چرا ادعای نقض حاکمیت کشورهای عربی در قطعنامه 2817 فاقد وجاهت حقوقی است؟
نقد حقوقی ادعای نقض حاکمیت کشورهای عربی در قطعنامه 2817 شورای امنیت سازمان ملل با بهرهگیری از دکترین دستان ناپاک
محمدحسین حیدری، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
پیرو تصویب قطعنامه شماره 2817، پیشنهادی ازجانب بحرین بحث و گفتوگوهای مختلفی درخصوص این قطعنامه در فضای کشور شکل گرفت. شورای امنیت بهعنوان نهادی ذاتا سیاسی، وظایف قضاییای درقبال سازمان ملل متحد و اعضای آن ندارد اما مصوبات آن میتواند دارای بار حقوقی باشد.
این نوشتار در پی آن است تا با عینکی از جنس حقوق بینالملل و با بهرهگیری از دکترین دستان ناپاک ادعاهای این قطعنامه را نقد کند؛ ادعاهایی که بحرین درقبال نقض حاکمیت ایشان و شش کشور دیگر -کویت، قطر، عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی و اردن- متوجه ایران کرده است به این استناد که ایران با هدفگیری منافع و پایگاههای نظامی امریکایی در منطقه درحال نقض حق حاکمیت ایشان است. بااینحال نقض ادعایی حاکمیت این کشورها توسط ایران، فاقد وجاهت حقوقی لازم است.
پس از حملات نامشروع و غیرقانونی اسرائیلی و امریکایی به ایران در اسفند جمهوری اسلامی ایران وفق ماده ۵۱ منشور ملل متحد برای مقابله با متجاوزان از حق ذاتی خود برای دفاع مشروع استفاده کرد و علاوهبر هدف قراردادن رژیم صهیونیستی منافع ایالات متحده را چه در پایگاههای منطقهای ایشان چه مکانهای استقرار نظامیان امریکایی و چه مناطق اجرای آتش ایالات متحده خارج از پایگاههای ایشان در سرزمینهای عربی را مورد هدف قرارداد. امری که مورد اعتراض کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و اردن واقع شد.
درهمینراستا قطعنامه پیشنهادی بحرین درخصوص محکومیت حملات ایران، با ادعای نقض حاکمیت کشورهای مذکور به تصویب شورای امنیت بهعنوان بازوی سیاسی سازمان ملل رسید. فارغ از زبان غالبا توصیهای این قطعنامه، مشروعیت و وجاهت حقوقی ادعاهای این قطعنامه همچنان محل سوال است. بههمینسبب این نوشتار در پی بررسی این اختلاف است.
محل اختلاف ایران و دولتهای مذکور ناظر به تعارض احتمالی میان ماده ۲ منشور ملل متحد یعنی حق حاکمیت کشورهای عربی در سرزمین خود و حق ذاتی ایران برای دفاع مشروع مستند در ماده ۵۱ منشور ملل متحد است. بهعبارتدیگر ریشه اصلی اختلاف در این موضوع که سبب شکلگیری ادعاهای کشورهای عربی بر علیه ایران شده است اصطکاک میان این دو حق است:
- حق دفاع مشروع ایران؛
- حق حاکمیت سرزمینی دولتهای عربی.
بهصورتکلی حق حاکمیت دولتها علاوهبر اینکه از مهمترین اصول پذیرفتهشده توسط ملل متمدن است، زیر بنای هدف منشور ملل متحد یعنی برابری کشورها در مقابل هم هست. از این راهگذار میتوان به اهمیت حق حاکمیت در حقوق بینالملل پی برد. درسمت مقابل دفاع مشروع -انعکاسیافته در ماده ۵۱ منشور ملل متحد- مضافبراینکه امری عقلا بدیهی است در کنار شرایط مقرره در فصل ۷ منشور ازجمله دو استثنا قاعده منع توسل به زور است. این مهم نیز، نمایانگر جایگاه دفاع مشروع است.
برهمیناساس، قطعنامه شماره 2817، پشنهادی ازجانب بحرین با دو رای ممتنع دو چین و روسیه به تصویب رسید، این قطعنامه از ایران تقاضا میکند که حاکمیت کشورهای عربی را محترم بداند. ابتدا، این مهم خواستهشده از ایران یعنی محترمدانستن حاکمیت دول عربی مشروع و با وجاهت حقوقی جلوه میکند. درصورتیکه با نگاهی دقیقتری به وضع موجود میتوان فهمید که اساسا در این جنگ، احترام به حاکمیت کشورهای عربی محلی از اعراب ندارد. وفق دکترین دستان ناپاک درصورتیکه طرفی تعهدات خود ذیل حقوق بینالملل را نادیده بگیرند و حقوق دیگران را تضییع بکند. حقوقش محترم نیست و دیگر کشورها ملزم به رعایت تعهدات خود در قبال آن کشور در حیطه حقوق تضییع شده خود نیستند. بهعبارتدیگر وفق این دکترین، احترام متقابل به حقوق یکدیگر لازمه قانون در روابط طرفین است و درصورت نقض حقوق دیگری بهنحو مکرر، مُحِق ضایعشده، مجاز به رفتار متقابل است.
کشورهای عربی شورای خلیج فارس بههمراه اردن با اجازهدادن به ایلات متحده امریکا برای تاسیس پایگاه، زمینه سواستفاده امریکایی-اسرائیلی را طی سالیان اخیر فراهم کردهاند و خلاف تعهداتشان که مکرر انجام عملیات تهاجمی و غیرقانونی امریکاییها علیه جمهوری اسلامی از خاک خود را منکر شدهاند. پایگاههای امریکایی در این کشورها مبدا تجاوز علیه ایران هستند. این عهدشکنی و بدقولی تا حدی بوده که شواهد متقن و غیرقابل ردی از استفاده سنتکام از آسمان این کشورها جهت سوخترسانی یا شلیک موشکهای زمین به زمین از مناطقی خارج از محدوده پایگاههای امریکایی برای ضربه به ایران استفاده میشود.



