اخباریادداشت سیاستی

ارزیابی تفاهم‌نامه در بدعهدی آمریکا خلاصه نمی‌شود

قضاوت درباره تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، نباید صرفاً بر مبنای پایبندی یا عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش صورت گیرد.

✍️ کانون تفکر راهبردی زنجیره صنعت نفت و انرژی (پتروپال)

🔹با آغاز دوباره درگیری‌های رسمی میان ایران و ایالات متحده، یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که در رسانه‌های داخلی نسبت به تیم مذاکره‌کننده مطرح شد، این بود که چرا با وجود تجربه‌های پیشین از بدعهدی آمریکا، بار دیگر مسیر مذاکره و دستیابی به تفاهم در دستور کار قرار گرفت؛ آن هم در شرایطی که ایالات متحده عملاً به بخش قابل توجهی از تعهدات خود پایبند نماند. این نقد، هرچند در بسیاری از ابعاد قابل تأمل است، اما به نظر می‌رسد در ارزیابی این تفاهم‌نامه، یک مؤلفه مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ یعنی آثار اقتصادی آن، به‌ویژه در حوزه صادرات نفت.

🔹در میانه جنگ، ایران عملا با محاصره دریایی و فشارهای گسترده آمریکا بر مسیرهای صادرات نفت مواجه شد؛ وضعیتی که به کاهش قابل توجه صادرات دریایی انجامید. در آن مقطع، تنها بخشی از صادرات از طریق مسیرهای ریلی و تعداد محدودی نفتکش با خاموش کردن سامانه موقعیت‌یاب ادامه یافت و در روزهای پایانی جنگ، صادرات دریایی نفت تقریباً به صفر نزدیک شده بود. افزون بر این، بخشی از نفت تولیدی نیز به‌صورت نفت روی آب باقی مانده بود که فروش آن تنها توانست بخشی از فشارهای ناشی از این وضعیت را کاهش دهد. چنین شرایطی برای کشوری که هم‌زمان هزینه‌های سنگین جنگ را تحمل می‌کرد و بخش مهمی از منابع بودجه‌ای خود را از محل صادرات نفت تأمین می‌کرد، فشار اقتصادی قابل توجهی ایجاد کرده بود. ادامه این روند می‌توانست توان دولت در تأمین منابع مالی، مدیریت بازار ارز و پوشش هزینه‌های جنگ را با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو کند.

🔹از این منظر، اگرچه بدعهدی آمریکا در اجرای سایر مفاد تفاهم‌نامه واقعیتی انکارناپذیر است، اما نباید از آثار اقتصادی کوتاه‌مدت آن نیز غفلت کرد. به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دستاوردهای عملی این تفاهم‌نامه، کاهش محدودیت‌های صادرات نفت و فراهم شدن امکان ازسرگیری فروش نفت بود. بر اساس آخرین آمارها، ایران تنها در مدت کوتاهی پس از رفع این محدودیت‌ها موفق به صادرات حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت شد؛ رقمی که با توجه به شرایط پس از جنگ، از منظر تأمین درآمدهای ارزی و کاهش بخشی از فشارهای اقتصادی، قابل توجه ارزیابی می‌شود.

🔹البته باید میان افزایش ظرفیت صادرات و موفقیت در فروش نهایی نفت تفکیک قائل شد. برخی گزارش‌های اخیر، از جمله گزارش خبرگزاری رویترز، نشان می‌دهد که بخشی از نفت صادراتی ایران همچنان روی آب باقی مانده و با توجه به رقابت فشرده سایر تولیدکنندگان منطقه در بازار چین، و حجم زیاد مقادیر نفت صادراتی در این مدت کوتاه، فروش بخشی از این محموله‌ها با دشواری‌هایی مواجه شده است. با این حال، این موضوع اصل دستاورد تفاهم‌نامه در رفع محدودیت‌های صادراتی را نفی نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد پس از رفع محاصره، چالش اصلی از حوزه دسترسی به بازار به حوزه رقابت در بازار منتقل شده است.

🔹بر همین اساس، قضاوت درباره این تفاهم‌نامه نباید صرفاً بر مبنای پایبندی یا عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش صورت گیرد. همان‌گونه که نادیده گرفتن بدعهدی طرف مقابل تحلیلی ناقص خواهد بود، بی‌توجهی به آثار اقتصادی و عملی توافق نیز تصویری غیرواقعی از نتایج آن ارائه می‌دهد. ارزیابی توافق‌های بین‌المللی، به‌ویژه در شرایط جنگی، نیازمند نگاهی چندبعدی است؛ نگاهی که هم هزینه‌ها و هم دستاوردها را به‌طور هم‌زمان ببیند. از این منظر، هرچند تفاهم‌نامه نتوانست همه اهداف مورد انتظار را محقق کند، اما در حوزه انرژی و صادرات نفت، دست‌کم توانست بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و محدودیت‌های صادراتی را کاهش دهد؛ موضوعی که در تحلیل عملکرد آن نباید از نظر دور بماند.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا