اخباریادداشت سیاستی

تفاوت‌های دو جنگ ایران در خرداد و اسفند

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، د‌و جنگ اخیر ایران را از سه منظر مقایسه کرده است.

✍️ پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

تفاوت اول: براندازی

جنگ آن‌گونه که بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند، با حمله امریکا و اسرائیل به ایران در شنبه ۹ اسفند آغاز شد. اگرچه برای احصاء و تشریح تفاوت‌های جنگ کنونی و جنگ ۱۲ روزه باید صبور بود، اما برخی تفاوت‌ها از هم‌اکنون آشکار هستند. این سلسله تحلیل‌های کوتاه می‌کوشند این تفاوت‌ها را به‌اجمال تشریح کنند. نخستین تفاوت، هدف از آغاز جنگ است.

درخصوص هدف اسرائیل از آغاز جنگ ۱۲ روزه، میان تحلیلگران اختلاف‌نظر وجود دارد. به‌صورت کلی و با اندکی تسامح و بدون درنظرگرفتن گروهی که براندازی را اساسا هدف اسرائیل در جنگ نمی‌دانند، می‌توان دو برداشت را از یکدیگر تمییز داد:

  1. تحلیل نخست با اشاره به اقدامات خاص اسرائیل ازجمله در حمله به لویزان (محل ادعایی استقرار رهبر معظم انقلاب)، حمله به جلسه شعام در غرب تهران، حمله به قرارگاه ثارالله، بسیج، پلیس فتا، زندان اوین و… براین باور است که این بانکِ اهداف، کارکردی جز براندازی برای اسرائیل نداشته و بنابراین این رژیم از همان ساعت صفر حمله در پی تغییر نظام سیاسی در ایران بوده است.
  2. تحلیل دوم اما با تمرکز بر زمان حمله به اهداف پیش‌گفته که عمدتاً از روز چهارم به بعد بودند، بر این اصرار دارد که اسرائیل از میانه جنگ در پی براندازی یا تضعیف شدید برآمده است و نه ابتدای آن. مهم‌ترین استدلال این گروه از تحلیلگران البته آن است که اگر اسرائیل در ساعت صفر حمله در پی هدف براندازی بود، ترور «مقامات سیاسی، فرماندهان نظامی» از ترور «فرماندهان نظامی، دانشمندان هسته‌ای» اهمیت بیشتری می‌یافت. از نظر این گروه، اسرائیل در ابتدا برای انهدام توان هسته‌ای و موشکی ایران اقدام کرد اما به‌تدریج و با تسلط قابل‌توجه بر آسمان ایران، در پی هدف طمع‌برانگیز براندازی برآمد. برخی کنش‌های کلامی نتانیاهو درباره براندازی به‌عنوان نتیجه احتمالی اقدامات او و نه هدف عملیات نیز شاهدی برای این گروه از تحلیلگران است.

اما آنچه در روز نخست جنگ کنونی رخ داد، بیانگر آن است که اسرائیل و امریکا از اساس در پی براندازی جمهوری اسلامی ایران یا تضعیف اساسی آن آمده‌اند. تلاش برای ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی و برخی از سران سه‌ قوه به‌همراه حمله به مکان حضور برخی از فرماندهان نظامی ازیک‌سو و اظهارات چندباره ترامپ و نتانیاهو که «در حمایت از مردم وارد شده‌ایم و اکنون باید مردم با حضور در خیابان، قدرت را از جمهوری اسلامی بازپس گیرند و ایران را به شکوه سابقش برسانند!» و نشانگان دیگر که همگی در روز نخست حمله مشاهده شد، بیانگر آن است که هدف کنونی دشمنان، تحقق براندازی در ایران است. این هدف برای آمریکا، فراتر از عملیات «چکش نیمه‌شب» در جنگ ۱۲روزه است که صرفاً بر حمله به اهداف هسته‌ای محدود شده بود.

اگر بپذیریم هدف دشمن براندازی است، کنش‌های آتی او را باید در تناسب با این هدف برآورد کرد و اینجاست که «خیابان» در پیوند با گروهک‌های تروریستی با همه تنوع و تکثرشان معنا پیدا می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران با استقرار یگان‌های ایست‌وبازرسی از نخستین شب جنگ، زیرضرب‌بردن افراد و گروهک‌هایِ تحت اشراف اطلاعاتی و برخی موارد دیگر که به‌زودی عیان خواهند شد و بعضی موارد دیگر که همواره پنهان خواهند ماند، هوشمندانه در پی مواجهه با این هدف جاه‌طلبانه دشمنان است و کنش‌های اطلاعاتی امنیتی خود را به موازات کنش‌های نظامی پی می‌گیرد. روزهای آتی، نشانه‌هایی برجسته از این مواجهه آشکار خواهد شد.

