اخباریادداشت سیاستی

چرا ایران طی ۴۷ سال از ابزار بستن تنگه هرمز استفاده نکرد؟

بررسی دلایل عدم استفاده جمهوری اسلامی ایران از ابزار بستن تنگه هرمز به منظور استفاده از اثرات راهبردی آن

✍️ محمد فدایی

این پرسش در نگاه نخست عجیب به نظر می‌رسد. در عقلانیت مدرن امروز، اغلب «برخورداری از قدرت» مترادف با «اعمال قدرت» تلقی می‌شود. ازاین‌رو، هنگامی که فرد یا کشوری قدرتی در اختیار دارد اما از آن استفاده نمی‌کند، این موضوع برای بسیاری باورپذیر نیست.

ایالات متحده پیش و بیش از آن‌که در میدان نبرد نظامی شکست بخورد، در عرصه ایده و نظریه با چالش و فرسایش مواجه شده است. در منطق رایج امریکایی، دشوار است پذیرفته شود که کشوری توان ایجاد بحران اقتصادی و اختلال در امنیت انرژی جهان را ازطریق کنترل یک تنگه راهبردی داشته باشد، اما با وجود دهه‌ها تحریم و فشار، از چنین ابزاری استفاده نکند.

این مقوله آن‌چنان باورناکردنی تلقی می‌شود که به یکی از بزرگ‌ترین خطاهای محاسباتی امریکا در جنگ کنونی تبدیل شده است. آنان باور نمی‌کردند ایران بتواند تنگه را در اختیار خود بگیرد؛ معادله‌ای که کل توازن جنگ را دستخوش تغییر کرده است.

در شرایط کنونی، زمان به سود ایران در حال گذر است. با گذشت هر روز از جنگ، وضعیت در کشورهای غربی و متحدان تمدنی امریکا دشوارتر می‌شود. تاکنون افزایش قیمت‌ها آشکار شده است؛ باید منتظر ماند تا پیامدهای آن در قالب کمبودها نیز نمایان شود. درآن‌صورت، نشانه‌های فرسایش نظم مبتنی‌بر سلطه غرب بیش از هر زمان دیگری شنیده خواهد شد.

اما پرسش اصلی همچنان باقی است: چرا جمهوری اسلامی ایران تاکنون چنین اقدامی انجام نداده است؟ پاسخ کوتاه، ساده اما برای افکارعمومی جهان نامانوس است.

جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است تا حد امکان از به‌کارگیری ابزارهای قدرت خود خودداری کند. این رویکرد نه از سر ناتوانی، بلکه ناشی از سیاستی است که تمایلی به سلطه‌جویی یا بهره‌برداری فرصت‌طلبانه از موقعیت‌های بحرانی ندارد. حتی در شرایط فشار و تحریم‌های طولانی‌مدت نیز تلاش شده است از تبدیل این گذرگاه راهبردی به ابزاری برای ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی پرهیز شود.

درواقع، ایران در طول این سال‌ها کوشیده است با ایفای نقشی امنیت‌ساز، به تداوم جریان باثبات و نسبتا ارزان انرژی در جهان کمک کند. رویکرد جمهوری اسلامی درقبال تنگه هرمز همواره بر حفظ امنیت و ثبات کشتیرانی استوار بوده و مخالفت با حضور نظامی امریکا در خلیج فارس نیز در همین چارچوب و با هدف جلوگیری از تبدیل‌شدن این منطقه به عرصه رقابت و فشار قدرت‌های خارجی مطرح شده است.

تردیدی نیست که اگر ایالات متحده به چنین گذرگاه راهبردی دسترسی و تسلط مستقیم می‌داشت، از آن به‌عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ گسترده بر دیگر کشورها و تحمیل اراده خود در مقیاس جهانی بهره می‌گرفت.

برهمین‌اساس، سیاست ایران درقبال تنگه هرمز نه «بستن» آن، بلکه «مدیریت و تامین امنیت» این گذرگاه راهبردی بوده است. مدیریت تنگه به‌معنای جلوگیری از عبور دیگر کشورها نیست؛ بلکه به‌معنای حفظ ثبات، تضمین امنیت کشتیرانی و جلوگیری از تبدیل‌شدن این مسیر حیاتی به ابزاری برای اعمال فشار قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا