آینده مبهم تجاری امارات متحده عربی
دکتر محمد نهبان وضعیت امارات متحده عربی در جنگ رمضان را بررسی می کند
محمد نبهان؛ پژوهشگر جامعهشناسی اقتصادی و توسعه
امارات متحده عربی در حال حاضر دارای هفت امارت است که دارای تفاوت های قابل توجهی با هم هستند. ابوظبی، که مرکز کشور است، بخش اعظم منابع و درآمد نفتی را به خود اختصاص داده است و حدود 94 درصد از ذخایر شناخته شده نفت این کشور را در اختیار دارد. در حالی که سهم دبی از این ذخایر فقط به حدود 4 درصد می رسد. از این رو دبی، با توجه به ذخایر نفتی محدود و رقابت با ابوظبی، از ابزارهای جانشینی برای توسعه اقتصادی استفاده کرده و دست به گسترش بنادر و زیرساخت های تجاری زده است تا جایی که از سال 2004 ظرفیت بنادر این کشور در سطح ده بندر بزرگ جهان قرار گرفته است. این کشور دارای اقتصادی باز و نیز مازاد تجاری بالاست. تلاش های موفق برای متنوع سازی اقتصاد باعث شده است تا سهم نفت و گاز در اقتصاد این کشور به حدود 25 درصد کاهش یابد.
این کشور بسیار کوچک توانست با اتکا به نیروی انسانی جوان و متخصص کشورهای همجوار از ظرفیت و قابلیت های دیده نشده و کمتر مورد توجه قرار گرفته شده کشورهای همسایه در جهت توسعه اقتصادی خود بهره مند شود، به طوری که از یک وجه وارد عرصه تجارت مستقیم در بخش های مختلف تکنولوژی شد، همچون تاسیس وزارت هوش مصنوعی و انتصاب نخستین وزیر هوش مصنوعی جهان در اکتبر 2017. در این راستا تخمین های نهادهای پژوهشی برجسته بین المللی نیز این واقعیت را تایید و نشان می دادند که هوش مصنوعی در دهه آینده می توانست تاثیر و سهم بسزایی در تولید ناخالص داخلی امارات متحده داشته باشد.
در وجهی دیگر امارات با ایجاد کریدورهای بین المللی امن در حوزه ترانزیت هوایی-دریایی در جهان، خود را به یک کشور استراتژیک و یک ترمینال مهم در عرصه اقتصادی جهان مبدل کرد. این قابلیت توسعه یافته و ظرفیت بالقوه ترانزیت سبب شد عملاً به عنوان یکی از محورهای اصلی سهم خود را چه در حمل و نقل آبی و چه هوایی پیدا کند. در فرایندهای تجاری نرم دیگر نیز این کشور با خلق بازارهای متنوع توانست بر قابلیت های اقتصادی و ایجاد تمرکز محوری معاملات در سطح جهانی (دیپلماسی اقتصادی) خود را به یکی از بازیگران کنار دست ابربازیگران اقتصادی بازتعریف کند.
پژوهش ها نشان می دهد بندر جبل علی به عنوان بزرگ ترین بندر خاورمیانه و جهان در شهر دبی, در سطح اول توسعه یافتگی قرار گرفته؛ و توانسته است طی دو دهه اخیر تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی به طور مستقیم بر توسعه زیرساخت های بندر تجاری, تفریحی و نفتی در کرانه ساحلی کلان شهر دبی اثرگذار شود و قابلیت توانش اقتصادی خود را برای تقویت نقش کلیدی در اقتصاد جهانی به خوبی ایفا کند.
تنش و جنگ فرامنطقه ای امریکا و صهیوینست ها علیه ایران اسلامی، و قطع ارتباط کریدور آبی در تنگه هرمز درخاورمیانه به مثابه یک شوک شدید(سکته اقتصادی)، عملا شریان اقتصاد بین المللی را برای این کشور قطع کرده و امکان هرگونه تحرک اقتصادی با شرایط فعلی (جنگ) را غیرممکن و با اتکا به جغرافیای ژئوپولوتیکی خود تقریبا غیر محتمل کرده است. بدین سبب پیش بینی می شود سرمایه های خرد و کلان آرام آرام با ادامه تنش، در صورت گسترش میدان جنگ، به سوی کشور مجاور یعنی سلطنت عمان-به دلیل همجواری با امارات متحده عربی، بحرین، قطر و سعودیه و دسترسی به اقیانوس هند و دارا بودن بندری آن سوی تنگه هرمز-به حرکت درخواهند آمد. همچنین آسیب جدی زیرساخت ها، ظرفیت های محوری کریدوری و قابلیت های اقتصادی امارات متحده عربی، عملا این فرصت را (در آینده) برای کشورهای همجوار در اطراف خلیج فارس فراهم می کند تا بتوانند از ظرفیت کریدوری و مساله خلق بازارهای اقتصادی متنوع، سهم حداکثری و نقش موثرتری را در این حوزه برعهده داشته باشند. امری که می تواند با توجه به شکست حریم امنیت اقتصادی امارات، آن ها را به سوی آینده ای مبهم رهنمود کند.
منابع:
جابری، طالب. (1398-6-5). هوش مصنوعی در جهان (6) امارات متحده عربی. تهران، ایران: مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی. https://sid.ir/paper/791604/fa
زارعی و همکاران (1402). ارزیابی وضعیت توسعه یافتگی بنادر سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس و دریای عمان. نشریه: جغرافیا و توسعه، دوره:21 ، شماره:73، صفحات :23-46.
پژوهشکده تحقیقات راهبردی (1390). «تحولات داخلی و روابط خارجی امارات متحده عربی»
× Early, Bryan R. (2008).‘Adversaries and Allies with Alibis: The Foreign Policy of Trade under the Shadow of Conflict’, presented at the 49th Annual Convention of the International Studies Association, San Francisco, CA, 26-29 March.



