛ چراکه زن و مرد در خلقت تفاوت هایی دارند تا هریک بتوانند از عهده مسئولیت های متناسب با خود برآیند، بسیاری از زنان به سبب مسئولیت طبیعی زاد و ولد و ظرافت خلقتی و روانی، تمایلی به کار کردن (خارج از خانه) ندارند؛ بنابراین باید قوانین محکم تری در این زمینه وجود داشته باشد تا آنان از فعالیت سیاسی و اجتماعی حذف نشوند.

بررسی نقش آگاهی از حقوق سیاسی زنان در توانمندسازی ایشان

یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده این امر است که بین آگاهی از حقوق سیاسی و توانمندسازی سیاسی زنان در جامعه رابطه معنی داری وجود دارد؛ یعنی افزایش آگاهی از حقوق سیاسی موجب بهبود عملیات توانمندسازی سیاسی زنان می شود. با آزمایش و تحلیل شاخص های آگاهی مشخص شده است که با توجه به گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی و کسب اطلاعات سیاسی در این شبکه ها، اکنون این عامل نقش بسیار مهمی در افزایش توانمندی و توانمندسازی سیاسی زنان دارد؛ در حالی که نقش رسانه هایی چون تلویزیون و رادیو و روزنامه های چاپی روز به روز کمرنگ تر می شود. درواقع این شبکه های مجازی و شبکه های اجتماعی هستند که دایره اطلاعات بخشی به افراد را به دست گرفته اند. دیگر نکته مهم عدم علاقه مندی افراد به حضور در سطوح بالای مشارکت سیاسی به عنوان کاندیداتوری در انتخابات است که قطعا باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد. این افزایش آگاهی می تواند توسط وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و یا در بستر خانواده انجام شود.

نقش شبکه های اجتماعی در آگاهی سیاسی زنان

با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق پیشنهاد می شود بر روی نقش شبکه های اجتماعی در آگاهی سیاسی زنان به طور خاص کار شود. باید بررسی کرد چه دلایل روانشناسانه و جامعه شناسانه ای زنان را از حضور گسترده در جایگاه های بالای سیاسی و مدیریتی منع می کند، به طوری که حتی علاقه مندی زنان به حضور (و نه اراده به حضور) در این جایگاه ها را کاهش داده است. بررسی دلایل عدم ارائه آموزش های حقوقی در دوران تحصیل در آموزش و پرورش و آموزش عالی و تاثیر این مسئله بر توانمندی سیاسی زنان مسئله ای بسیار مهم است و پیشنهاد می شود تا تحقیقات گسترده و عملیاتی بر این موضوع انجام شود.

جمع بندی

زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری، نقش بی بدیلی در فرایند توسعه هر کشور ایفا می کنند؛ اما آمارهای جهانی نشان می دهد آنان در وضعیت پایین تری نسبت به مردان قرار گرفته اند. از آنجا که آگاهی یکی از عوامل موثر و بسیار مهم در افزایش توانمندی سیاسی و یکی از مولفه های اساسی در توانمندسازی سیاسی به شمار می آید؛ ضروری است که این موضوع مورد بررسی قرار گیرد و پژوهش حاضر به همین امر پرداخته است. یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده این امر است که بین آگاهی از حقوق سیاسی و توانمندسازی سیاسی زنان جامعه رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین با آزمایش و تحلیل شاخص های آگاهی مشخص شده است که با توجه به گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی و کسب اطلاعات سیاسی در این شبکه ها، اکنون این عامل نقش بسیار مهمی در افزایش توانمندی و توانمندسازی سیاسی زنان دارد. از همین رو پیشنهاد می شود بر روی نقش شبکه های اجتماعی در آگاهی سیاسی زنان به طور خاص کار شود.

این مطالعه در اندیشکده تبار توسط زهرا میرزایی در سال 1402 انجام شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا