صدای اعتراض نوجوانان را باید شنید
تببین اهمیت توجه به خواسته ها و دغدغه های جوانان و نوجوانان ایرانی در راستای تامین امنیت ملی
محمدحسین کریمیان
خانواده نهتنها اولین نهاد تولید امنیت در جامعه است، بلکه نخستین پایگاه نظام تربیتی، اخلاقی و حقوقی نوجوانان بهشمار میرود. امنیت از خانواده آغاز میشود و در جامعه به تکامل میرسد. بسیاری از جرایم و رفتارهای پرخطر، در یک فرایند تدریجی و در بستر روابط خانوادگی مسموم شکل میگیرند. اینکه فتنه اخیر کار دستِ ایادی آمریکایی و اسرائیلی بود، جایتردیدی ندارد اما بدین شکل نمیتوانیم از حقیقتی بزرگ چشم بپوشانیم.
رهبر انقلاب در بیانات اخیرشان به دو دسته از عوامل فتنه اشاره کردند. دسته اول را کسانی دانستند که دستگاههای آمریکایی و اسرائیلی جذب و آموزش داده بودند و درباره دسته دوم فرمودند: “دسته دوم کسانی بودند که با گروه خاص جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونی ارتباطی نداشتند؛ نوجوانی خامی است، حرف میزنند، تحت تاثیر قرار میدهند، برای او هیجان ایجاد میکنند، نوجوان هم هیجانی است و وارد میدان می شود کارهایی میکند که نباید بکند. اینها پیاده نظامند، ماموریت این ها حمله به خانه پاسگاه نظامی، بانک و .. است. آن سردستهها، اینها را مجبور به این جنایات میکنند و آنها هم انجام میدهند.”
پر واضح است که نوجوانان به دنبال اثبات خود و احساس اهمیت در جامعه هستند و این باعث میشود در جهتهایی که میبینند مناسب است، قدم بردارند. بحث زمان برای آنها معنا ندارد زیرا غالب ساعات شبانهروز در فضای مجازی هستند و خوراک فکری فلان بلاگر را در ذهن خودشان جا میکنند. نسل زد، حقیقت را در فرآیند مشارکت میجوید نه در القای یک سویه پس باید صدای نوجوان معترض را به رسمیت شناخت و افکارش را بدون سانسور شنید.
وقتی که پای صحبت برخی از این نوجوانها نشستم؛ به حقایق عجیبی برخوردم: برخی از آنها هیچ نوع اطلاعات مذهبی نداشتند و هیچ گونه ریل ارتباطی با فرهنگ رسمی کشور نداشتند؛ ارتباط بخشی از نوجوانها با نظام رسانهای کشورمان بهکلی قطع است. نه مخاطب رسانه ملّی هستند، نه کانالها و صفحات خبری ایران را دنبال میکنند و نه در روابط میانفردی سازنده مثل مسجد، هیئت و… حاضرند. آنها همواره تحت بمباران خبری اینترنشنال و دیگر رسانههای غربی هستند.
اغلب نوجوانان و جوانان کشورمان علیرغم اختلاف عقاید و سلیقهها همچنان پای تمامیت ارضی وطن و یکپارچگی تمدنیِ ایران بزرگ ایستادهاند و بر این باور دارند که ایران در یک نبرد تمدنی بزرگ قرار دارد. نبرد اصلی امروز، نبرد معناست. هر جامعهای که بتواند همزمان اعتراض را در خدمت اصلاح و مقاومت را در خدمت کرامت انسانی نگه دارد، حتی زیر سنگینترین فشارها نیز شکست نخواهد خورد. اگر ادبیات اعتراض را از ریشهٔ اسلامی ـ ایرانیاش جدا کنیم، اعتراض ناخواسته به اغتشاش تبدیل میشود.
با معترضانِ دارای مسئله – جوان و نوجوان – باید گفتوگو کرد؛ اما تبیینِ صرف، اگر به اصلاحات عینی، کاهش نابرابری و تصمیمهای ملموس به نفع طبقات محروم و ضعیف نینجامد، خودش به بنبست و فرسایش اعتماد تبدیل میشود.
برنامههایی مثل محفل، مهدیه معلی، زندگی پس از زندگی، اعتکافهای دانشآموزی و اردوهای راهیان مقاومت جریانهای تربیتی نویی هستند ولی خروجی آنها اگر تربیت مداح و قاریان برتر یا انس گرفتن چند روزه با شهدا باشد، کافی نیست زیرا ما در گام دوم انقلاب نیازمند جوانانی هستیم که مناسبات جهانی و قواعد بینالمللی را در جهت ساختن تمدن نوین اسلامی تغییر دهند؛ پس باید از شعارزدگی فاصله بگیریم و کنشگر در میدان جنگ تربیتی باشیم.