تفاوت دوم: پذیرش هزینه ازسوی ترامپ

جنگ آن‌گونه که بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند، با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در شنبه ۹ اسفند آغاز شد. اگرچه برای احصاء و تشریح تفاوت‌های جنگ کنونی و جنگ ۱۲ روزه باید صبور بود، اما برخی تفاوت‌ها از هم‌اکنون آشکار هستند. این سلسله تحلیل‌های کوتاه می‌کوشند این تفاوت‌ها را به‌اجمال تشریح کنند. نخستین تفاوت، هدف از آغاز جنگ است.

در جنگ ۱۲روزه، امریکا در صف پدافندی ایستاده بود و تلاش می‌کرد مانع از عبور موشک‌های ایرانی به‌سوی اسرائیل شود. ایران نیز در مواجهه با این نقش‌آفرینی، تمرکزش بر اسرائیل بود. با انجام عملیات چکش نیمه‌شب و حمله امریکا به مراکز هسته‌ای، جمهوری اسلامی در پاسخ به پایگاه نظامی امریکا در قطر حمله کرد. امریکا در جنگ ۱۲روزه، نه قصدی برای ورود گسترده‌تر داشت و نه به‌لحاظ ادراکی، حاضر به پذیرش هزینه‌هایی بیشتر بود. پس از جنگ نیز اجماعی نسبی در ستایش نوع عملیات چکش نیمه‌شب شکل گرفت؛ حمله‌ای کم‌هزینه، کوتاه و بدون ریخته‌شدن قطره‌ای خون از سربازان امریکایی.

اما در جنگ کنونی، امریکا براساس هدفی که برای خود تعیین کرده، پذیرفته است که بسیار بیشتر از جنگ ۱۲روزه هزینه‌ بدهد. و این کاملا قابل پیش‌بینی بود. این جمله ترامپ در روز نخست جنگ که از امکان کشته‌شدن سربازانش سخن گفت، گواهی بر این ادعاست. این یعنی به‌لحاظ ادراکی، آمریکا خود را برای هزینه‌های جدی آماده کرده است. تاکنون، ایران به پایگاه‌های امریکا در عربستان، قطر، کویت، بحرین، امارات، عراق، اردن و عمان و پایگاه ناتو در قبرس حمله کرده است. به‌نظر می‌رسد این حملات اگرچه ضروری است تداوم یابد و به‌امیدخدا نیز چنین خواهد شد، اما هم‌چنان زیرآستانهِ هزینهِ پذیرش‌شده ازسوی ترامپ در جنگ است.

چه باید کرد؟ قطعا آنچه اکنون طرح می‌شود، به ذهن فرماندهان دلاور و مدبر نظامی رسیده است. امریکا به جنگ پایان نمی‌دهد مگر در دو صورت؛ دستیابی به اهدافش در ایران یا تحمیل هزینه‌ای فراتر از تصورات ترامپ. موضوع نخست اکنون محل بحث ما نیست. اما برای تحقق دومی، جمهوری اسلامی به چیزی بیشتر از آنچه از دیروز ظهر تاکنون انجام داده است، نیاز دارد؛ یکی از راهکارها ریختن خون سربازان امریکایی در مقیاسی بیشتر از آنی است که در ادراک ترامپ پذیرفته شده است. با تحقق این مورد و حضور موثر مردم در خیابان، نظام محاسباتی ترامپ با محوریت آینده سیاسی‌اش، دچار تغییر خواهد شد. راهکار دیگر، تحقق شوک نفتی و حفظ قیمت جدید برای روزهای متوالی است. هر دو راهکار قابلیت تشریح بیشتر دارند اما مهم‌تر، اراده جمهوری اسلامی ایران است؛ به‌نظر می‌رسد این گزینه‌ها برای تهران در دسترس است، اگر بخواهد. کیفیت و جسارت بالای عملیاتی در دیروز و امروز بیانگر آن است که ایران مسیری مرحله‌ای و معطوف به نتیجه را در پی گرفته است؛ الحمدلله.

تفاوت سوم: طرح عملیاتی ایران

جنگ آن‌گونه که بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند، با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در شنبه ۹ اسفند آغاز شد. اگرچه برای احصاء و تشریح تفاوت‌های جنگ کنونی و جنگ ۱۲روزه باید صبور بود، اما برخی تفاوت‌ها از هم‌اکنون آشکار هستند. این سلسله تحلیل‌های کوتاه می‌کوشند این تفاوت‌ها را به‌اجمال تشریح کنند. نخستین تفاوت، هدف از آغاز جنگ است.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های عملکردی جمهوری اسلامی ایران را در دو جنگ ۱۲روزه و جنگ کنونی (رمضان) می‌توان در «طرح عملیات» دانست. این یک واقعیت انکارناپذیر است که موشک یا هر سلاح راهبردی دیگر، اگر خارج از یک طرح عملیاتی هوشمندانه جای گیرد، استفاده از آن فاقد اثر راهبردی خواهد بود. بنابراین طرح عملیاتی در نبرد، اهمیتی بسیار دارد.

اکنون راحت‌تر می‌توان گفت که در جنگ ۱۲روزه، جمهوری اسلامی ایران اگرچه در نیمه دوم جنگ توانست دستاوردهای میدانی مناسبی کسب کند، اما در روزهای ابتدایی جنگ، فاقد یک طرح عملیاتی مشخص، جامع و چندبعدی بود، یا دست‌کم اینکه طرح عملیاتی‌اش در آن روزها، ضعف‌هایی جدی داشت. صرف اشاره به زمان پرتاب موشک‌ها، خود گویای ماجراست؛ در روزهای میانی جنگ بود که ایران برای تغییر در معادلات و مناسبات اجتماعی صهیونیست‌ها، به این جمع‌بندی رسید که علاوه‌بر تاریکی شب، باید در روشنایی روز نیز سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار دهد، درحالی که در یک طرح عملیاتی هوشمندانه، باید از پیش به این مسئله مهم اندیشیده می‌شد. البته همان‌گونه که اشاره شد، در نیمه دوم جنگ ۱۲روزه، این ضعف تاحدی برطرف شد و آثار خود را آشکار ساخت.

اما این روزها، تا اکنونِ نبرد، نشانه‌ای از نبود یا ضعف برجسته طرح عملیاتی در دسترس نیست؛ گویی همه سناریوها پیش‌بینی‌ و برای آن‌ها طرحی مدون شده است. روند منطقه‌ای‌سازی جنگ از سوی ایران، اولویت‌بندی میان بانک اهداف در اسرائیل و اهداف مستقر در کشورهای منطقه، تمرکز بر مختل‌سازی شبکه پدافندی امریکا در منطقه، تداوم پرتاب موشک با همه فشارهایی که روی لانچرها و شهرهای موشکی است، تنظیم تعداد موشک‌های پرتابی با احتمال طولانی‌شدن نبرد، دستاوردهای پدافندی کوتاه‌برد و میان‌برد که تاحدی مانع از تکرار کارایی پهپادی دشمنان در جنگ ۱۲روزه شده است، استقرار تهدید انصارالله بر سر کشورهای عربی جهت ممانعت از ورود آن‌ها به جنگ، اشراف اطلاعاتی پیشینی و کنونی بر گروهک‌های تجزیه‌طلب کُرد و تضعیف آن‌ها در حملات دوره‌ای، حصر کشتی‌ها و نفتکش‌ها در خلیج فارس با بستن تنگه هرمز بی‌آنکه از روش‌های سنتی و مشهور تحدید تنگه استفاده شود و برخی موارد دیگر، در شرایطی که زعیم شیعه و رهبر ایران به شهادت رسیده و کشور در دوره‌ای حساس به‌سر می‌برد، همگی بیانگر آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای مواجهه با چنین نبردی است. بله! جنگ است و قطعا ضعف‌هایی در طرح عملیاتی و عملیات داشته‌ و هزینه‌هایی سنگین نیز داده‌ایم. اما با احتساب چنین رویکرد منسجمی در طرح عملیات، آیا امکان دارد طراحان نظامی ایران به سناریوی ورود زمینی امریکا به نبرد نیاندیشده باشند؟!

برخلاف برخی سخنان، جمهوری اسلامی ایران اگر از جنگ ۱۲روزه مشخصا در حوزه طراحی عملیات درس نگرفته بود، معادلات میدان و سیاست شاید به‌گونه‌ای تلخ برای او پایان یافته بود. اکنون اما در این وضعیت نیستیم و با عنایت پروردگار چنین وضعیتی نیز رقم نخواهد خورد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

موسسه تهران ضمن توجه به نیازها و ضرورت ‌های حوزه سیاستگذاری، تولید منابع مرتبط با حوزه‌ های سیاست خارجی، مطالعات استراتژیک و امنیت بین ‌الملل را برای مخاطب دانشگاهی مدنظر قرار داده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا